سفر رسمی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی به آمریکا ۲۲ فروردین تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۱

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
دیدار رسمی سران دیگر کشورها از ایران تصمیم‌های مجلس

سفرهای رسمی محمدرضا شاه پهلوی

درگاه محمدرضا شاه پهلوی
شاهنشاه میهمان پرزیدنت کندی در کاخ سفید
ShahanshahKennedyUSA1341a.jpg
سفر شاهنشاه و شهبانو به ایالات متحده امریکا
سخنان شاهنشاه در سفر به ایالات متحده امریکا ۱۳۴۱
آیین پیش‌باز از شاهنشاه در واشنگتن
پرزیدنت کندی به پیش‌باز شاهنشاه و شهبانو در فرودگاه واشنگتن می‌آید
پرزیدنت کندی به پیش‌باز شاهنشاه و شهبانو در فرودگاه واشنگتن می‌آید
پرزیدنت کندی به پیش‌باز شاهنشاه و شهبانو در فرودگاه واشنگتن می‌آید
شاهنشاه و پرزیدنت کندی سان می‌بینند
شاهنشاه در پاسخ خوش‌آمدگویی پرزیدنت کندی بیاناتی ایراد می‌فرمایند
پرزیدنت کندی ورود شاهنشاه و شهبانو را خوش‌آمد می‌گوید


آماده سازی برای سفر به ایالات متحده امریکا

پرزیدنت کندی، مشاور ویژه خود چستر بولز را مامور کرد که به ایران سفر کند و گزارشی درباره پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران بنویسد و شاهنشاه ایران را برای یک دیدار رسمی از ایالات متحده امریکا دعوت نماید. چستر بولز ۱۴ - ۱۰ فوریه ۱۹۶۲ برابر با ۲۱ تا ۲۵ بهمن ۱۳۴۰ در تهران بود. بیش از سه ماه پیش از سفر شاهنشاه به آمریکا کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور نامه‌ای به پرزیدنت کندی نوشتند که در آن پیشرفت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران را بسیار منفی و هیچ انگاشته بودند و اینکه ایالات متحده بیش از هشتصد میلیون دلار در ایران پول ریخته و این پول سراسر حیف و میل شده و منشاء هیچگونه پیشرفت اقتصادی برای مردم نبوده‌است.[۱] دولت کندی یک گروه کاری ویژه [۲] تشکیل داد که این گروه گزارش‌هایی درباره وضعیت سیاسی در ایران نوشتند. در این گزارش‌ها چنان وانمود شد که امریکا می‌بایستی یکی از دو سیاست پیشنهادی را در برابر ایران می‌بایستی در پیش گیرد. نخست امریکا از شاهنشاه و علی امینی پشتیبانی می‌کند و دیگری اینکه امریکا از اپوزیسیون یعنی جبهه ملی پشتیبانی می‌کند. اگر امریکا از جبهه ملی پشتیبانی کند سبب خواهد شد که ایران از پیمان سنتو بیرون رود و با کشورهای کمونیستی دنیا همکاری خواهد کرد. سرانجام گروه کاری پیشنهاد کردند که بهترین سیاست امریکا این است که از شاهنشاه ایران و سیاست رفورم ایشان پشتیبانی کند.

بازدید رسمی شاهنشاه از ایالات متحده امریکا

۲۱ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه و شهبانو برای یک بازدید دو هفته‌ای از امریکا و اروپا از تهران رهسپار نیویورک شدند.

روزنامه تایمز لندن در مقاله‌ای پس از ستایش از تقسیم از اراضی سلطنتی گرگان نوشت: "...برنامه اصلاحات ارضی ایران در نزدیکی مرزهای شوروی به مورد اجرا درآمده و شاهنشاه ایران با ابتکاری جالب و شجاعانه دست به چنین کاری زنده‌اند..."

روزنامه "فرانکفورتر آلگماینه" چاپ آلمان غربی نیز در نوشتار ستایش‌آمیزی درباره ایران از شاهنشاه به عنوان سرچشمه استقلال و حاکمیت سرزمین کهنسال ایران یاد کرد.

۲۲ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه و شهبانو از نیویورک به واشنگتن تشریف‌فرما شدند و از سوی پرزیدنت کندی، بانو ژاکلین کندی و شماری از سران برجسته امریکا مورد پیش‌باز قرارگرفتند. پرزیدنت کندی هنگام پیش‌باز از شاهنشاه در فرودگاه واشنگتن ابراز داشت:

شاهنشاه ایران زمامداری هستند که وظایف و مسوولیت‌های بزرگ و ارزنده‌ای را بر عهده دارند، ما نه تنها به گذشته تاریخی ملت ایران احترام می‌گذاریم، بلکه به آینده ایران با رهبری خردمندانه شاهنشاه نیز با ارج و ستایش می‌نگریم. هدف دو کشور ما مشترک است و این هدف همان نگهداری آزادی و صلح و فراهم ساختن زندگی بهتر برای ملت‌های ایران و امریکا است.

