صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۸۰۱ تا #۴٬۸۵۰.

  1. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در صومعه نگنجد رند شرابخانه
  2. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
  3. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در ملک لایزالی دیدم من آنچه دیدم
  4. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در من نگرد یار دگربار که داند
  5. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کار من درهم آخر نظری فرمای
  6. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کف جور تو افتادم، تو دان
  7. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کوی تو لولیی، گدایی
  8. فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
  9. فخرالدین عراقی (غزلیات)/درین ره گر بترک خود بگویی
  10. فخرالدین عراقی (غزلیات)/درین ره گر به ترک خود بگویی
  11. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  12. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل در گره زلف تو بستیم دگربار
  13. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل گم شد، ازو نشان نمی‌یابم
  14. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل گم شد، ازو نشان نیابم
  15. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، دولت خرمی ندارد
  16. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، چو در دام عشق منظور است
  17. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، که دایم عشق می‌ورزید رفت
  18. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
  19. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی
  20. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانم
  21. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
  22. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  23. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دیده‌ی بختم، دریغا کور شد
  24. فخرالدین عراقی (غزلیات)/دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  25. فخرالدین عراقی (غزلیات)/راحت سر مردمی ندارد
  26. فخرالدین عراقی (غزلیات)/رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
  27. فخرالدین عراقی (غزلیات)/رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
  28. فخرالدین عراقی (غزلیات)/رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
  29. فخرالدین عراقی (غزلیات)/روی ننمود یار چتوان کرد
  30. فخرالدین عراقی (غزلیات)/روی ننمود یار چتوان کرد؟
  31. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟
  32. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  33. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  34. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
  35. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  36. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
  37. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  38. فخرالدین عراقی (غزلیات)/زان پیش که دل ز جان برآید
  39. فخرالدین عراقی (غزلیات)/زهی! جمال تو رشک بتان یغمایی
  40. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
  41. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی قدحی شراب در دست
  42. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، ار جام می، دمادم نیست
  43. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
  44. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، قدحی می مغان کو؟
  45. فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، چو نمی‌دهی شرابم
  46. فخرالدین عراقی (غزلیات)/سحرگه بر در راحت سرایی
  47. فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر به سر از لطف جانی ای پسر
  48. فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر به سر از لطف جانی ساقیا
  49. فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
  50. فخرالدین عراقی (غزلیات)/سهل گفتی به ترک جان گفتن