گشایش نشست سه روزه بازبینی در برنامه پنجم عمرانی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر در رامسر ۱۲-۱۰ امرداد ماه ۱۳۵۳
| سخنرانیهای محمدرضا شاه پهلوی آریامهر سال ۱۳۵۳ خورشیدی تازی | درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر | برنامه عمرانی پنجم ۱۳۵۲ - ۱۳۵۶ |









گشایش نشست سه روزه بازبینی در برنامه پنجم عمرانی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر در رامسر ۱۲-۱۰ امرداد ماه ۱۳۵۳
۱۰ امرداد ماه ۱۳۵۳ در پیشگاه شاهنشاه آریامهر نخستین نشست سه روز بررسی نهایی تجدید نظر در برنامه پنجم عمرانی در رامسر گشایش یافت.[۱] در گردهمآیی رامسر نسبت به خط مشی اقتصادی ایران برای سه سال و هفت ماه آینده، یا مدت زمان مانده از در برنامه عمرانی پنجم تصمیم نهایی گرفته میشود.
عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور در نشست امروز روشن ساخت که درآمد نفتی یه یک صد میلیارد دلار میرسد و پیشنهاد کرد که رقم سرمایه گذاری در برنامه پنجم به دو هزار و هشتصد و چهل و هشت میلیارد ریال افزایش یابد.
گزارش هویدا نخست وزیر
نخست وزیر در گزارش خود چنین گفت:
اجازه میخواهد، تجدید نظری را که بنا بر امر و الهام و رهنمودهای شاهانه در برخی از هدفها و سیاستها و خط مشیها و به خصوص محتوای عملیاتی این برنامه پیش بینی شده است، در پیشگاه مبارک مطرح نماید تا مانند همیشه با برخورداری از هدایت و ارشاد شاهنشاه مخلوط اصلی و « محتوای عملیاتی برنامهها » بهترین و موثرترین وجه مشخص و تنظیم و پس از طی مراحل قانونی به موقع اجرا گذاشته شود.
برنامه چهارم عمرانی با موفقیت در شرف پایان یافتن بود که رشد اقتصادی کشور با شنابی استثنایی با جهشهای بلند و موثری روبرو شد و این کیفیت البته در طرح ریزیهای برنامه پنجم عمیقا مد نظر قرار گرفت، اما مرحله اجرایی این برنامه تازه آغاز شده بود که شرایط مساعدی در قلمرو فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی به منصه ظهور رسید که از آن جملهاند: افزایش چشم گیر و سریع درآمدهای نفتی در جهت اعمال حق حاکمیت ملی بر منابع و صنایع نفت و انتقال حق قیمت گذاری به کشورهای تولید کننده به رهبری شخص شاهنشاه و هم چنین حصول زمینههای تازه به سود همکاریهای وسیع اقتصادی و فنی با برخی ممالک صنعتی از قبیل تورم و عدم موازنه پرداختها و ایجاد نابرابری بیشتر در نرخ مبادله کالا با خارج، نیاز روزافزون به انرژی و لزوم تامین منابع کافی تولیدی برای آن، توسعه مصارف داخلی اقتصاد و به ویژه « کالاهای مورد نیاز عامه » و در نتیجه احتیاج به گرایش بخشهایی از اقتصاد کشور به سوی مقصد « خودکفایی » عموما باعث شدند که در طرح اولیه برنامه پنجم به منظور کسب ابعاد بیشتر تجدید نظری صورت پذیرد.
نخست وزیر آنگاه به اشاره به چگونگی مطالعاتی که بر اساس رهنمودهای شاهانه در جلسات سه روزه گاجره در این زمینه انجام گرفته است، افزود: بررسیهای پردامنهای به وسیله دستگاههای اجرایی و مطالعاتی با شرکت اعضای دولت و متخصصان امور از سر گرفته شد و پیشنهادهای گوناگونی چه از نظر وضع و موقع حال و آینده هر یک از بخشهای مطرح گردید و اینک طرح تجدید نظر شده برنامه پنجم که حجم آن نسبت به برنامه قبلی افزایش حدود دو برابر را نشان میدهد، تهیه و تنظیم گشته است. بدیهی است سخن از تنگناهایی که در گزارشهای سرپرستان امر به شرف عرض خواهد رسید، هرگز بدین معنا نیست که از این رهگذر بیم و هراسی به ما راه یابد، زیرا دیگر کشور ما با استفاده از اراده مشکل گشای شاهنشاه عادت کرده است که از راههای انقلابی حتی بسیاری از غیرممکنها را ممکن سازد و پیداست در این مورد هم ایمان و اعتقاد همگان بر این اصل استوار است که در گذرگاه رشد بی سابقه و استثنایی اقتصادی و اجتماعی ما هیچ مشکل لاینحلی وجود نخواهد داشت که کشور ما از توسعهای این چنین چشمگیر در مقیاس جهانی بازدارند. شاهنشاه به ما آموختهاند که چگونه باید همواره پیش از حوادث گام برداریم و با روحیه انقلابی برای مسایلی که در متن اجتماع متحول ما مطرح میشوند راه حلهای انقلابی بیابیم.
نخست وزیر سپس درباره مسایل که در موارد مختلف برنامه وجود دارد ادامه داد: راه حلهای گوناگونی پیش بینی شده است که یکایک به شرف عرض خواهد رسید تا بنابر ارشاد شاهنشاه به بهترین و موثرترین راه حلها که ما را هر چه سریع تر و هر چه کامل تر به مقصد برساند، دست پیدا کنیم.
هویدا آنگاه در خصوص آماده ساختن نیروی انسانی کارآمد و لازم و کافی با توجه به گسترش ابعاد برنامههای گوناگون عمران و اجتماعی گفت: راه حلهایی به نظر رسیده است که اجازه میخواهد اصول آنها در اینجا از شرف عرض مبارک بگذرذ تا پس از بهره گیری از ارشاد شاهنشاه جزییات آنها در جلسات کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی مطرح گردد.
