مثنوی معنوی/مهمان آمدن در آن مسجد: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|تا یکی مهمان در آمد وقت شب|کو شنیده بود آن صیت عجب}}
{{ب|تا یکی مهمان در آمد وقت شب|کو شنیده بود آن صیت عجب}}
{{ب|از برای آزمون می‌آزمود|زانک بس مردانه و جان سیر بود}}
{{ب|از برای آزمون می‌آزمود|زانک بس مردانه و جان سیر بود}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۱۹

' دفتر سوم مثنوی (مهمان آمدن در آن مسجد)
از مولوی
'


تا یکی مهمان در آمد وقت شب کو شنیده بود آن صیت عجب
از برای آزمون می‌آزمود زانک بس مردانه و جان سیر بود
گفت کم گیرم سر و اشکمبه‌ای رفته گیر از گنج جان یک حبه‌ای
صورت تن گو برو من کیستم نقش کم ناید چو من باقیستم
چون نفخت بودم از لطف خدا نفخ حق باشم ز نای تن جدا
تا نیفتد بانگ نفخش این طرف تا رهد آن گوهر از تنگین صدف
چون تمنوا موت گفت ای صادقین صادقم جان را برافشانم برین