صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۷۵۱ تا #۴٬۸۰۰.
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهی خون
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بگذر ای غافل ز یاد این و آن
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، تا بیدلان را زار بینی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، کاین دل سر هجران ندارد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که بیتو به جان آمدم ز تنهایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که خانهی دل پاک کردم از خاشاک
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیجمال تو، ای جهان افروز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیدلی را بی سبب آزرده گیر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیرخت جان در میان نتوان نهاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیرخت جانا، دلم غمگین مکن
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا تو در حسن و جمال افزودهای
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا توانی هیچ درمانم مکن
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا زخوبی دل ز من بربودهای
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا کی از دست تو خونابه خورم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا کی از دست فراق تو ستمها بینیم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا کی همه مدح خویش گوییم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ترک من، ای من غلام روی تو
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تماشا میکند هر دم دلم در باغ رخسارش
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جانا، ز منت ملال تا کی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جانا، نظری به ما نکردی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جانا، نظری که ناتوانم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جانا، نظری، که دل فگار است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/حبذا عشق و حبذا عشاق
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/خوشا دردی!که درمانش تو باشی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دل
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/خیز، تا قصد کوی یار کنیم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در بزم قلندران قلاش
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در جام جهان نمای اول
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در جهان گر نه یار داشتمی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در حلقهی فقیران قیصر چه کار دارد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/در سرم عشق تو سودایی خوش است