نخست وزیر در پایان گزارش خود اولویتهای خاص برنامه تجدید نظر شده پنجم را که بنا بر الهام و راهنمایی شاهنشاه مدنظر قرارگرفتهاند بدین سان برشمرد: ۱- تامین هر چه بیشتر رفاه عمومی و از جمله اجرای هر چه دقیق تر فرمانهای شاهانه مبنی بر آموزش و بهداشت رایگان. ۲- حفظ رشد اقتصادی و تداوم آهنگ سرعت آن ۳- تقویت بنیه دفاعی کشور با توجه به مسایل بین المللی و به ویژه منطقهای در مقام حافظ استقلال و تمامیت و امنیت کشور و حراست از دست آوردهای انقلاب در زمینههای متنوع اقتصادی، اجتماعی، رفاهی. ۴- رفع تگناها و تامین زیر بناهای کافی بدانسان که برنامه عمرانی ششم از تمامی زمینههای اساسی و لازم برای پیشرفت و اجرای بی وقفه برخوردار باشد. ۵- کوشش در راه اجرای اصل عدم تمرکز و سوق دادن عملیات اجرایی به سوی مقامات محلی
گزارش عبدالمجید مجیدی وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه کشور
با توجه به نقش عظیم دولت در توسعه اقتصادی کشور، در شرایط فعلی نقطه حرکت و ضابطه اساسی، میزان سرمایه گذاری ثابت دولت تلقی شده است. خوشبختانه پیش بینی میشود که درآمدهای دولت از نفت و گاز در دوران برنامه پنجم به حدود ۹۸٫۵ میلیارد دلار معادل ۶۶۵۳ میلیارد ریال بالغ گردد. اما با توجه به شرایط کنونی و پیش بینی تحولات آینده نزدیک، مصرف تمامی این درآمد و نیز سایر منابع مالی دولت در داخل کشور به مصلحت نیست. از طرف دیگر اختصاص کلیه این منابع به سرمایه گذاری دولت با توجه به فلسفه انقلاب شاه و ملت که برای فعالیت بخش خصوصی زمینه گستردهای را در صنعت کشاورزی و خدمات ارائه مینماید موجه جلوه مینمود.
در تعیین هدفها و سیاستها و تخصیص منابع باید دو نکته اساسی مورد توجه قرار گیرد یکی مجموع سرمایه گذاری بخش خصوصی و دیگر نحوه توزیع منابع میان بخشهای مختلف با توجه به اولویتهای بدانگونه که بر اثر آن تنگناهای موجود در کوتاهترین زمان از میان برداشته شود. یکی از مهمترین و برجستهترین عوامل و در عین حال تنگناها از لحاظ اجرای برنامههای عمرانی و توسعه اقتصادی کشور چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی کمبود نیروی انسانی است. توسعه اقتصادی کشور و مصرف انرژی اثرات متقابل و زنجیری بر یکدیگر دارند، بدین سان که از یک سو توسعه اقتصادی کشور، وضع اقتصادی و اجتماعی جامعه را بهبود بخشد و بر اثر آن مصرف انرژی افزایش مییابد و از سوی دیگر اجرای تعداد بالنسبه زیاد طرحهای صنعتی و حمل و نقل که خود مستلزم مصرف انرژی زیاد است در زمانی کوتاه با اجرای طرحهای نیرو و سوخت که در زمانی بلند باید به انجام برسد هم آهنگ نموده و بالنتیجه تامین انرژی مورد نیاز را دشوار خواهد ساخت.
مجیدی با اشاره به گنجایش بندرها و راهها و حجم واردات و صادرات ایران در درازای برنامه پنجم و اعلام ضرورت گزیدن سیاستهای مالیاتی سنجیده و کمک به تثبیت قیمت کالاهای اساسی مصرفی و تضمین قیمت محصولات کشاورزی و گسترش مالکیت صنعتی گفت به پیروی از الهامها و تعلیمات عالیه شاهنشاه آریامهر خدمات اجتماعی که به جامعه به ویژه به طبقات کم درآمد عرضه میشود در زمینههای تامین مسکن، آموزش، بهداشت و درمان، تهیه خوراک ارزان، تغذیه بهتر، حمل و نقل شهری، رفاه و تامین اجتماعی باید گسترش بیشتری یابد.
بیانات اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر
بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در نشست بازنگری در برنامه عمرانی پنجم کشور در رامسر ۱۰ امرداد ماه ۱۳۵۳[۲]
هدف از تشکیل جلسه امروز بررسی درباره چگونگی تغییراتی است که در برنامه پنجساله پنجم با توجه به شرایط جدید کشور پیش آمده است. ما باید خودمان را با اوضاع جدید تطبیق بدهیم و سعی کنیم که تا سر حد امکان هم کشورمان را به جلو ببریم و هم برای ملت ایران رفاه و آسایش بیشتری فراهم کنیم. البته پی بردن علت اینکه چرا یکسال و نیم پس از تصویب برنامه پنجم در این برنامه تجدید نظر میکنیم، برای کسانی که وقایع روزانه کشور را دنبال میکنند آسان است، با وجود این شاید مرور کوتاهی در مورد آن بد نباشد. هنگامی که در تخت جمشید برنامه پنجم مطرح شد کسانی که حاضر بودند به یاد دارند که همیشه من طرف هدفهای بالاتر و پروژههای زیادتر و مشکل تر را میگرفتم، برای اینکه در فکر و قلب من کارهایی که بعداً انجام شد در آن موقع ترسیم شده و تصمیم گرفته شده بود که ما نه فقط از لحاظ سیاسی و فنی باید بر ثروت اساسی ایران که منابع نفت و گاز باشد کاملاً مسلط باشیم، بلکه به صورت عادلانه و عاقلانه به حداکثر ممکن از این منابع درآمد کافی به دست آوریم. شاید بتوان گفت که مدت بیست و شش سال ثروت طبیعی ما به غارت میرفت و حتی هر روز به طریق بدتری مورد استثمار قرار میگرفت، برای اینکه قیمت یک بشکه نفت اعلام شده در خلیج فارس که در سال ۱۹۴۷ مسیحی دو دلار و هفده سنت بود، در سال ۱۹۶۹ به یک دلار و هفتاد و نه سنت تقلیل پیدا کرد. در این ضمن ممالک صنعتی دنیا کالای خود را بین سیصد تا چهارصد درصد گران کرده بودند. پس میبینید که ما تا چه اندازه مغبون شده بودیم. از یک طرف دیگر فرآوردههای صنعتی آنان را به آن نسبت گرانتر میخریدیم.
