سعدی (غزلیات 1)/غافلند از زندگی مستان خواب: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|غافلند از زندگی مستان خواب|زندگانی چیست مستی از شراب}}
{{ب|غافلند از زندگی مستان خواب|زندگانی چیست مستی از شراب}}
{{ب|تا نپنداری شرابی گفتمت|خانه آبادان و عقل از وی خراب}}
{{ب|تا نپنداری شرابی گفتمت|خانه آبادان و عقل از وی خراب}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۶:۲۱

' سعدی (غزلیات 1) (غافلند از زندگی مستان خواب)
از سعدی
'


غافلند از زندگی مستان خواب زندگانی چیست مستی از شراب
تا نپنداری شرابی گفتمت خانه آبادان و عقل از وی خراب
از شراب شوق جانان مست شو کانچه عقلت می‌برد شرست و آب
قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ جامگی خواهی سر از خدمت متاب
خفته در وادی و رفته کاروان ترسمش منزل نبیند جز به خواب
تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش برنگیری، رنج بین و گنج یاب
چشمه‌ی حیوان به تاریکی درست لل اندر بحر و گنج اندر خراب
هر که دایم حلقه بر سندان زند ناگهش روزی بباشد فتح باب
رفت باید تا به کام دل رسند شب نشستن تا برآید آفتاب
سعدیا گر مزد خواهی بی‌عمل تشنه خسبد کاروانی در سراب