شاهنشاه در پاسخ پرزیدنت کندی فرمودند: [۳]

برای شهبانو و من فرصت بسیار نیکویی است که به دعوت شما به کشور بزرگ و زیبای شما آمده‌ایم. امروز کلمه «امریکا» برای دورافتاده‌ترین افراد جهان مفهوم خاصی پیدا کرده‌است و طنین این کلمه در گوشها طنین آزادی و آبادانی و پیشرفت و نوع‌دوستی و جوانمردی و دفاع از حق و عدالت است. برای من که از مدتها پیش با کشور شما آشنایی دارم، حقیقت قبلاً نیز روشن بوده‌است. امیدوارم این مسافرت فرصت دیگری باشد که با شخص شما که حکومت بزرگترین کشور جهان را با افکار تازه و دوراندیشانه‌ای عهده‌دار هستید، شناسایی پیدا کنم و در این فرصت احترامات قلبی خود را به بانو کندی نیز که متأسفانه ساعتی بیشتر در پایتخت کشور ما نبودند، تقدیم بدارم. من از جانب ملت خود، که همواره نسبت به ملت و کشور شما دارای بهترین احساسات دوستانه و صمیمانه بوده‌است، حامل درود گرم به ملت امریکا هستم و سعادت و ترقی روزافزون این ملت نجیب و بزرگ را آرزومی‌کنم.

از سوی پرزیدنت کندی و بانو، مهمانی با شکوه شام به افتخار شاهنشاه و شهبانوی ایران در کاخ سفید واشنگتن برگزار شد. در این مهمانی پرزیدنت کندی در بیانات خود ابراز داشت:

ما از شاهنشاه ایران به عنوان یک دوست مبارز و دلاور پیش‌باز می‌کنیم و معتقدیم که بدون وجود شاهنشاه شیرازه امور ایران مدت‌ها پیش از هم گسیخته شده بود. ایرانیان در درازای تاریخ پیوسته استقلال خود را در برابر روس‌ها، عثمانی‌ها و سایر دشمنان در شمال و جنوب کشور حفظ کرده‌اند، امروزه شاهنشاه ایران تنها نیروی اصلی و پایه‌ای برای پایداری استقلال و آزادی ایران به شمار می‌روند....


شاهنشاه آریامهر در پاسخ به بیانات پرزیدنت آمریکا بر سر میز شام سخنانی ایراد کردند: [۴]

...کشور امریکا امروز دارای بزرگترین قدرتی است که تاکنون در تاریخ جهان نصیب یک مملکت شده‌است و در عین حال کشور شما از این افتخار بزرگ برخوردار است که این نیروی عظیم مادی و معنوی را نه در راه استیلاجویی و تجاوز، بلکه درست بالعکس در راه جلوگیری از تجاوز و در راه حفظ صلح جهانی و کمک به سایر ملل در بالا بردن سطح زندگانی و بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی آنها به کار برده‌است. پیشرفتهای عظیمی که در کلیه رشته‌های علمی و صنعتی و کشاورزی و فرهنگی و غیره نصیب کشور شما شده و آخرین نمونه آن موفقیت این کشور در عالم کیهان‌نوردی است، مایه خرسندی و ستایش ما است و آرزو داریم که مملکت شما بتواند در آینده نیز قدمهای بزرگتری در راه حفظ تمدن و فرهنگی که امروزه شما بزرگترین نگاهبان و مدافع آن هستید و ما از نظر آنکه خود در تاریخ کهن خویش سهم بزرگی در تکوین و تکامل آن داشته‌ایم بدان علاقه بسیار داریم، بردارد. شاید احتیاج به تذکر این نکته نباشد که ما نیز در تاریخ طولانی خود همواره با روح آزادی و آزادگی زندگی کرده، پیوسته به اصولی که امروزه بزرگترین میراث معنوی بشر به شمار می‌رود، وفادار بوده‌ایم.
ملت ما در طول چند هزار سال، تمدنی به وجود آورده که در آن در حدود و اختلافات طبقاتی هرگز مانع بروز استعدادها و تأمین ترقی اشخاص نبوده و هر کس از هر طبقه و هر موقعیت اجتماعی در این کشور فرصت آن را داشته‌است که اگر لیاقت و استعدادی داشته‌باشد، به بالاترین مقامات و امکانات برسد. چه فلسفه مذهبی کهن ما همواره بر اساس حقیقت‌جویی و بشردوستی متکی بوده و همیشه مظهر آن حقیقتی بوده‌است که یک صد سال پیش از این شاعر بزرگ کشور شما «امرسون» در قطعه شعر معروف و عالی خود «سعدی» که درباره یکی از بزرگترین حکماء و شعرای کشور من سروده‌شده آن را چنین وصف کرده‌است:
«ای فرزند بامداد فروزان شرق، به پیروی از شیوه کهن خود هرگز به دنبال دروغ مرو، گوش به اغفالگران و سفسطه‌جویان مده و پیوسته روی به جانب راستی و حقیقت داشته‌باش.»
با پیروی از این تعلیم عالی ما امروز می‌کوشیم که با حفظ سنن و مواریث خوب ملی و معنوی خود، تا حدود توانایی خویش کشورمان را تبدیل به مملکت آباد و پیشرفته و آزادی بکنیم که در آن عدالت اجتماعی و قضایی حکمفرما باشد و هر استعدادی بتواند به بهترین صورت در راه تأمین رفاه و خوشبختی ملت ما بروز کند.
ما آرزوداریم که ملت ایران مانند هر ملت دیگر از سعادت و رفاهیت برخوردار گردد و من ایمان دارم که به خوبی می‌توانیم به این هدف خود برسیم زیرا در این راه از استعداد انسانی و طبیعی به طور کامل برخورداریم و علاوه بر این برای حفظ آزادی و استقلال و نیل به هدفهای ملی خود مطمئن هستیم که همواره می‌توانیم از حسن نیت دوستان خود، به خصوص امریکا بهره‌مند باشیم.
این تلاش بی‌وقفه‌ای که برای بهبود مادی و معنوی زندگی ملت خود آغاز کرده‌ایم، طبعاً مورد پسند آنهایی که وجود یک ایران آباد و مرفه و مترقی را مایل نیستند، نمی‌تواند باشد. بدین جهت است که من و ملتم پیوسته آماج ناسزاها و حملات بی‌انصافانه هستیم، ولی شاید بهترین پاسخ این حملات جمله‌ای از کتاب «سیمای شجاعان» شما باشد که:
«اگر ملتی صفت شجاعت را فراموش کند، طبعاً نسبت بدان علاقه و تعصبی از خود نشان نخواهدداد و اگر چنین علاقه‌ای را نداشت، طبعاً این صفت شجاعت را در نزد رهبران و برگزیدگان خود نیز تشویق نخواهدکرد.» ...