به این جهت چندین تصمیم سیاسی و تاریخی گرفته شد که یک روز چگونگی آن به رشته تحریر در خواهد آمد. آخرین آن در یک مصاحبه مطبوعاتی در روز ۲۳ دسامبر ۱۹۷۳ ذکر شد. این اقدام دو نتیجه داشت، یکی اینکه ما برای نفت قیمت معقولی که قابل مقایسه با سایر منابع تولید کننده انرژی باشد تعیین کردیم، دیگر اینکه به دنیا نشان دادیم که ما در تعیین قیمت منابع طبیعی خود همان حقی را داریم که آنها در تعیین قیمت فرآوردههای صنعتی خود دارند. با اجرای این امر در تاریخ مناسبات ممالک فروشنده مواد اولیه با ممالک صنعتی یک ورق اساسی خورد و اساس روابط بینالمللی بر مبنای جدید استوار گشت. مبارزات ما برای استیفای حقوق ملت ایران و همچنین حقوق سایر ممالک تولید کننده از خیلی پیش شروع شده بود، ولی برای این امر چند تاریخ مشخص میشود ذکر کرد که از آنجمله کنفرانس تهران در سال ۱۹۷۱ مسیحی و تشکیل چند جلسه اوپک در تهران و تشکیل جلسات اوپک در کویت و بالاخره کنفرانس تهران در ماه دسامبر ۱۹۷۳ مسیحی میباشد.
جبهه توده نفتی
اگر کمی فکر بکنیم خیلی زود میشود تشخیص داد که عملیات مذبوحانه و حتی سبعانه و وحشیانه و خائنانه تروریستی در ایران درست مصادف است با همان موقعی که تلاش ما برای تحقق یافتن حقوق ملت ایران جریان داشت. در تمام این مدت تا سال ۱۹۷۳ که تکلیف نفت بطور قاطعانه تعیین شد این عملیات تروریستی ادامه داشت. از آن موقع به بعد روز بروز سروصدای آن کمتر شد. البته تمام کسانی که این عملیات را انجام میدادند همه اذعان کردند که مارکسیست بودند، ولی ما به خاطر داریم که در تاریخ فعالیتها و مبارزات نفتی ایران همیشه یک جبهه توده نفتی وجود داشته است. شما مارکسیست اسلامی را چطور میتوانید توجیه بکنید؟ مارکسیست اسلامی یعنی آب و آتش، یعنی خداپرستی و خدانشناسی، یعنی انکار خداوند و ستایش خداوند، یعنی با قدری تصور و اندیشه و مقایسه بین کاپیتالیست و کمونیست، این میشود مارکسیست اسلامی، این میشود جبهه توده نفتی، حالا هر کسی هر طور که میخواهد نتیجه گیری بکند. ما خائن را در هر لباسی که باشد تنبیه خواهیم کرد. در جامعهای که بین خادم و خائن تفاوتی نباشد آن جامعه قابل دوام نیست. به همین جهت ما مبارزه با این امر را شروع کردیم و امروز نیز جدی تر اعلام میکنیم که تا جایی که مربوط به دستگاه مجریه میشود ما عامل هر نوع فسادی را در این کشور با رعایت موازین قانونی به اشد طریق تنبیه و مجازات خواهیم کرد.
مبارزه شدید با فساد
در قسمتهایی که مربوط به دولت نباشد و به بخش خصوصی مربوط باشد، بوسیله دستگاههای بازرسی که داریم دادگستری را هدایت خواهیم کرد. دادگستری دستگاه اطلاعاتی ندارد، ولی ما چون دستگاه اطلاعاتی داریم حتی در بخش خصوصی اگر اطلاع پیدا کنیم که فسادی در بین است آن را دنبال میکنیم و پرونده تکمیل شده و قابل تعقیب را به دادگستری میدهیم. انتظار ما این است که دادگستری ایران همگام با روحیه انقلابی ایران فساد را در این کشور محکوم و ریشه کن کند. نمونههایی از این رویه را شنیدهاید که هر کس در هر مقام و هر لباسی که باشد و به ما اطلاع برسد که راه خلافی پیموده بیرحمانه او را تعقیب نموده و مینماییم و روز بروز هم بر شدت آن میافزاییم. برای ریشه کن کردن فساد در یک کشور که بدون انجام آن هیچ چیز دوام و بقایی نخواهد داشت باید توجه کرد که فساد چیست و به چه چیزی اطلاق میشود. فساد فقط دزدی و سوء استفاده نیست. امروزه در این دوره انقلابی ایران که باید ما را به دوره تمدن بزرگ برساند تنبلی را هم میتوان فساد دانست. اگر شخص باید در روز هشت ساعت کار بکند، ولی هفت ساعت و نیم کار کرد، این نیم ساعت کار نکردن یک نوع دزدی است، آنهم نه از نوع دزدی معمولی، زیرا نه تنها خودش نیم ساعت کار نکرده، بلکه موجب شده است که ساعتها وقت هزاران نفر هم باطل شود.
آیا کسی که جنس کم میفروشد یا گرانفروشی میکند فاسد نیست؟ آیا کسی که درس نمیخواند ولی با هیاهو میخواهد در کشوری که چهار اسبه به سوی تکنولوژی میتازد دیپلم بیسوادی بگیرد فاسد نیست؟
اگر صاحبان بعضی از کارخانهها مثل کارخانه قند اصفهان تقلب بکنند و از راههای غیر مجاز و دزدانه محصول کارخانه را کم بکنند، این اضافه بر دزدی یک فساد ملی به حساب میآید.
با تمام توجهی که ما به کارگران ایران داریم و آنان را در بیست درصد سود کارخانهها سهیم ساختهایم و بعلاوه کارگران و کارمندان صنایع ایران میتوانند در چهل و نه درصد سهام کارخانهها شریک شوند و همچنین با تسهیلاتی که برای تأمین مسکن و آموزش و تربیت و تحصیلات مجانی فرزندان آنها فراهم ساختهایم اگر کارگری مسئولیت خود را درک نکند و کم کار نماید، من این را فساد میدانم.
اگر کارگران بخش دولتی که گفتیم در هیچ صورت مجموع درآمدشان نباید از درآمد کارگران بخش خصوصی کمتر باشد بخواهند از او بیشتر مزد بگیرند این فساد است و خیانت به انقلاب ایران. هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران حقوق و امتیازاتی برای کارگران و کشاورزان و سایر طبقات قائل نشده است و فکر هم نمیکنم بتواند قائل باشد، چون بیشتر این مزایا از خزانه دولت تأمین میشود مانند تحصیلات رایگان و دهها مورد دیگر.
