گرد غم بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| بر سر خاک من میا بعد من ای نگار من | تا منشیندت به دل گرد غماز غبار من |
| قافلۀ ختن رسد یا که نسیم صبحدم | یا که به باد میدهد زلف چو نافه یار من |
| سوری و سنبل و سمن جمع به روی دلکشش | حاجت سیر باغ نیست بابت گلعذار من |
| گر چه ببسته ام زبان فاش کند به مردمان | درد دل نهفته ام دیدۀ اشکبار من |
| شمع صفت میان جمع سوزم و گریه میکنم | شمع اتاق دشمنان تا شده دوستدار من |
| تا که برفته از برم دلبر ناز پرورم | تار چو تار زلف او آمده روزگار من |
| تن ز غمست ناتوان بر لبم از فراق جان | تا شده یار دیگران دلبر غمگسار من |
| از سر زلف دلبری رشته به پای او نبود | گر دل نا صبور من بود در اختیار من |
| دجلۀ خون ز دیده ام تا به کنار میرود | زیب کنار دیگران تا شده از کنار من |
| می ننشاندی ار همی آب دو دیده سوز دل | خرمن جان بسوختی سینۀ پر شرار من |
| بیدل اگر که هجر را چاره به غیر صبر نیست | صبر بگو چسان کند این دل بی قرار من |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۴۴ (UTC)––––