سفر شاهنشاه و شهبانو به ایالات متحده امریکا بازتاب گسترده‌ای در روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌های امریکا داشت. روزنامه نیویورک تایمز نوشت شاهنشاه ایران همه نیرو و توان خود را در راه بهبود اوضاع کشور و ملتشان بکار گرفته‌اند و امریکا با آغوش باز از چنین میهمان والا مقامی پیش‌باز می‌کند.

۲۳ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه با آیین ویژه‌ای به نشست مشترک مجلس سنا و مجلس نمایندگان امریکا تشریف‌فرما شدند و در سخنان خود برنامه‌های گسترده رفورم ایران را شناساندند و فرمودند:[۵]

نتیجه‌ای که ما از این وضع می‌گیریم این است که وضع جغرافیایی ایران به اندازه‌ای مهم است که به طوری که در تاریخ گذشته این کشور نیز به خوبی می‌بینیم، همیشه این نقطه تأثیر کامل در سرنوشت تمام منطقه خود و اطراف خود داشته و در واقع کلید همه این ناحیه جغرافیایی از جهان به شمار آمده‌است.

در طول جنگ جهانی دوم ما با وجود این تجربه تلخ به پیروی از همان اصل مقدس دفاع از حقیقت و آزادی و اصول عالی تمدن انسانی که همواره راهنمای ما بوده‌است، خالصانه برای پیروزی متفقین کوشیدیم و این فداکاری صمیمانه ما در اعلامیه معروف و تاریخی کنفرانس تهران مورد تصویب و تأیید سران دول معظم قرارگرفت. این ما نبودیم که کشور خویش را «پل پیروزی» لقب دادیم، بلکه این لقبی بود که دنیای آزاد به نام حق‌شناسی از مساعی ما در راه دفاع از آرمان مشترک به ما داد. ولی بلافاصله پس از پایان جنگ، ما با تلخی تمام مواجه با واقعه آذربایجان شدیم که باعث گردید برخلاف تمام وعده‌ها و معاهدات، این قسمت از خاک کشور ما با دسیسه‌بازی و با قوه قهریه، مدتی از بقیه مملکت جدا گردد و این نوع جدیدی از استعمار بود که از هر نوع دیگری از امپریالیسم بدتر بود. به طوری که ما به موازات دفاع از حقوق خودمان توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، که اولین مسئله‌ای از این نوع بود که در این شورا و سازمان مطرح گردید، ناچار شدیم برای پس گرفتن این استان، خودمان مستقیماً نیز اقدام بکنیم. در آن روز ما تصمیم گرفتیم یا به خواست خداوند در این منظور خود موفق شویم و یا در راه حق و آزادی شرافتمندانه و با سربلندی از بین برویم، و آنچه روی داد ثابت کرد که لطف خداوند با ما بود و نیت خیرخواهانه ملل آزادیخواه جهان نیز در این مبارزه ما را تأیید می‌کرد.

تجربیات تلخ دو جنگ جهانی و تجربه تلخ‌تر آذربایجان به خوبی به ما فهماند که امروزه برای هیچ کشوری، به خصوص برای مملکتی در وضع جغرافیایی ما، بی‌طرفی یا داشتن حسن نیت یک طرفه کافی نیست. با درک این حقیقت بود که ما تصمیم گرفتیم سرنوشت خویش را با ممالک دیگری که رژیم ما با آنها شباهت دارد و تمدن و فرهنگمان با یکدیگر نزدیک است و ما شیوه زندگانی و طرف فکر ایشان را می‌پسندیم، یکی کنیم و با آنها وارد اتحاد شویم و به قول معروف در خوب و بد شریک یکدیگر باشیم.

همانطوری که قبلاً به شما گفتم، ما انقلاب ملی و ضد امپریالیستی خودمان را به موفقیت انجام داده‌ایم و حالا ملت مستقلی هستیم که هیچ گونه احساس حقارتی در مواجهه با خارجی نداریم و چون خودمان را با هر کشور و ملت دیگری از حیث حقوق مساوی می‌دانیم، برای ما همکاری با ملل دیگر سهل و آسان است. به همین جهت است که هم دانشجویان خودمان را برای تحصیل به خارجه می‌فرستیم و هم کارشناسانی را که به وجودشان احتیاج داریم از کشورهای دیگر به مملکت خود می‌آوریم و از اطلاعاتشان استفاده می‌کنیم.

