چارچوب دوران گذار از جمهوری اسلامی به مشروطه شاهنشاهی

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
قانون اساسی مشروطه چارچوب قانونی آینده کشور و ملت ایران جمهوری اسلامی بزرگترین فاجعه قرن

چگونه روزنامه کیهان و اطلاعات حکومت اسلامی را در ایران جا انداختند

پایه‌های قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران
چارچوب دوران گذار از جمهوری اسلامی به مشروطه شاهنشاهی

چارچوب دوران گذار از جمهوری اسلامی به مشروطه شاهنشاهی

در پی تظاهرات بزرگ علیه جمهوری اسلامی در مونیخ آلمان، گروه نوفدی یا National Union For Democracy in Iran ، دفترچه‌ای درباره راهکار گذار پس از فروپاشی جمهوری اسلامی به یک ایران دیگر به چاپ رسانده است. نوفدی در سال ۲۰۰۳ در لس آنجلس بنیاد نهاده شد و پروژه‌ای به نام Iranian Prosperity Project – IPP که آن را پروژه شکوفایی ایران می‌نامند را در دست دارد. این پروژه با هدف تثبیت و بازسازی کشور پس از فروپاشی جمهوری اسلامی طراحی شده ومی کوشد مردم ایران، ایرانی‌های مقیم خارج از کشور و جامعه بین المللی را با تصور و تحقق ظرفیت کامل یک ایران آزاد و شکوفا آشنا سازد.

در جولای ۲۰۲۵ برابر با امرداد ماه ۲۵۸۴ شاهنشاهی برابر با امرداد ماه ۱۴۰۴ خورشیدی تازی ، نوفدی دفترچه‌ای را پخش کرد که در آن برای نخستین بار پروسه سیاسی گذار از جمهوری اسلامی به یک ایران جدید را به نوشتار کشیده است. سرمشق نوفدی برای این پروژه همان برکسیت Brexit است یعنی بیرون رفتن بریتانیا از اتحادیه اروپا . گزینش چنین نمونه‌ای، نشان می‌دهد که درواقع به یک تغییر رژیم واقعی نپرداخته‌اند بلکه این پروسه رفرم جمهوری اسلامی است. نوفدی دوران گذار را دو تا سه سال پیش بینی کرده است. در این دوره گذار کارهای زیرین انجام می‌پذیرد:

۱- انحلال قانون اساسی جمهوری اسلامی همراه با تمامی (یا برخی از) نهادهای آن .

۲- حفظ تمام قوانین موجود

۳- لغو قوانین و مقررات خاصی که آشکارا در تضاد با شعار انقلاب ملی ایران هستند: زن – زندگی – آزادی و مرد میهن آبادی.

هنگامی که این جمله‌ها را می‌خوانیم، باید بپرسیم این کسانی که اینها را نوشته‌اند، چه درباره ایران می‌اندیشند آیا ایران را با افغانستان، عراق، سوریه و یا سومالی مقایسه می‌کنند که کشوری مانند ایران را بدون قانون اساسی اداره کنند. آیا این کسان فرستادگان جمهوری اسلامی هستند که قوانین جمهوری اسلامی را می‌خواهند نگاه دارند البته با استراچر سیاسی دیگر؟ آیا این کسان شنیده‌اند که حکومت ایران پیش از جمهوری اسلامی یک قانون اساسی داشته است که مبنای پیشرفت و توسعه کشور ایران و رفاه و امنیت ملت ایران گردید. چرا ما نیاز به سرمشقی چون برکسیت باید داشته باشیم که یعنی بریتانیا از اروپا جدا شده است؟ کشور ایران از جایی بیرون نمی‌خواهد بیاید.

چرا ما تاریخ خودمان را به عنوان سرمشق برنگزینیم؟ چرا قانون اساسی مشروطه را دوباره بر جایگاه اعتبارش ننشانیم؟ مشکل این نوفدی و این کسان وابسته به نوفدی این است که اصلا نمی‌دانند که چه می‌خواهند.

این کسان سه رفراندوم را می‌خواهند برگزار کنند: ۱- تعیین نوع سامانه یک حکومت دموکراتیک (پادشاهی یا جمهوری) . این حکومت دموکراتیک پادشاهی چه خواهد بود و حکومت جمهوری دمکراتیک چه خواهد بود را روشن نکرده‌اند. آیا این مانند کانستیتیوشنال مونارکی که داشتیم خواهد بود؟ یا جمهوری دموکراتیک یا جمهوری خلقی مانند آلمان شرقی ، چین خواهد بود.