برای اینکه ما بتوانیم این برنامه و برنامههای دیگر کشور را صحیح انجام بدهیم و وارد دوران تمدن بزرگ بشویم نه فقط دولت باید فساد را از میان بردارد، بلکه مردم ایران نیز به نوبه خود مسئولیت دارند که هرگونه فسادی را از بین ببرند، زیرا این کار هرگز بطور یکطرفه به نتیجه کافی و مطلوب نخواهد رسید. اکنون ما پس از انجام مراحل مختلف مبارزاتی که برای احقاق حقوق حقه ایران در قیمت گذاری صحیح نفت و گاز خود به عمل آوردیم و حدس زده میشود که درآمد ایران در سال ۱۳۵۳ به بیش از بیست میلیارد دلار برسد، لازم است ببینیم که مسئولیتهای دولت ایران یعنی قوه مجریه، یعنی قوهای که مختص پادشاه ایران است در برابر این درآمد، در برابر ملت ایران و تاریخ ایران، در مقابل مسئولیتهای جهانی ایران چیست. بدیهی است که قبل از هر چیز مسئولیت در برابر کشور و ملت ایران واجد اهمیت است. و اکنون ببینیم ما برای آسایش و رفاه ملت ایران چه تصمیماتی گرفتهایم. ممکن بود عدهای فکر کنند و بگویند که خوب بود این پول را سرانه بین همه تقسیم میکردند، ولی با انجام این کار آیا این قدرت خرید به چه مشکلی مصرف میشد؟ هزینه زندگی به کجا میرسید؟ بعد موقعی که خدای ناخواسته این درآمد کم میشد و یا از بین میرفت آنوقت تکلیف ما چه میشد؟ پس میبایستی عاقلانه فکر کرد. حداکثر این درآمد را تا جایی که نیروی انسانی ایران، حتی با وارد کردن نیروی انسانی از خارج اجازه میداد، میبایستی صرف نقشههای توسعه اقتصادی ایران کرد و به کشاورزی ایران نیز حداکثر توجه را نمود. رشد جمعیت ایران که میزان آن از حدود ۳٪ در سال بیشتر است، کشاورزی ایران و تولیدات آن باید جوابگوی این رشد جمعیت باشد و حتی مقدار تولیدات کشاورزی باید خیلی بیشتر باشد تا جواب قدرت خرید ملت ایران را بدهد. این است که فکر کردیم رشد کشاورزی ایران به هنگام تجدید نظر در برنامه فعلی به هفت درصد در سال، یعنی تقریباً ۴٪ بیشتر از رشد جمعیت برسد.
فکر نکنید که این کار آسان است، خیلی هم مشکل است، ولی من تقریباً مطمئنم که دستگاه کشاورزی ما با کار کردن حتماً بیش از روزی پانزده ساعت این کار را خواهد کرد. توقع من این است که بخش خصوصی هم حداکثر تلاش خود را در این مورد به عمل آورد. همچنین توقع من این است که کشاورزان ایران، کشاورزان آزاد شده، کشاورزانی که حالا مالک شدهاند قناعت به این نکنند که درآمد آنها کفاف زندگی شان را میدهد، بلکه به این فکر باشند که وظیفه ملی آنها تولید هر چه بیشتر فرآوردههای کشاورزی است.
تحصیلات رایگان و خدمت
چون صحبت از کشاورزی به میان آمد باید بگویم که دولت مقدار زیادی پول از خزانه خودش میدهد تا کود ارزانتر به زارعین برساند، همچنین گفتیم که برای رفاه مردم تصمیمی میگیریم که این تصمیم را همه کشورها نمیتوانند بگیرند، ولی ما چون امکانش را داریم این کار را میکنیم. قبلاً امید و آرزوی ما این بود که در دوره تمدن بزرگ این کار را بکنیم، اما ده دوازده سال زودتر از تاریخی که پیش بینی میشد ما توانستیم اعلام کنیم که تحصیلات در ایران از کودکستان تا دوره راهنمایی بدون قید و شرط مجانی است، برای دبیرستانهای حرفهای هم مجانی است، ولی برای دبیرستانهای عادی و دانشگاهی به شرط سپردن تعهد خدمت به دولت در آن جا نیز تحصیل برای همه مجانی خواهد بود. تعهد خدمت هم یعنی اینکه مثل سایر مستخدمین به خدمت دولت در آیند واِلا چه معنی دارد که ما بیاییم حداقل پنج میلیون ریال برای تحصیلات یک دانشجوی پزشکی خرج بکنیم و تازه وقتی او دانشکده بیرون آمد، رهسپار یک کشور خارجی بشود و در آن جا خدمت بکند و این بدان معنی است که ما برای ارائه خدمت پزشکی به یک کشور خارجی پنج میلیون ریال از مال این ملت را خرج بکنیم. البته این موضوع را در کنفرانس آموزشی رامسر مطرح خواهم کرد.
اگر کسی نمیخواهد از راه استخدام در دستگاههای دولتی به کشورش خدمت کند باید مخارجی را که دولت در زمان تحصیلش خرج او کرده به دولت بپردازد. چطور وقتی به اروپا و آمریکا میرود مخارج تحصیل خود را میپردازد ولی در ایران نمیپردازد؟ به هر حال برای همه کس تحصیل مجانی تا آخرین مراحل دانشگاهی در این کشور فراهم است. علاوه بر تحصیل مجانی ما ترتیبی دادهایم که تا دوره راهنمایی شیر یا بیسکویت یا کیک یا چیزی که به همان اندازه پروتئین داشته باشد همه روزه به آنها داده شود و با قدرت خریدی که در خانوادههای ایرانی بوجود آمده مطمئن هستیم که در ناهار و شامش هم مواد پروتئین دار خواهد خورد، ولی ما باید بدانیم که این حداقل کالری قبل از شروع درس برای بدن هر بچه و کودکی لازم است.
حمایت از مصرفکننده
یکی دیگر از تصمیماتی که برای رفاه مردم گرفته شده پولی است که دولت برای ارزان نگاهداشتن چندین ماده غذایی از جمله برنج، گندم، گوشت، روغن نباتی، قند خرج میکند. کمکهای دولت برای تأمین مواد غذایی و مصرفی مردم که الآن ذکر کردم در طول برنامه پنجم که اکنون یک سال از آن گذشته به ۲۱۰ میلیارد ریال بالغ خواهد شد. علاوه بر این بیش از ۲۰۵ میلیارد ریال برای گسترش تعاونیها و افزایش درآمد بازنشستگان اختصاص خواهد یافت. برای کمک به حمل و نقل شهری یعنی اتوبوسرانی به تنهایی دوازده میلیارد ریال اختصاص داده شد ه و جمع این کمکها بالغ بر ۴۲۷ میلیارد ریال میشود. در این ارقام شهریهای که باید مردم برای خرج تحصیل بچههایشان بپردازند حساب نشده، چون حساب آن مشکل است، همچنین تعداد جوانهایی که مدرسه میروند و بعد موضوع دانشگاهها و کسانی که تحصیلات مجانی باید بکنند حساب کردن آنها در حال حاضر مشکل است، بعد از مهرماه در هنگام باز شدن مدارس و دانشگاهها این رقم به دست خواهد آمد. البته این یک رقم ناقابل و ناچیزی نخواهد بود، بلکه رقم مهم و حتی درشتی خواهد بود.