سیاست ما سیاست ناسیونالیسم مثبت است و این ناسیونالیسمی سازنده است نه مخرب. ما همچنانکه در طول تاریخ خود بسیار چیزهای خوب به دیگران داده و بسیار چیزهای خوب نیز از دیگران گرفته‌ایم، امروز نیز با کمال میل آنچه را که در نزد سایرین خوب تشخیص می‌دهیم، از ایشان اقتباس می‌کنیم و با اعتماد به نفس و ایمانی که به خویش داریم احتیاج نداریم که از صبح تا شب به ملت خودمان حس کینه‌توزی و دشمنی با خارجی را تلقین کنیم، بلکه بالعکس احساس دوستی و همکاری با دیگران را، البته با حفظ تمام منافع ملی خودمان، تقویت می‌کنیم. نمونه این کوشش ما در دفاع از مصالح ملی در عین همکاری مثبت با سایرین، مبارزه ما درمورد نفت ایران بود که طبعاً همه شما آن را به خاطر دارید. ملت ایران که سالها خود را از لحاظ نفت خویش مغبون می‌دید در سال ۱۹۵۰ قیام کرد و نفت خود را ملی نمود. ولی به جای اینکه به پیروی از نظریات کسانی که فقط جنبه منفی و تخریبی این نهضت را در نظر داشتند، هم خود و هم دیگران را از سوءاستفاده از نفت ایران محروم کند، با همان روح ناسیونالیسم مثبت که بدان اشاره کردم صلاح خود را در این تشخیص داد که پس از خاتمه دادن به جنبه استثماری موضوع به وسیله همکاری آزادانه شرکتهای غربی دومرتبه این ثروت ملی خود را به کار بیاندازد.

اساس این همکاری بر روی حقوق مساوی و شرایط معامله شرافتمندانه بود، یعنی ما نفت داشتیم و شرکتهای مربوطه وسایل فنی برای بهره‌برداری و بازار برای فروش نفت ما داشتند، و حاصل این همکاری این بود که هم نفت ما مجدداً به مصرف حیاتی خود رسید و هم ما توانستیم از عواید آن دست به فعالیت وسیع صنعتی و اقتصادی و عمرانی در کشور خود بزنیم. همین سیاست تفاهم و همکاری دست ما را برای فعالیتهای بعدی بازکرد و ما را به موفقیتهای برجسته‌ای در همین رشته نائل ساخت که از زمره آنها می‌توان من‌باب نمونه از قراردادهای نفتی سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۵۷ نام برد که تا آن زمان نظیر آن را هیچ ملت دیگری منعقد نکرده‌بود.

خوشوقتم که بگویم در همین مدت از طرف امریکا کمکهای مالی سخاوتمندانه و گرانبهایی به ما شد، که دست ما را در انجام این برنامه‌های عظیم اقتصادی و عمرانی و آبادانی بسیار باز کرد و این کمکها مورد کمال حق‌شناسی و امتنان ما است.

رژیم حکومتی ایران، رژیم سلطنتی مشروطه پارلمانی است که البته از یکی از رژیم‌های مشابه اروپایی اقتباس شده‌است، ولی روح و مفهوم واقعی این رژیم از قرنها پیش در کشور ما حکمفرما بوده‌است. من نمی‌خواهم برای شما تاریخ گذشته را نقل کنم، فقط می‌گویم که صفحات تاریخ، آن هم از زبان مورخین قدیم اروپایی، بهترین گواه آن است که بیش از بیست‌وپنج قرن پیش اصول امروزی دموکراسی، یعنی حکومت قانون و احترام به حقوق افراد و رعایت آزادیهای اساسی که امروزه سر لوحه منشور ملل متحد است، پایه اصلی حکومت ایران بوده‌است.


نشست‌ها و گفتگوهای شاهنشاه با پرزیدنت کندی و وزیرانش

گفتگوهای شاهنشاه ایران و کندی. رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا
ShahanshahUSKennedyMeeting23Farvardin1341.jpg
ShahanshahUSKennedyMeeting23Farvardin1341a.jpg

۲۳ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه و پرزیدنت کندی در کاخ سفید واشنگتن درباره مسایل مهم گیتی گفتگو کردند. شاهنشاه درباره پیروزی‌های برنامه عمرانی دوم و برنامه‌ریزی برنامه عمرانی سوم و آرمان‌های آن به پرزیدنت کندی آگاهی رسایی دادند. پرزیدنت کندی به شاهنشاه در اجرای این برنامه سنگین با سانجام ارزنده تبریک گفت و برای انجام برنامه عمرانی سوم نیز قول کمک‌های مالی به ایران را داد. مطلب دوم درباره کمک‌های نظامی امریکا به ایران بود. شاهنشاه می‌خواستند که امریکا، نیروی ارتش ایران را نیرومندتر سازد ولی در آغاز کندی با این که ارتش ایران مجهزتر و نیرومندتر شود موافق نبود. شاهنشاه فرمودند که شوروی، کمک‌های باورنکردنی نظامی به سوریه و مصر به رهبری ناصر می‌نماید و این دو کشور بسیار نزدیک با کشورهای بلوک شرق همکاری می‌کنند و شاهنشاه افزودند که این سیاست شوروی به ثبات داخلی ایران آسیب می رساند زیرا که جنبش‌های کمونیستی در ایران با کارهای شوروی در خاورمیانه جان گرفته‌اند. کندی در کمک‌های نظامی شوروی به سوریه و مصر تنها تهدیدی برای اسراییل را می دید، ولی شاهنشاه توانستند که دامنه کمک‌های شوروی به مصر و سوریه، تهدید مستقیم برای ایران است. [۶]

کندی وزیر دفاع امریکا رابرت مک نامارا [۷] را برآن داشت که گزارشی درباره ارتش ایران و نیازمندهای آن به ابزار و تجهیزات نظامی بنویسد. دین راسک [۸] وزیر خارجه امریکا نیز مامور شد که کمک‌های مالی امریکا به ایران را با شاهنشاه بررسی نماید.

