دیوان شمس/سفر کردم به هر شهری دویدم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|سفر کردم به هر شهری دویدم|به لطف و حسن تو کس را ندیدم}}
{{ب|سفر کردم به هر شهری دویدم|به لطف و حسن تو کس را ندیدم}}
{{ب|ز هجران و غریبی بازگشتم|دگرباره بدین دولت رسیدم}}
{{ب|ز هجران و غریبی بازگشتم|دگرباره بدین دولت رسیدم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۰۲

' دیوان شمس (غزلیات) (سفر کردم به هر شهری دویدم)
از مولوی
'


سفر کردم به هر شهری دویدم به لطف و حسن تو کس را ندیدم
ز هجران و غریبی بازگشتم دگرباره بدین دولت رسیدم
از باغ روی تو تا دور گشتم نه گل دیدم نه یک میوه بچیدم
به بدبختی چو دور افتادم از تو ز هر بدبخت صد زحمت کشیدم
چه گویم مرده بودم بی‌تو مطلق خدا از نو دگربار آفریدم
عجب گویی منم روی تو دیده منم گویی که آوازت شنیدم
بهل تا دست و پایت را ببوسم بده عیدانه کامروز است عیدم
تو را ای یوسف مصر ارمغانی چنین آیینه روشن خریدم