اقداماتی که ما اکنون داریم انجام میدهیم موجب خواهد شد که کارها چند سال زودتر انجام یابد. در مورد بهداشت مجانی ما اعلام کردهایم که هر کس چه از داخل کشور و چه از خارج در ایران بیمارستان بسازد و پزشکان و پرستاران و کادر اداری آن را مهیا نموده و به ما تحویل بدهد، کلیه هزینههایی را که متحمل شده است به او خواهیم پرداخت. این بدان جهت است که بتوانیم به مردم ایران خدمات درمانی ارزان و وسیع و گستردهای عرضه کنیم. بعلاوه اگر اشخاصی خودشان را بوسیله بیمههای لازم بیمه درمانی بکنند، در آن جا هم با پرداخت مبلغ مختصری در سال هر اتفاقی که برایشان روی دهد میتوانند بوسیله بیمه درمانی در بهترین بیمارستانها معالجه شوند. آن بیمارستانی که بسیاری از اشخاص سراغ آن را در خارج کشور میگیرند ما آن بیمارستان را برایشان به ایران میآوریم. بدین ترتیب کشاورز ایرانی که اکنون صاحب زمین شده است، بوسیله سپاهیان مختلف ارشاد میشود و همه به او کمک میکنند، وسائل ماشینی در اختیارش میگذارند، کود شیمیایی ارزان نیز به او داده میشود.
و اما کارگر ایرانی از مزایایی برخوردار است که شاید در دنیا سابقه نداشته باشد. سایر افراد ملت ایران نیز همه از مزایای مخصوصی برخوردارند که قسمتی از آن شرح داده شد.
مالیات و وجدان پرداخت
این امکانات به علت افزایش درآمد نفت فراهم شده است. علاوه بر این وزارت دارایی ما نیز دارد یادمیگیرد که مالیات را چگونه باید وصول کند و مردم هم یادمیگیرند که وقتی صاحب ثروتی شدند باید مالیات بر درآمد آن ثروت را بپردازند. هر کس باید این وجدان و شرافت اخلاقی را داشته باشد که در قبال استفاده از امکانات و وسایلی که اکنون در اختیار دارد دین خود را به کشورش ادا کند. این دین یا جنبه معنوی دارد نظیر مواقعی که حتی باید در راه مهین از جان گذشت، یا جنبه مادی دارد و آن در مواردی است که برای رسیدن به یک جامعه پیشرفته کمکهای مالی ضرورت دارد. اما در این قسمت هم ما آمدیم و گفتیم که درآمدهای تا دوازده هزار ریال در ماه از پرداخت مالیات معاف بشود، چون منظور ما این بود که حداقل حقوق یک کارمند تا آخر برنامه پنجساله پنجم باید به دوازده هزار ریال برسد، ولی از حالا معافیت مالیاتی او را تا دوازده هزار ریال تعیین کردیم، همچنین مالیات حقوقهای تا هفتاد هزار تومان در سال نیز کاهش یافته است، ولی در گروههای خیلی بالا وقتی حقوق از حد معینی گذشت باید قدری مالیاتها را اضافه کرد تا تعادل بیشتری بین حداقل حقوق و حداکثر حقوق برقرار بشود. در این صورت میتوان گفت که جامعه ایرانی جامعهای است کاملاً پیشرفته و متکی به عدالت اجتماعی.
افزایش درآمد سرانه
برنامه بعدی ما این است که درآمد متوسط ایرانی را به حدی برسانیم که درآمد سرانه همه افراد تقویت بشود. اگر این درآمد تا آخر سال ۱۳۵۲ به حدود ۹۱۰ تا۹۲۰ دلار رسیده بود و اگر فرض بکنیم که بقیه این برنامه پنجساله با یک رشد اقتصادی حدود بیست و پنج یا بیست و شش درصد به قیمت ثابت برسد که در دنیا بی نظیر است زیرا دو برابر بالاترین رقمهایی است که بعضی از کشورهای دنیا به آن رسیدهاند، آنوقت حساب بکنید که درآمد سرانه ایران تا آخر برنامه پنج ساله پنجم چقدر خواهد شد. این رقم شاید به حدود ۱۷۰۰ دلار به قیمت ثابت و بیش از ۲۱۰۰ دلار به قیمت جاری برسد. در برنامه ششم حداقل حقوق را ما مطابق ثروت ملی ایران و درآمد مملکت و بر حسب عدالت و احتیاجات معین خواهیم کرد، و تعجب نکنید که تا آخر برنامه ششم درآمد ما نزدیک به درآمد کنونی بالاترین ممالک اروپایی میشود، و در آخر برنامه هفتم مسلماً از درآمد فعلی ممالک اروپایی بالاتر خواهد رفت.
