چتر زرّین بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| با منت نیست ندانم ز چه رو گفت و شنیدی | دشمنان باز چه گفتند که از دوست بریدی |
| با تو ما بر سر عهدیم تو گر عهد شکستی | با تو ما از در صلحیم تو گر خبک گزیدی |
| ندهم دامنت از کف به من ار دست فشاندی | نکشم پای ز کویت ز من ار پا کشیدی |
| تو که دلدار نبودی دل من از چه ربودی | چون سر خواجگیت نیست غلام از چه خریدی |
| گر چه دردها همه از خوی تو هم داروی درد | ور چه روزم شب از آن روی توام صبح امیدی |
| من در آفاق به غیر از تو کسی را نگزیدم | کس نمانده است در آفاق که بر من نگزیدی |
| دست و پا میزنم از شوق ز بس در دم تیغت | ترسم آلوده شود دامنت از خون شهیدی |
| چه شود گر تو بیائی و بری غم ز دل ما | که به هر خسته دوائی و به هر بسته کلیدی |
| پوست تختی بود ار تخت شهی نیست گدا را | چتر زرّین اگرم نیست بود سایۀ بیدی |
| نیست گر شاهد گلچهره بود ساده غلامی | نیست گر بادۀ گلرنگ بود جام نبیدی |
| همه دیدند که خون دلم از دیده فرو ریخت | دل بیدل ز غم عشق تو خون شد تو ندیدی |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۸:۱۸ (UTC)––––