عطار (غزلیات)/چون روی بود بدان نکویی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|چون روی بود بدان نکویی|نازش برود به هرچه گویی}}
{{ب|چون روی بود بدان نکویی|نازش برود به هرچه گویی}}
{{ب|رویی که ز شرم او درافتاد|خورشید فلک به زرد رویی}}
{{ب|رویی که ز شرم او درافتاد|خورشید فلک به زرد رویی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۴

' عطار (غزلیات) (چون روی بود بدان نکویی)
از عطار
'


چون روی بود بدان نکویی نازش برود به هرچه گویی
رویی که ز شرم او درافتاد خورشید فلک به زرد رویی
چون در خور او نمی‌توان شد بر بوی وصال او چه پویی
خون می‌خور و پشت دست می‌خای گر در ره درد مرد اویی
جانان به تو باز ننگرد راست تا دست ز جان و دل نشویی
تو ره نبری تو تا تویی تو تا کی تو تویی تویی و تویی
چیزی که ازو خبر نداری گم ناشده از تو چند جویی
گر گویندت چه گم شد از تو ای غره به خویشتن چه گویی
باری بنشین گزاف کم‌گوی بندیش که در چه آرزویی
عطار کجا رسی به سلطان زیرا که کم از سگان کویی