تقویت نیروهای مسلح
قبلاً گفتیم که اقدامات خائنانه و تروریستی در ایران مصادف بود با همان تاریخ ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ مسیحی. اگر ما در آن هنگام قوای انتظامی و دستگاههای اطلاعاتی نداشتیم چه پیش میآمد. یک لحظه تصور بکنید در دنیایی که امروز قانون جنگل در آن حکمفرما است و هر کس که قوی تر است به ضعیف تر زور میگوید، اگر ما قوای مسلح نیرومندی نداشتیم چه بلایی بر سر ایران میآمد. اکنون نقشههایی چاپ شده است که در آن نام خوزستان ایران را عربستان گذاشتهاند، نام اهواز اران را هم گذاشتند الاهواز، از طرف دیگر بلوچستان ایران هم یک سمت سرحدش را رساندهاند بن غرب بندرعباس و از طرف دیگر محدود نمودهاند به خراسان! ... بدین ترتیب اگر ما قوای انتظامی نداشتیم، خوزستان ایران میشد عربستان! و بلوچستان ایران هم همانطور که توضیح دادم یک سمتش میرسید به بندرعباس و شمالش هم میرسید تا بالای سرخس و از ایران منتزع میشد! ولی من به ملت ایران مژده میدهم که همانطور که با اجرای برنامههای پنجساله رشد اجتماعی و اقتصادی ایران را تضمین کردهایم، همانطور هم با برنامههای تقویت نیروهای مسلح تمامیت و استقلال ایران را تضمین میکنیم. قدرت نظامی ایران موجب شده است که تا کنون کسی با ما از این شوخیها نکند. با وجود چاپ کردن نقشهها، مژده میدهم که تا پنجسال دیگر نیروهای مسلح ایران به صورتی در خواهد آمد که بهتر است هیچکس هیچوقت اندیشه بدی نسبت به ایران در سر خود راه ندهد. اگر ما پیشنهاد میکنیم منطقهای که ایران جزء آن است منطقه غیر اتمی بشود، به این دلیل است که سیاست ایران در این است که دنبال فراهم کردن سلاحهای اتمی نباشد. البته فراهم کردن اسلحه و تجهیزات یک ارتش مفت تمام نمیشود. خدای را شکر که ما استطاعت این را داریم که بهترین سلاحهای دنیا را به مقداری که برای ما مورد احتیاج است بخریم و منت کسی را نکشیم، زیرا پول نقد میدهیم،
نفت و انرژی اتمی
البته تشکر میکنیم از اینکه فروشنده بهترین اسلحه را به ما میفروشد. ایران از موقعی که برنامه پنجم تصویب شده است تا کنون با انگلستان، فرانسه، آلمان فدرال، ایتالیا قراردادهای بزرگ اقتصادی امضاء کرده است. بزودی با ایالات متحده هم در همین زمینهها صحبت خواهیم کرد. در خلال این احوال ما تصمیم گرفتهایم نفتی که آنقدر به آن احترام میگذاریم و به آن یک ماده نجیب میگوییم و روزی تمام میشود بی جهت آن را مصرف نکنیم، زیرا این گناه کبیره است که ما از نفت برای روشنایی و بکار انداختن ماشینهای کارخانهها یا حرارت خانهها استفاده بکنیم، چون هفتاد هزار نوع مشتقات از نفت به دست میآید که از آنها میشود همه گونه استفاده کرد. از این رو یکی از نقشههای ما این است که هر چه زودتر در حدود ۲۳۰۰۰ مگاوات برق بوسیله نیروی اتمی به دست آوریم و این را اضافه بکنیم به نیروی برقی که از سدهای ایران به دست میآید، آنگاه یکی از بالاترین مقیاسهای سرانه برق دنیا را به دست خواهیم آورد. موضوع مهم دیگر آن است که موقعیت ایران در دنیای امروز موقعیت مهمی است که روی ایران از هر جهت حساب میشود، از لحاظ ثبات، از لحاظ سیاست عاقلانه ملی و سیاست بینالمللی، از لحاظ قدرت مالی و اقتصادی. با این حال ما به خوبی میدانیم که در جهان امروز هنگامی میتوان خوب زندگی کرد که دنیای آرامی وجود داشته باشد. اگر دنیا و تمدن امروز ما یک روز به عللی از بین برود و منفجر بشود که یکی از آن علل ورشکستگی اقتصادی و فقر است، هیچکس از آن جان سالم بدر نخواهد برد.
کمکهای خارجی ایران
به همین جهت ما مصلحت ایران را در آن میدانیم که به کشورهای در حال رشد یا آنهایی که ثروت زیادی ندارند و حتی به ممالک خیلی پیشرفته ولی گرفتار کمک مالی بکنیم، زیرا اینگونه کمکها در واقع یک نوع بیمه است در مقابل حوادث و احتمالات بد بینالمللی. این کمکها بر دو نوع است، یکی به دوستانمان که احتیاج به کمک دارند، دیگری به ممالک صنعتی که اگر مضمحل شوند و از بین بروند دودش به چشم ما و سایرین خواهد رفت. مبالغی که ما تاکنون در این راهها خرج کردهایم بسیار جالب توجه است و همه کم و بیش میدانند که ایران به سهم خود بیش از هر کشوری در دنیا به ممالک دیگر کمک کرده است. البته این کمک چیزی نیست که ما پول خود را دور ریخته باشیم یا مجانی باشد، بلکه ما بهره پول خودمان را خواهیم گرفت و در عین حال به ثبات بینالمللی هم کمک خواهیم کرد. حالا مطالبی که آقایان در این کنفرانس مطالعه خواهید کرد فکر میکنم باید بر این اساس باشد که رشد کشاورزی بیش از هفت درصد بشود. ضمناً این نکته را باید تذکر بدهم که ممکن بود ما تمام تقاضاهایی را که دستگاهها از ما کردهاند تصویب بکنیم، زیرا پولش موجود است، اما تصویب کردن اعتبار با قادر بودن به انجام کار دو تا است. با برنامهای که شروع به اجرای آن خواهیم کرد این امکان را مییابیم که به یک رشد حداقل ۲۵٪ به قیمت ثابت برسیم. همین امر شاید احتیاج به چهارصد هزار کارگر غیر متخصص داشته باشد. این نیاز چطور تأمین بشود، قابل مطالعه است. شاید ناچار شویم یک قسمت از این کارگران را از خارج بیاوریم،
باید بیشتر کار کرد
ولی فکر میکنم ما باید از مردم خودمان توقع داشته باشیم که هر کس بیش از مقدار کار عادی و معمولی خود داوطلبانه به عنوان یک وظیفه ملی کار کند. من خود این کار را میکنم و مطمئنم که وزیران و مسئولان بالای دستگاههای مختلف ما نیز همه این کار را میکنند. بنابراین توقع من این است که تمام مردم ایران نیز به یک نحو این کار را انجام دهند. ما فعلاً به خاطر این محدودیتها ناچاریم حداقل برنامه را قبول کنیم، ولی باید این نکته را تذکر کرد هم که نفت و پتروشیمی و گاز از این حداقل مسلماً مستثنی است و به آن جا هر اعتباری که بخواهند میدهیم به شرطی که قادر باشند کارها را انجام دهند. همچنین قراردادهایی را که با ممالک دیگر امضاء کردهایم البته محترم میشماریم و اعتبار انجام پروژههایی را که مطابق آن قراردادها است باید در نظر بگیریم، از جمله قرارداد با آلمان فدرال، با فرانسه، با انگلستان، و با ایتالیا و بزودی با ایالات متحده آمریکا. ما در اِزای کارهای بزرگی که خواهیم کرد از خدمتگزاران دولت و از ملت ایران انتظار فداکاری داریم، برای اجرای برنامهها پول هست ولی مشکل انسان در میان است. انسان را اگر نتوانیم تأمین کنیم باید از انسانهای موجود اضافه کار بخواهیم. فعلاً من به صحبتهای خود خاتمه میدهم، چون راهنماییهای کلی که تاکنون شده است کافی است، ولی پس از پایان کار کنفرانس و مباحثاتی که به عمل خواهد آمد برای شما و کسانی که در حوزه مجریه هستند و همچنین برای ملت ایران صحبتهایی خواهم کرد تا معلوم شود که وظیفه هر فرد و هر شخص برای رسیدن به هدفهای مان چیست.
نشست پایانی بازبینی نهایی برنامه عمرانی پنجم در کاخ رامسر در پیشگاه شاهنشاه آریامهر
۱۲ امرداد ماه ۱۳۵۳ پیش از نیم روز نشست پایانی بازبینی نهایی (فرجامین) برنامه عمرانی پنجم در کاخ رامسر در پیشگاه شاهنشاه آریامهر برگزار شد. در آغاز نشست، دکتر مجیدی وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه کشور گزارش فرجامین بازبینی در برنامه عمرانی پنجم را به آگاهی شاهانه رسانید. سپس اعلیحضرت همایون در بیاناتی فرمودند: [۳]
گزارشی که از مطالعات این دو روزه دادید منعکس کننده تصمیمات اساسی راجع به تجدید نظر در برنامه پنجم است. زیاد وارد جزئیات نمیشوم، ولی تأکیداتی باید برای انجام برنامهای که به این صورت تشریح گردید بشود. بر حسب تجربه میتوانم بگویم که بی تردید کارهایی که در باقیمانده برنامه پنجم انجام خواهد شد از پیش بینیهایی که کردید تجاوز خواهد کرد، یعنی مضیقههایی که به آن اشاره کردید ممکن است حتی شدیدتر هم بشود. جواب این اشکال در چند چیز است، یکی به حداکثر استفاده از ماشین آلات و تا جایی که بشود جای انسان را ماشین بگیرد. برای این کار به آخرین تکنولوژی و به آخرین مهارت و آخرین دستگاههای ماشینی احتیاج است. دیگر آنکه تا چه حد بشود از نیروی فعاله زنان مملکت بیشتر استفاده کرد. قبلاً درباره برنامههای ضربتی برای دورههای محدود تربیت کارگران و حتی کشاورزان برای بعضی از مهارتها صحبت شد. امیدوارم در زمره اشخاصی که تربیت میکنید زنها را فراموش نکنید. برای بعضی کارهایی که حتی زنان بهتر از مردان هستند مثل کارهایی که بیشتر دست و انگشت مورد استفاده است، مثل صنایع اکترونیک، مثل رادیو و تلویزیون، حتی کارهای اداری و پشت میز آنها پرکار و موقع شناس و پرحوصله هستند و همواره سر وقت میآیند، ولی اگر احتیاج به استفاده از آنها در بعضی کارهای عادی کارگری باشد باید به همان ترتیبهای ضربتی از مهارت خاص برخوردار شوند و به این طریق مقداری از کمبود نیروهای انسانی جبران بشود.
دوره خاص تاریخ ایران
اشارهای کرده بودم که هر یک از افراد این کشور باید احساس کنند که دوره جدیدی در تاریخ مملکت آغاز شده و به این جهت هر فرد نسبت به این دوره تاریخی و نسبت به کشور خود، در هر وضع و موقعیتی که داشته باشد مسئولیتی دارد. کشوری که اینهمه مزایا و افتخارات به او ارزانی میکند مال خودش است و او هم نسبت به کشور خود مسئولیت و وظایفی دارد. احساسات میهنی و وطن پرستانه البته یک امر طبیعی است و همواره ارزش خاصی دارد، ولی کار کردن در شرایط و اوضاع فعلی با امکانات موجود دارای اهمیت فوقالعاده میباشد. این قبیل امکانات به آسانی برای هیچ کشور دنیا پیش نمیآید. فقط گاهی اوقات چنین وضعی پیش میآید و چنین امکاناتی در یک موقع و در یک جا روی میدهد و در نتیجه فرصتهایی ایجاد میکند که نظیر آن خوشبختانه امروز برای ما فراهم شده است و اگر از آن استفاده نشود براستی حیف است، نه تنها حیف است، بلکه گناهی نابخشودنی است. پس افراد باید سعی کنند که اگر در حال درس خواندن هستند حداکثر تلاش را برای بهتر درس خواندن بکنند. اگر در فعالیتهای خلاقه و تولیدی هستند تولیدشان را بالاتر ببرند و نه فقط کار مقرر خود را در مدت معینی انجام بدهند، بلکه اگر امکان داشته باشد کار اضافی هم در مقابل پاداش بکنند. اما امروزه انتظار آن را نداریم که افراد ایرانی کمربندها را سفت کنند، غذا کمتر بخورند، و برای یک بهشت موعود که رسیدنش را هر روز به چند سال بعد موکول میکنند تلاش نمایند. ما رفاه و آسایش را به بعد حواله نمیدهیم، بلکه سعی میکنیم از همین امروز تا جایی که امکان داشته باشد کارها را شروع کنیم.
انقلاب بهشت موعود نیست
دیدید که اجرای تحصیلات مجانی و انجام عدالت اجتماعی و دوازده ماده انقلاب بهشت موعود نیست، بلکه اینها همه امروز وجود دارد و از آنها استفاده میشود، تمدن بزرگی هم که به شما وعده داده شد بهشت موعود نیست، زیرا خیلی زودتر از آنچه که فکر میکردیم و صحبت از این میشد که دوازده سال بعد به مرزهای تمدن بزرگ برسیم، از هم اکنون در بعضی از قسمتها وارد آن شدهایم. یکی از مواردی که زودتر از موعد مقرر میتوانیم به تمدن بزرگ برسیم، مطالعه و ارائه طریق و فراهم کردن وسایلی است که از لحظه تولد نوزاد تا سن شش سالگی، او و مادرش چگونه تغذیه کنند. به این مرحله زودتر از موعد فرا رسیدن تمدن بزرگ انشاءالله خواهیم رسید. در سرویسهای درمانی که علاوه بر بهداشت میخواهیم به مردم بدهیم از هیچگونه خرجی فروگذار نخواهیم کرد تا به هر قیمتی که شده و از هر کجا که ممکن است این سرویسها را به ملت ایران عرضه بداریم. در برنامههایی که مطرح شد قسمتهای مهمی وجود دارد که باید رعایت بشود و آن قراردادهایی است که با ممالک متعددی امضاء کردهایم، و ممکن است با ایلات متحده آمریکا نیز صحبتهایی بشود و قراردادهای عظیمی که وسعتش خیره کننده است به امضاء برسد. اینها مطالبی است که شاید در این برنامه گنجانده نشده باشد، ولی مآلا باید به آن اضافه بشود. مسئولیتهایی که هر فرد ایرانی اکنون در برابر میهن، اجتماع و جامعه خود دارد، روز بروز روشن تر و سنگین تر میشود. البته مسئولیتهای انسانی و بینالمللی دیگری که داریم آنها را هم نه فقط انجام میدهیم بلکه شاید به تناسب موقعیت خودمان خیلی هم در این راه جلو باشیم.
