اوحدی مراغهای (منطق العشاق یا ده نامه)/بپرسیدند از محمود غازی:
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (منطق العشاق یا ده نامه) (بپرسیدند از محمود غازی:) از اوحدی مراغهای |
' |
| بپرسیدند از محمود غازی: | چرا چندین گرفتار ایازی؟ | |
| بگفتا: چون که از وی ناگزیرست | ازین پس ما غلامیم، او امیرست | |
| به نرمی طبع تندان رام گردد | به سختی پخته دیگر خام گردد | |
| اگر در عاشقی صد جان به پاشی | چو در بینی تو خود معشوق باشی | |
| بر خوبان برعنایی نکوشند | که ایشان سال و مه عشوه فروشند | |
| قبای وصل گل رویان نپوشی | چو بر خوبان جمال خود فروشی | |
| خطا باشد چنانها با چنینها | به کرمان زیره بردن باشد اینها |