شاهنشاه پس از پایان گفتگوها رهسپار باشگاه ملی مطبوعات امریکا شدند و سپس درباره پیشرفت‌های داخلی ایران را سخن راندند.

۲۴ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه با اورل هریمن [۹] دیدار کردند. شاهنشاه برنامه اصلاحات ارضی که از سال ۱۳۲۹ با تقسیم املاک سلطنتی و زمین‌های خالصه دولتی آغاز شده بود و می‌رفت که برای از میان برداشتن رژیم ارباب و رعیتی به مرحله آخرین خود وارد شود را برای هریمن شناساندند. هریمن تبریک بسیار به شاهنشاه در اجرای برنامه اصلاحات ارضی و ایشان را ستود. هریمن افزود که امنیت ایران بیشتر از داخل با گسترش کمونیسم در خطر است تا از خارج. شاهنشاه فرمودند پیروزی‌های اقتصادی، برنامه‌های عمرانی آن قدر ارزنده و بزرگ خواهند بود که کمونیسم نخواهد توانست در ایران پیروزی بدست بیاورد.

پس از گفتگو با هریمن ، شاهنشاه دوباره نشستی با پرزیدنت کندی، مک نامارا و راسک داشتند. مک نامارا فهرستی از ابزارهای نظامی امریکا به ارتش ایران را به شاهنشاه داد و تکیه کرد که آنچه را که شاهنشاه برای ارتش ایران خواسته‌اند در اختیار ارتش ایران گزارده خواهد شد. پرزیدنت کندی دوباره به شاهنشاه درباره برنامه رفورم در ایران و دست‌آوردهای برنامه عمرانی دوم تهنیت گفت. شاهنشاه در پاسخ فرمودند که گسترش اقتصادی ایران آرمان اصلی ایشان است ولی کشور ایران نیاز به امنیت نظامی برای پیاده کردن و به انجام رساندن برنامه های عمرانی‌اش دارد.

از دیدگاه دولت ایران، سفر شاهنشاه به امریکا بسیار ثمربخش برای سیاست و اقتصاد ایران بود. شاهنشاه توانستند به دولت کندی وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را بشناسند. پروپاگاندای پیوسته و منفی جبهه ملی و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور علیه شخص شاهنشاه و سیاست ایشان بی‌سرانجام ماند.


۲۵ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه برای بازدید ار عملیات پیاده شدن تفنگداران دریایی امریکا به کمپ لوجون در ایالت کارولینای شمالی تشریف‌فرما شدند. به مناسبت پایان گفتگوهای رسمی شاهنشاه و پرزیدنت آمریکا اعلامیه مشترک دو کشور به چاپ رسید. در این اعلامیه از رد و بدل کردن دیدگاه‌های دو سویه درباره اوضاع سیاسی و نظامی گیتی، پیشرفت‌های ایران، مسایل پدافندی دو کشور و پیوند بسیار دوستانه ایران و امریکا یاد شد.

بازدید از نیویورک

ShanshahVisitUSMilitaryBaseJFKApril1962.jpg
ShanshahVisitUSMilitaryBaseJFKApril1962a.jpg

۲۶ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه از مرکز پرتاب موشک‌های فضایی امریکا در کیپ کاناورال و یکان‌های نیروبر ارتش امریکا در "فوت براک" دیدن کردند و پس از آن رهسپار نیویورک شدند. علیاحضرت شهبانو نیز از اپرا موزیکال "کاملوت" در تاتر "ماجستیک نیویورک" دیدن فرمودند.

۲۷ فروردین ۱۳۴۱ به افتخار شاهنشاه و شهبانو آیین رژه "تیگرتیپ" که ویژه مهمانان والاجاه (عالیقدر) در نیویورک برگزار شد و همچنین علیاحضرت شهبانو اداره مرکزی کمک‌های امریکا به کشورهای گوناگون که "کاره" نامیده می‌شود در نیویورک مورد بازدید قراردادند. مدیر عامل این مرکز در جریان بازدید شهبانو به آگاهی رساند که سازمان "کاره" برای بنیان دوارده درمانگاه نوین در منطقه‌های روستایی ایران به وسیله سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی کمک ۲۵،۰۰۰ دلار به سازمان خواهند کرد.

شاهنشاه به باشگاه روزنامه‌نگاران برون مرزی تشریف‌فرما شدند و پس از سخنرانی درباره دوران پرآشوب اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی در جنگ جهانی دوم و بیرون نرفتن ارتش سرخ شوروی از ایران فرمودند:[۱۰]

هنگامی که من به تخت سلطنت نشستم بیش از بیست‌ویک سال نداشتم و این هم‌زمان با روزهای پر آشوبی بود که پایتخت کشور مرا سربازان بیگانه اشغال کرده‌بودند. عده‌ای از این سربازان متعلق به ارتش سرخ بودند که حاضر نشدند قول و تعهد خود را حفظ کنند و خاک ایران را ترک گویند. در آن زمان وجدان و عرق ملیت من و سوگندی که برای دفاع از منافع ملتم یاد کرده‌بودم به من حکم می‌کرد تا آخرین لحظه‌ای که جان در بدن دارم از شرافت و استقلال کشورم دفاع کنم. سرانجام پس از آنکه آنان با کراهت و نارضایی بسیار و زیر فشار افکار عمومی ناچار شدند خاک کشور مرا ترک گویند، این درخواست در برابر من قرار داده‌شد که مقامات غیر ملی و افسران خیانتکار و فراری را که نسبت به وطن وفادار نبوده‌اند، در پستهای حساس دولتی و نظامی نگهدارم، ولی من گفتم: ترجیح می‌دهم دستم قطع شود و چنین درخواست ناشایستی را تأیید نکنم. به وزیران خود اظهار کردم تا زمانی که به تخت شاهی تکیه زده‌ام، به آنها اجازه نخواهم‌داد که قدمی علیه مصالح مملکت و مردم بردارند.

بسیاری از تصمیمات من در نبردی که به خاطر استقلال کشورم کردم سرفصل‌های برجسته‌ای در دوره‌های نوین تاریخ ایران بوده‌است.

مسائل آینده، ما را ناگزیر می‌سازد که به زمانهای دور بیندیشیم و درباره دنیایی که طی بیست سال آینده وجود خواهد داشت و شرایط آن، به تفکر پردازیم. مردم ایران مردمی لایق و مستعد هستند و مایلند پیشرفت و ترقی کنند بدون آنکه پای خود را روی پای دیگران بگذارند، و اگر امکان یابد دوش به دوش دیگران برای پیشرفت بیشتر کوشش خواهندکرد.

یک سلسله رفرمهای اجتماعی، که قسمتی از آن جنبه کاملاً واقعی داشته، در ایران به مرحله اجرا گذاشته شده و از طرف مردم مورد قبول قرار گرفته زیرا به نفع اکثریت بوده‌است. اکنون هفتادوپنج درصد از مردم ایران سرگرم امور کشاورزی و بیست‌وپنج درصد از مردم ایران سرگرم کارهای صنعتی هستند، و طی بیست سال آینده این نسبت باید معکوس گردد و بیش از بیست‌وپنج درصد از اهالی کشور به کارهای کشاورزی نپردازند.

طبق برنامه آبادانی پنج ساله آینده، درآمد سرانه افراد باید بالا رود سطح زندگی آنها هم پایه سطح زندگی کشورهای اروپایی شود. وظیفه ما آن است که در صدد توسعه و ترقی کشور برآییم، ثروتهای ملی را استخراج کنیم و از آن بر اساس عدالت اجتماعی استفاده شود. ما برای اجرای برنامه خویش به پول کافی نیاز داریم. برای رفع نیازمندیهای مربوط به افزایش نفوس، ما باید سالی پنجاه‌هزار شغل تازه به وجود آوریم. تصمیم ما این است که از مترقی‌ترین روشهایی که مورد تجربه قرار گرفته‌است پیروی کنیم تا از قافله تمدن عقب نمانیم و مسلماً در این تصمیم ما کمترین فتوری روی نخواهد داد.

بازدیدها از ایالت‌های دیگر

۲۸ فروردین ۱۳۴۱ دیدار رسمی شاهنشاه و شهبانو از امریکا پایان یافت و اعلیحضرتین به بازدید غیررسمی از دیگر ایالت‌های امریکا پرداختند. بنیاد خاور نزدیک در امریکا به مناسبت سفر شاهنشاه و شهبانو به آن کشور پیام ویژه‌ای فرستاد که در آن گفته شد که :"هیچیک از هم‌بندان (اعضا) بنیاد خاورنزدیک از ایران بازنگشته‌اند مگر آنکه بخشی از قلب خود را نزد مردم والاگوهر و مهربان ایران بجای گذاشته‌اند."

هم‌چنین بنیاد خاورنزدیک، شاهنشاه ایران را در یک آگاهی‌نامه رسمی برای رهبری خردمندانه و تلاش برای بهبهود وضع مردم و کوشش پیگیر در راه به انجام رسیدن اندیشه‌های آزادیخواهانه مورد گرامی‌داشت و ستایش قرارداد.

فیلم سفر شاهنشاه و شهبانو به امریکا که از سوی بنگاه رادیو تلویزیون "سی . بی . اس " ساخته شده بود از فرستنده‌های تلویزیون در سراسر امریکا نشان داده شد و میلیون‌ها تن از مردم امریکا این فیلم را دیدند. به هنگام نشان دادن فیلم، از زندگی شاهنشاه و نقش شاهنشاه در امور ایران آگاهی‌های رسایی (جامع) به تماشاگران داده شد.

فراداشت دکترای افتخاری حقوق دانشگاه پنسیلوانیا به آریامهر شاهنشاه ایران

شاهنشاه با هلیکوپتر از نیویورک به دانشگاه پنسیلوانیا می روند
رییس دانشگاه از شاهنشاه آریامهر پیشباز نمود
فراداشت دکترای حقوق دانشگاه پنسیلوانیا به آریامهر شاهنشاه ایران

۲۹ فروردین ۱۳۴۱ شاهنشاه از نیویورک رهسپار فیلادلفیا شدند تا در آیین دریافت دکترای افتخاری حقوق خود از دانشگاه پنسیلوانیا شرکت فرمایند. شاهنشاه آریامهر با یک هلیکوپتر غول پیکر آمریکایی به فیلادلفیا پرواز کردند. در این هلیکوپتر افزون بر شاهنشاه آریامهر، چند تن از ماموران اداره امنیت و وزارت خارجه امریکا و اجوان شخصی و نمایندگان کارخانه سازنده هلیکوپتر نامبرده که از گونه « بویینگ ورتول » می‌باشد، سوار شده بودند که رویهم رفته ۱۲ تن در هلیکوپتر نشسته بودند. پرواز از نیویورک به فیلادلفیا ۳۵ دقیقه به درازا کشید.