دشواری افزایش تولید
مسلماً به زودی پس از این تجدید نظر تا حدودی که فعلاً معلوم شد و حتی از این حد هم تجاوز خواهد کرد، برنامه پنجساله تولید کشور را خیلی بیش از دو برابر برنامه تهیه شده قبلی اضافه خواهد کرد. این افزایش تولید اشکالاتی بوجود خواهد آورد که نه تنها اشکال کمبود کارگر ماهر و کارگر عادی است، بلکه موضوع اینهمه قدرت پولی و زندگی مادی است که به عنوان تمدن غربی موجب بروز نقاط ضعف و ابتلائاتی است که ما باید از هم اکنون خود را در برابر آنها واکسینه و حفظ کنیم و مصونیت ایجاد نماییم. این نقاط ضعف باید شناخته شود، باید از دبستانها تا سایر مدارج تحصیلی درباره آنها توضیح داده شود، در اجتماع نیز بوسیله دستگاههای وسایل ارتباط جمعی این نکات باید توضیح داده شود و درباره آنها موشکافی بشود، امید این است که ما تمدن تکنولوژیک پیشرفته دنیای خارج را یاد بگیریم و حداکثر استفاده را از آن بکنیم و ضمناً سعی نماییم که نقاط ضعف و فساد و تباهی که بعضی اوقات همراه پیشرفتهای تکنولوژیک است، راهی به مملکت ما پیدا نکند. برای اینکه ما زندگی سالم اخلاقی داشته باشیم انجام این کار لازم است. زندگی سالم اقتصادی نیز ضوابط و مقرراتی دارد که اساسش این است که در برابر هر کار دستمزد متناسبی وجود دارد. در دورههای استثنایی مثل دورهای که ما در آن هستیم، شاید نتوان این ضوابط را رعایت کرد، چون تقاضا زیاد و عرضه کم است، ولی این را باید یک دوره استثنایی دانست. دوره استثنایی ما هم از لحاظ زمانی به قدری است که شاید بتوان نام آن را دوره طولانی گذاشت، در این صورت ضوابط باید روشن و مشخص شود،
تساوی حقوق افراد
بخصوص ما که میکوشیم همه ایرانیان در برابر قوانین در اجتماع انقلابی ما با یکدیگر مساوی باشند. آنها همانطور که مساوی به دنیا آمدند مسلماً مساوی هم از دنیا میروند، حتی اگر مقبره قشنگی هم برای شخص دست کنند، وقتی زیر خاک میرود اصل و نتیجه کار یکی است. تنها تفاوتی که بین دو ایرانی میتواند وجود داشته باشد حاصل کارشان است که به استعداد آنها بستگی دارد. این امر چیزی از حقوق و احترام کسی کم نمیکند و از آنچه که نام آن را شرافت ذاتی میگذارم چیزی نمیکاهد. برای اینکه همه افراد ایرانی زندگی بهتری داشته باشند ما دارای موقعی خاصی هستیم که میتوانیم برای همه مردم وسائل لازم را فراهم کنیم بطوری که علاوه بر ماحصل دسترنج کارشان، تسهیلاتی هم در زندگی روزانه شان فراهم شود، مانند تهیه مسکن با شرایط بسیار ساده، تحصیلات مجانی برای کودکان، بیمههای گوناگون، کمک به اقلام اصلی ارزاق عمومی، حتی موضوع تردد بوسیله اتوبوس نکه قیمت آن در برابر کرایه اتوبوس در سایر ممالک دنیا حقیقتاً قیمتی ناچیز و مسخره است. تفاوت این قیمتها را با عوائد حاصله از فرآوردههای نفتی مانند نفت، گازوئیل، نفت کوره، نفت سنگین تأمین کردیم بطوریکه بدون خرج تحصیل در حدود چهار صد و بیست و یک میلیارد ریال خواهد شد. این کمک را به جامعه ایرانی خواهیم کرد بخصوص که جمعیت ما مرتباً زیادتر خواهد شد. با تعیین ضوابط خاص در جامعهای که اساسش بر عدالت اجتماعی و فلسفه آن (نه بر اصول آن) اضافه میشود، اطمینان دارم که دگرگونی بزرگی در زندگی مردم ایجاد خواهد شد.
در اندیشه ۲۵ سال آینده
من امیدواری کامل دارم که با مسئولیتهایی که ذکر شد ما این برنامه را با تمام اضافات ممکن به خواست خداوند و با همت ملت ایران و زحمت شبانه روزی کسانی که مستقیماً در اجرای برنامه مسئولیت دارند با موفقیت به انتها برسانیم، بعلاوه از حالا باید به فکر تهیه نه فقط برنامه ششم، بلکه ترسیم برنامه بیست یا بیست و پنج سال آینده کشور و نسل آینده باشیم تا پس از طرحریزی آنها در خیلی از موارد قبل از دوازده سال دیگر نه به مرز تمدن بزرگ برسیم، بلکه وارد آن بشویم. و اما درباره پس از رسیدن به تمدن بزرگ، باید توجه داشت که وسعت دید بشر هیچوقت انتها ندارد. استعداد بشر درآینده چیزهایی را پیدا خواهد کرد که امروز به نظر ما نمیرسد. اگر این امر نبود دنیا ترقی نمیکرد و مدتها پیش در یک نقطه متوقف میشد و هیچگاه ما امروز شاهد این پیشرفتهای محیرالعقول و تکنولوژیک پیشرفته نبودیم. پس با امید فراوان به آینده، تجدید نظر در برنامه پنجساله پنجم را تأیید میکنیم و به ملت ایران تبریک میگوییم و یادآور میشویم که ایران بیش از آنچه که امروز در اطراف آن صحبت کردیم پیشرفت و ترقی خواهد کرد.