صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۶۰۱ تا #۱٬۶۵۰.
- انوری (قصاید)/ای چو عقل اول از آلایش نقصان بری
- انوری (قصاید)/ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل
- انوری (قصاید)/ای کلک تو پشت ملک عالم
- انوری (قصاید)/ای گرفته عالم از عدلت نظام
- انوری (قصاید)/ای گشته نوک کلک تو صورتنگار ملک
- انوری (قصاید)/ایام زیر رایت رای امیر باد
- انوری (قصاید)/این همایون مقصد دنیا و دین معمور باد
- انوری (قصاید)/اینکه می بینم به بیداریست یارب یا به خواب
- انوری (قصاید)/با خاک در تو آشنایی
- انوری (قصاید)/باد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار
- انوری (قصاید)/باز این چه جوانی و جمالست جهان را
- انوری (قصاید)/بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
- انوری (قصاید)/باغ سرمایهی دگر دارد
- انوری (قصاید)/بر من آمد خورشید نیکوان شبگیر
- انوری (قصاید)/به حکم دعوی زیج و گواهی تقویم
- انوری (قصاید)/به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
- انوری (قصاید)/به فال نیک درآمد به شهر موکب میر
- انوری (قصاید)/به نیک طالع و فرخنده روز و فرخ فال
- انوری (قصاید)/تا آمد از عدم به وجود اصل پیکرم
- انوری (قصاید)/تا ملک جهان را مدار باشد
- انوری (قصاید)/تیر ستم فلک خدنگست
- انوری (قصاید)/جرم خورشید دوش چون گه شام
- انوری (قصاید)/جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل
- انوری (قصاید)/جشن عید اندرین همایون جای
- انوری (قصاید)/جلال صدر وزارت جمال حضرت شاه
- انوری (قصاید)/حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه
- انوری (قصاید)/حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری
- انوری (قصاید)/حبذا کارنامهی ارتنگ
- انوری (قصاید)/حبل متین ملک دو تا کرد روزگار
- انوری (قصاید)/حکم یزدان اقتضا آن کرده بودست از سری
- انوری (قصاید)/خاص سلطان علاء دین اله
- انوری (قصاید)/خدای جل جلاله ز من چنین داند
- انوری (قصاید)/خدای خواست که گیرد زمانه جاه و جلال
- انوری (قصاید)/خدایگانا سال نوت همایون باد
- انوری (قصاید)/خراب کرد به یکبار بخل کشور جود
- انوری (قصاید)/خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
- انوری (قصاید)/خسروا بخت همنشین تو باد
- انوری (قصاید)/خسروا روزت همه نوروز باد
- انوری (قصاید)/خوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر
- انوری (قصاید)/خیزید که هنگام صبوح دگر آمد
- انوری (قصاید)/در دین چو اعتصام به حبل متین کنند
- انوری (قصاید)/درآمد موکب عید همایون
- انوری (قصاید)/دلم ای دوست تو داری دانی
- انوری (قصاید)/دو عیدست ما را ز روی دو معنی
- انوری (قصاید)/دوش از درم درآمد سرمست و بیقرار
- انوری (قصاید)/دوش در هجر آن بت عیار
- انوری (قصاید)/دوش سرمست آمدم به وثاق
- انوری (قصاید)/دوش سلطان چرخ آینه فام
- انوری (قصاید)/دی بامداد عید که بر صدر روزگار
- انوری (قصاید)/دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار