عبید زاکانی (غزلیات)/حال خود بس تباه می‌بینم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|حال خود بس تباه می‌بینم|نامه‌ی دل سیاه می‌بینم}}
{{ب|حال خود بس تباه می‌بینم|نامه‌ی دل سیاه می‌بینم}}
{{ب|یوسف روح را ز شومی نفس|مانده در قعر چاه می‌بینم}}
{{ب|یوسف روح را ز شومی نفس|مانده در قعر چاه می‌بینم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۲۷

' عبید زاکانی (غزلیات) (حال خود بس تباه می‌بینم)
از عبید زاکانی
'


حال خود بس تباه می‌بینم نامه‌ی دل سیاه می‌بینم
یوسف روح را ز شومی نفس مانده در قعر چاه می‌بینم
خط طومار عمر می‌خوانم همه واحسرتاه می‌بینم
در دل بی‌قرار می‌نگرم ناله و سوز و آه می‌بینم
ره دراز است و دور من خود را همه بی‌زاد راه می‌بینم
پایمردی که دست او گیرد محض لطف اله می‌بینم
عذر خواه عبید بی‌چاره کرم پادشاه می‌بینم