شاهنشاه در دانشگاه پنسیلوانیا سخنانی برای دانشجویان این دانشگاه ایراد کردند[۱۱]

سخنان شاهنشاه در دانشگاه پنسیلوانیا (به‌مناسبت همکاری این دانشگاه در تأسیس دانشگاه پهلوی شیراز)

برای حفظ صلح جهان هیچ راهی بهتر و نزدیکتر از توسعه همکاریهای فرهنگی نیست. توسعه دانشگاه‌ها و گسترش تعلیمات عمومی یکی از مسائلی است که مورد توجه جدی و کامل من قرار دارد. ما اطمینان داریم که همکاری ثمربخش بین این مرکز بزرگ علمی و دانشگاه جوان ما به تقویت مناسبات دوستانه مردم ما و مردم کشور بزرگ شما کمک خواهدکرد. توسعه مناسبات فرهنگی بدون تردید از گامهای بلندی است که در راه استقرار صلح، آزادی، و عدالت اجتماعی برداشته می‌شود. برای حفظ صلح جهان هیچ راهی را بهتر از توسعه این گونه مبادلات و همکاریهای فرهنگی نمی‌شناسیم. ما از زحمات شما برای تأسیس دانشگاه پهلوی استفاده کرده، و مراتب تشکر خود را ابراز می‌داریم. من همیشه خاطره خوشی از این مراسم به یاد خواهم داشت.

آنگاه از سوی دانشکده حقوق این دانشگاه دکترای افتخاری حقوق به شاهنشاه فراداشته شد. دکتر گایلوردهارونول رییس دانشگاه پنسیلوانیا با گفتن خوش آمد به شاهنشاه ایران گفت که پادشاه ایران نماد مبارزه خستگی ناپذیر علیه همه دشمنان قدیمی بشر یعنی تهی دستی، نادانی، بیماری و فساد می‌باشند. این جمله‌ها در برگه‌هایی که به مناسبت ورود شاهنشاه به دانشگاه پنسیلوانیا چاپ شده بود، نیز آمده بود. در این برگه از شاهنشاه ایران به عنوان رهبر یک ملت دانش پژوه و دانش آموخته ستایش شده بود. در این برگه‌ها نوشته شده بود که دوربینی شاهنشاه در تشویق تحصیلات عالیه مناسب‌ترین فرصت را به دانشگاه پنسیلوانیا می‌دهد تا ایشان را به عنوان یک انسان روشنفکر و مشتاق دانش و هم چنین به عنوان فرمانروایی که برای تشویق دانش در کشورش خدمت می‌کند، بشناسد و احترامات فایقه را به شاهنشاه ایران فرادارد.


در همین روز علیاحضرت شهبانو به همراه چند تن از پایوران بهداری شهر نیویورک از دو مرکز بهداشتی کودکان شهر نیویورک دیدن نمودند و سپس به هتل والدورف آستوریا بازگشتند. لیونا بومارتز رییس بهداری گفت که شهبانوی ایران ابراز علاقه کرده‌اند که مرکزهای همانند این پرورشگاه‌ها در ایران بنیاد نهاده شود، با وجود این گفتند، نمونه‌های کامل مرکزهایی که در نیویورک وجود دارد در ایران نخواهند بود، زیر که در ایران مسایل ویژه به خود کشور وجود دارد.

در این آیین شاهنشاه برای همکاری این دانشگاه در بنیاد نهادن دانشگاه پهلوی شیراز در بیاناتشان فرمودند:

برای حفظ صلح جهان هیچ راهی بهتر و نزدیکتر از توسعه همکاریهای فرهنگی نیست. توسعه دانشگاهها و گسترش تعلیمات عمومی یکی از مسائلی است که مورد توجه جدی و کامل من قرار دارد. ما اطمینان داریم که همکاری ثمربخش بین این مرکز بزرگ علمی و دانشگاه جوان ما به تقویت مناسبات دوستانه مردم ما و مردم کشور بزرگ شما کمک خواهدکرد. توسعه مناسبات فرهنگی بدون تردید از گامهای بلندی است که در راه استقرار صلح، آزادی، و عدالت اجتماعی برداشته می‌شود. برای حفظ صلح جهان هیچ راهی را بهتر از توسعه این گونه مبادلات و همکاریهای فرهنگی نمی‌شناسیم. پروفسور گایلور هارلول رییس دانشگاه پنسیلوانیا در دو سال گذشته دو بار به ایران سفر نمود تا در اجرای پروژه بنیاد نهادن یک دانشگاه ایرانی از روی نمونه دانشگاه زیر ریاست خود، کمک نماید. محل این دانشگاه در شیراز است. تاسیس این دانشگاه نه تنها سبب تسریع پیشرفت ایران در راه پیشبرد و تکامل اجتماعی و فرهنگی و فنی خواهد گردید، بلکه امریکا و ایران را به یکدیگر نزدیک تر خواهد ساخت. ما از زحمات شما برای تأسیس دانشگاه پهلوی استفاده کرده، و مراتب تشکر خود را ابراز می‌داریم. من همیشه خاطره خوشی از این مراسم به یاد خواهم داشت.

۳۰ فروردین ۱۳۴۱ گروهی از نمایندگان دانشجویان ایران در امریکا در هتل والدورف آستوریای نیویورک به پیشگاه شاهنشاه شرفیاب شدند و معظم‌له نقش ارزنده آنان را در پیشبرد و پیشرفت آینده مملکت یادآور شدند.

