دیوان شمس/خداوندا مده آن یار را غم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|خداوندا مده آن یار را غم|مبادا قامت آن سرو را خم}}
{{ب|خداوندا مده آن یار را غم|مبادا قامت آن سرو را خم}}
{{ب|تو می دانی که جان باغ ما اوست|مبادا سرو جان از باغ ما کم}}
{{ب|تو می دانی که جان باغ ما اوست|مبادا سرو جان از باغ ما کم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۰۶

' دیوان شمس (غزلیات) (خداوندا مده آن یار را غم)
از مولوی
'


خداوندا مده آن یار را غم مبادا قامت آن سرو را خم
تو می دانی که جان باغ ما اوست مبادا سرو جان از باغ ما کم
همیشه تازه و سرسبز دارش بر او افشان کرامت‌ها دمادم
معظم دارش اندر دین و دنیا به حق حرمت اسمای اعظم
وجودش در بنی آدم غریب است بدو صد فخر دارد جان آدم
مخلد دار او را همچو جنت که او جنات جنات است مبهم
ز رنج اندرون و رنج بیرون معافش دار یا رب و مسلم
جهان شاد است وز او صد شکر دارد که عیسی شکرها دارد ز مریم
دعاهایی که آن در لب نیاید که بر اجزای روح است آن مقسم
مجاب و مستجابش کن پی او که تو داناتری والله اعلم