صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۰۵۱ تا #۳٬۱۰۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/چشم صاحب دولتان بیدار باشد صبحدم
  2. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/چمن ز باد خزان زرد و زار خواهد ماند
  3. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/چو بد کنی و ندانی که : نیک نیست که کردی
  4. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/چو دیده کرد نظر، دل دراوفتاد چو دل
  5. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/کردم اندیشه تاکنون باری
  6. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاب
  7. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانی
  8. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
  9. اوحدی مراغه‌ای (قصاید)/گریان در آخر شب، چون ابر نوبهاری
  10. اوحدی مراغه‌ای (مربع)
  11. اوحدی مراغه‌ای (مربع)/آن سرو سهی چه نام دارد؟
  12. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)
  13. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/از آن دلدار هر جایی چه خیزد؟
  14. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/ازین گفتن، خدایا، شرم دارم
  15. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/اگر با عقل داری آشنایی
  16. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/اگر صد چون تومیرد غم ندارم
  17. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/اگر نتوان به دیر و زود کردن
  18. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/بدان آتش رخ آوردند چون دود
  19. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/برآرم دست تا رویت به غارت
  20. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/برای او چه باشی اشک ریزان؟
  21. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/برید دوست چون آورد نامه
  22. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به بوی وصل بودم شادمانه
  23. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به خر گفتند: کیمخت از چه بستی؟
  24. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به دست قاصدی داد این حکایت
  25. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به زودی قاصدی این نامه چون باد
  26. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به قدر حسن خوبان دلفروزند
  27. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به نام آنکه ما را نام بخشید
  28. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/به گل گفتند: بلبل بس حقیرست
  29. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/بپرسیدند از محمود غازی:
  30. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/بگویم با تو سر سینه‌ی خویش
  31. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/تو از من چون به زودی سیر گشتی
  32. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/تو ای مهجور سر گردان، کدامی؟
  33. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/تومینالی و کس را زان خبر نه
  34. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/جهان خالیست، من در گوشه زانم
  35. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/جوانی خار کن بر خار می‌خفت
  36. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/خبر دادند مجنون را که: لیلی
  37. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/خداوندا، به ارواح بزرگان
  38. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/در آن ایام کز من دور شد بخت
  39. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/در آن مدت، که بود از محنت تب
  40. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دل آن ماه نیز این فکر میکرد
  41. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دل از ما بر گرفتی، یاد می‌دار
  42. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دل عاشق بدان فکرت چو برخاست
  43. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دگر بار آن بت از خواری پشیمان
  44. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دگر بوی بهار آورده‌ای، باد
  45. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/دگر نوبت، چو باد نوبهاری
  46. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/ز بهر آنکه ناچارست دیدن
  47. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/ز جام عاشقی مستم دگر بار
  48. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/ز چشم سوکوار اشکی چو باران
  49. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/زهی! از جام مهرت مست گشته
  50. اوحدی مراغه‌ای (منطق العشاق یا ده نامه)/زهی! گرد جهان سر گشته از من