خاقانی (غزلیات)/مرا وصلت به جانی برنیاید: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|مرا وصلت به جانی برنیاید|تو را صد جان به چشم اندر نیاید}}
{{ب|مرا وصلت به جانی برنیاید|تو را صد جان به چشم اندر نیاید}}
{{ب|به دیداری قناعت کردم از دور|که تو ماهی و مه در برنیاید}}
{{ب|به دیداری قناعت کردم از دور|که تو ماهی و مه در برنیاید}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۵:۵۲

' خاقانی (غزلیات) (مرا وصلت به جانی برنیاید)
از خاقانی
'


مرا وصلت به جانی برنیاید تو را صد جان به چشم اندر نیاید
به دیداری قناعت کردم از دور که تو ماهی و مه در برنیاید
بدان شرطی فروشد دل به کویت که تا جان برنیاید، برنیاید
تو خود دانی که آن دل کو تو را خواست برای خشک جانی برنیاید
به میدان هوا در تاختم اسب به اقبالت مگر در سر نیاید
اگر روزم فرو شد در غم تو فرو شو گو قیامت برنیاید
بد آمد حال خاقانی ز عشقت سپاسی دارد ار بدتر نیاید