فخرالدین عراقی (غزلیات)/ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فخرالدین عراقی (غزلیات) (ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟) از فخرالدین عراقی |
' |
| ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟ | چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟ | |
| نگفتیم که: بیایم، چو جان تو به لب آید؟ | ز هجر جان من اینک به لب رسید کجایی؟ | |
| منم کنون و یکی جان، بیا که بر تو فشانم | جدا مشو ز من این دم، که نیست وقت جدایی | |
| گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی | مرا چهای؟ و ندانم که با کس دگر آیی؟ | |
| کجا نشان تو جویم؟ که در جهانت نیابم | چگونه روی تو بینم؟ که در زمانه نپایی | |
| چه خوش بود که زمانی نظر کنی به دل من؟ | دل ز غم برهانی، مرا ز غم برهایی | |
| مرا ز لطف خود، ای دوست، ناامید مگردان | کامیدوار به کوی تو آمدم به گدایی | |
| فتادهام چو عراقی، همیشه بر در وصلت | بود که این در بسته به لطف خود بگشایی؟ |