اگر این گونه که این کسان نویسندگان این دفترچه نوفدی پیشنهاد می‌کنند که همه قوانین جمهوری اسلامی را نگاه داریم پس یک جمهوری اسلامی خواهیم داشت که به جمهوری دمکراتیک ایران تغییر نام داده است.

دومین رفراندوم که آدم‌های نوفدی طراحی کرده‌اند این است: برگزاری همه پرسی برای تعیین سرنوشت سران رژیم جمهوری اسلامی که در اینجا دو راه گذاشته شده است ۱- محاکمه علنی و مجازات سران رژیم ۲- اعلام بخشش ملی با هدف تسریع روند گذار

کسانی که چنین هجویاتی را پیشنهاد می‌کنند همه قربانیان جمهوری اسلامی اعدام شدگان، کشته شدگان درخیابان‌ها، کشته شدگان زیر شکنجه، کسانی که مورد ضرب و شتم و تجاوز و ظلم جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند را فراموش کرده‌اند.

سومین رفراندوم درباره قانون اساسی است. این را ما ایرانیان به خوبی می‌شناسیم. ما در سال ۱۳۵۸ یک رفراندوم قانون اساسی جمهوری اسلامی داشتیم. آن زمان گفتند که می‌دانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی ناقص است و قانون اساسی درستی نیست، کامل نیست و ما آن را کامل خواهیم همان فتوای خمینی که درروزنامه‌ها به چاپ رسید. نوفدی‌ها بهتر است که دو صندوق رای بگذارند مانند سال ۱۳۵۸ یکی برای بلی دیگری برای نه . سپس کسانی که به نه رای داده‌اند را دستگیر و اعدام کنند. به به

دقیقا در همین جا باید این دفترچه را بست و به سطل اشغال سپرد. کاملا آشکار است که این کسان از تاریخچه قانون اساسی مشروطه در ایران و حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران آگاهی ندارند. این نوچه‌های نوفدی از پنجاه و هفت سال پهلوی و دستاوردهای شگفت انگیزی که در این پنجاه هفت سال ملت ایران بدان دست یافت چیزی نمی‌دانند. برای اینکه بیسوادی و نادانی خود را بپوشانند، با مهستان پیش می‌آیند دقیقا انگار که در زمان ساسانیان چنین مجلس مدرنی مانند مجلس شورای ملی ایران وجود داشته است.

این واژگان خنده آوری که در این دفترچه آورده‌اند و واژگان معمول ملت ایران در آن نیست و این نوفدی‌ها آن را تغییر می‌دهند. برای نمونه مجلس شورای ملی به مهستان و قوه قضاییه یا دادگستری به دیوان تغییر داده شده است که مبادا واژگان آشنای مردم ایران باشد.

با خواندن این دفترچه، این تله برای ملت ایران می‌بینیم که فقط کمی به اصطلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی را بزک می‌خواهند بکنند و همان آش و همان کاسه.

من گوینده پرسش‌های بسیاری از میهن پرستان دریافت کرده‌ام که چه راهی را باید برگزینیم، و ایران پس از جمهوری ننگین اسلامی چگونه خواهد بود. جایگزین ساختن حکومت جمهوری اسلامی چگونه است. نخست از همه هم میهنان درخواست می‌کنم که کمی شکیبا باشند. فروپاشی رژیم اسلامی پروسه مداومی است که پیوسته و ممتد است تا زمانی که رژیم فرو افتد. رژیم اسلامی ناتوان در انجام هر کاری شده است، برای نمونه اقتصاد ایران روز به روز بدتر می‌شود، کارخانه‌ها به سبب نبود برق و آب یکی پس از دیگری بسته می‌شوند. ارزش پول ایران هر روز کمتر می‌شود. فقر و بی چیزی روز به روز افزایش می‌یابد، رژیم اسلامی چه کار می‌کند؟ برق و آب قطع می‌شوند و جیره بندی شده‌اند. نهادها و سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها کم کم تعطیل خواهند شد. و از دیدگاه نظامی، پاسداران نمی‌توانند آسمان ایران را پدافند نمایند.

پاسداران نمی‌توانند به اصطلاح ژنرال‌های خود را محافظت کنند. اسلام به عنوان دین وجود ندارد. مسجدها خالی هستند از مردم ایران و نفرت و انزجار ملت ایران از دین اسلام ناگفتنی است. رژیم ناچار است که از افغانستان و کشورهای فقیر و بدبختر از ایران امروز ، آدم وارد کند و اربعین راه بیاندازد.