۲ اردیبهشت ۱۳۴۱ شاهنشاه در یک گفتگوی تلویزیونی در امریکا درباره رخدادهای آغاز سلطنت خود و خاطرات کنفرانس سران سه دولت بزرگ در جنگ جهانی دوم در تهران و برنامه‌هایی که برای ترقی و تعالی مملکت خویش دارند و روابط ایران و شوروی سخن گفتند.

دنباله دارد

تاثیر گفتگوهای شاهنشاه و پرزیدنت کندی بر سیاست ایران و شوروی

پس از بازگشت شاهنشاه از ایالات متحده امریکا به ایران، شوروی هم‌چنان دنباله پروپاگانداهای خود علیه شاهنشاه را گرفت. شوروی، شاهنشاه را متهم کرد که در امریکا راکت‌هایی خریداری کرده‌است که به سوی شوروی کارگذاشته شده‌اند و شاهنشاه بودجه کشور ایران را به خریداری اسلحه ویژه ساخته‌است و چیزی برای گسترش اقتصادی نمانده‌است. علی امینی عروسکی در دست امریکایی‌هاست و شاه ایران تنها وی را به نخست‌وزیری گمارده‌است زیرا که امریکایی‌ها چنین می‌خواستند.این پروپاگاندا از سوی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی سالیان دراز کپی و پیوسته تکرار شد.

با آغاز بحران کوبا، سیاست شوروی با ایران از پایه دگرگون شد. ۲۱ شهریور ماه ۱۳۴۰ دولت شوروی از دولت ایران درخواست کرد که اگر دولت ایران آماده‌ باشد اعلامیه مشترکی با شوروی به نوشتار درآورد که بر روی خاک ایران هیچگونه راکت خارجی کارگذاشته نخواهدشد. در روز ۲۴ شهریور ماه ۱۳۴۰ دولت ایران به آگاهی رساند که "در خاک ایران هیچ راکتی کارگذاشته نشده و نخواهد شد." با این اعلامیه دولت ایران نشان داد که خریداری اسلحه برای ارتش ایران علیه شوروی نیست و هم‌چنین تصمیم‌های سیاسی در ایران آزاد و بدون دخالت امریکا گرفته می‌شوند.

با این اعلامیه پیوند میان ایران و شوروی دگرگون شد و دشمنی‌ها از سوی شوروی پایان یافت. در روز ۲۵ آبان ماه ۱۳۴۲ لئونید برژنف از ایران دیدار رسمی کرد. برژنف در سخنرانی خود به آگاهی رسانید که پیوند میان ایران و شوروی می تواند مدلی برای دیگر کشورها باشد. قرارداد مرزی میان ایران و شوروی دستینه شد، و هم‌چنین شمار زیادی قراردادهای بازرگانی و فنی میان دو کشور بسته شد. شوروی ۳۰،۰۰۰،۰۰۰ دلار برای برنامه عمرانی سوم به ایران وام داد و در مسکو انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی بنیاد نهاده شد تا فرهنگ و تمدن میان دو کشور رد و بدل شود. برای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، بهبود و گشایش دوستی میان ایران و شوروی پتک گرانی بود که بر آنان فرود آمد زیرا که آنها همه امید خود را برای براندازی سلطنت در ایران بر روی شوروی سرمایه‌گذاری کرده بودند. از فشار بیچارگی و فروریختن آرمان‌های پلیدشان، کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی از سفر شاهنشاه به ایالات متحده امریکا، نوای دیگری ساز کردند که رفورم شاهنشاه و اصلاحات ارضی و انقلاب شاه و مردم با فشار پرزیدنت کندی در ایران انجام یافته است. ولی نامی از اینکه برنامه عمرانی و تقسیم اراضی ایران از سال ۱۳۲۹ آغاز شده است، نبردند و تا به امروز وابستگان به این دو سازمان اهریمنی هنوز هزاران وبگاه و کتاب و برنامه تلویزیونی دارند و همان سخنان ناروا را تکرار می کنند با اینکه همه اسناد و مدارک علیه سخنان بی‌پایه آنان است زیرا با اطمنیان از اینکه تنها دو در صد مردم ایران کتاب یا روزنامه می خوانند آنهم دو یا سه ساعت در هفته، هم‌چنان هم کسانی که از آن زمان وامانده‌اند و به دنبالشان فرزندانشان همان هیچ‌ها و پوچ‌ها را به گوش مردم داخل و خارج ایران می خوانند.

نگارخانه

نیز نگاه کنید به

پانویس

  1. نامه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی پیش از سفر شاهنشاه ایران به آمریکا به پرزیدنت جان کندی دی ۱۳۴۰
  2. Iran Task Force
  3. بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در پاسخ خوش‌آمدگویی پرزیدنت امریکا ۲۳ فروردین ماه ۱۳۴۱
  4. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در پاسخ بیانات پرزیدنت امریکا در میهمانی رسمی شام کاخ سفید واشنگتن ۲۳ فروردین ماه ۱۳۴۱
  5. سخنرانی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در کنگره امریکا ۲۲ فروردین ماه ۱۳۴۱
  6. Kristen Blake, The U.S. - Soviet Confrontation in Iran 1945 - 1962, University Press, Maryland, 2009
  7. Robert Mc Namara
  8. Dean Rusk
  9. Averell Harriman
  10. بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در باشگاه مطبوعات ماوراء بحار نیویورک ۲۷ فروردین ماه ۱۳۴۱
  11. سخنرانی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در دانشگاه پنسیلوانیا درباره همکاری این دانشگاه در بنیاد دانشگاه پهلوی شیراز ۳۰ فروردین ۱۳۴۱