صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۸۰۱ تا #۴٬۸۵۰.
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در صومعه نگنجد رند شرابخانه
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در ملک لایزالی دیدم من آنچه دیدم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در من نگرد یار دگربار که داند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کار من درهم آخر نظری فرمای
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کف جور تو افتادم، تو دان
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کوی تو لولیی، گدایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/درین ره گر بترک خود بگویی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/درین ره گر به ترک خود بگویی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل در گره زلف تو بستیم دگربار
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل گم شد، ازو نشان نمییابم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل گم شد، ازو نشان نیابم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، دولت خرمی ندارد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، چو در دام عشق منظور است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دل، که دایم عشق میورزید رفت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمیدانم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دو اسبه پیک نظر میدوانم از چپ و راست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دیدهی بختم، دریغا کور شد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/راحت سر مردمی ندارد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/روی ننمود یار چتوان کرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/روی ننمود یار چتوان کرد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/زان پیش که دل ز جان برآید
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/زهی! جمال تو رشک بتان یغمایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی قدحی شراب در دست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، ار جام می، دمادم نیست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، قدحی می مغان کو؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ساقی، چو نمیدهی شرابم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/سحرگه بر در راحت سرایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر به سر از لطف جانی ای پسر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر به سر از لطف جانی ساقیا
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/سهل گفتی به ترک جان گفتن