برای جوانان ایران، سرمایه‌های کشور هیچ آینده‌ای وجود ندارد. ما سرنگونی یک حکومت را در شوروی و دیگر کشورهای بدبخت کمونیستی اقمار شوروی دیده‌ایم. این کشورها که خود را از چنگال آهنین شوروی آزاد ساختند، استقلال خود را بازیافتند و حکومت و دولت دلخواه ملتشان را بر پا ساختند.

مردان دلیری که در شوروی بودند، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را منحل ساختند و یک روسیه نوین را بنیاد نهادند. دقیقا مانند مردان دلیری که برای مشروطه جنگیدند ، مجلس شورای ملی را راه اندازی کردند، مجلس قانونگذاری دوره نخست قانونگذاری را بر پا ساختند، مجلس اول قانون اساسی مشروطه را نوشت ، و با شایستگی سلسله مغول قاجار را برانداخت و با خاندان ایران ساز پهلوی حکومتی پایدار و موفق ساخت که رفاه و امنیت ملت ایران وکشور ایران را پیشکش این مرز وبوم و ملتش کردند.

ما ایرانیان نیازی به نوفدی و این کسان اجق وجق نداریم که در آمریکا بنشینید و برای ملت ایران ملت رنجدیده ایران، دفترچه هجویات برای پایدار ساختن جمهوری اسلامی بنویسند.

چه باید کرد؟

نخستین گام این است که به اصطلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی ساقط شود و بی اعتبار اعلام گردد و دوباره حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران برجایگاه قدرت نشیند. هم چنین با انحلال مجلس شورای اسلامی ، نهادهای جمهوری اسلامی چون شورای نگهبان قانون اساسی و مجلس خبرگان رهبری نیز منحل گردد. از آنجا که دیگر انقلاب اسلامی دیگر وجود ندارد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیزمنحل است. هم چنین سازمان بسیج مستضعفان، از آنجا که دیگر سرکوب و مستضعف وجود نخواهد داشت این سازمان نیز منحل اعلام می‌گردد. همه اسلحه‌هایی که در اختیار سپاه پاسداران و بسیجیان است باید از سوی ارتش ایران جمع آوری شود.

دومین گام - بی درنگ انتخابات باید سازمان داده شود تا مجلس پر افتخار شورای ملی با بهره مندی از قانون انتخابات سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی برگزار شود. این انتخابات آزاد یعنی بدون پیش گزینش از سوی حزبی یا عوامل مخرب برگزار می‌شود. این انتخابات از سوی کمیسیون انتخابات در حوزه‌های انتخاباتی در سراسر کشور برگزار خواهد شد. نمایندگان واقعی ملت ایران که برگزیده شده‌اند به تهران و به مجلس شورای ملی فرستاده می‌شوند. این انتخابات زیر نظر مستقیم ملت میهن پرست ایران خواهد بود و نه سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی و گروهک‌های تروریستی.

سومین گام – بر پایه اصل ۲۷ متمم قانون اساسی مشروطه ، ولیعهد ایران والاحضرت رضا پهلوی در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی می‌خورد و خویشکاری‌های شاه ایران را چون پدر و پدر بزرگ تاجدارش بر دوش خواهد گرفت.

چهارمین گام – شاهنشاه ایران اعلیحضرت رضا شاه دوم رضا پهلوی نخست وزیر را برمی‌گزیند. نخست وزیر کابینه و برنامه دولت را به مجلس شورای ملی می‌شناساند و رای اعتماد می‌گیرد.

پنجمین گام – اعلیحضرت شاهنشاه ایران رییس دیوان عالی کشور و وزیر دادگستری را برمی‌گزیند. شاهنشاه ایران به عنوان بزرگ ارتشتاران و فرمانده کل نیروهای ارتش، ژنرال‌های فرمانده نیروی زمینی ، نیروی هوایی و نیروی دریایی را برمی‌گزینند.

این دوره گذار می‌تواند در چند هفته انجام یابد، ملت ایران نیازی به رفراندوم ندارد و مجلس شورای ملی حق کامل دارد که قوانینی را تصویب نماید که برای فراهم ساختن رفاه ملت ایران و امنیت کشور ایران باشد. تنها مجلس شورای ملی است که قانون می‌نویسد و دکان‌های شریعت و محاکم شریعت پس از ۴۷ سال که خون ملت ایران را ریختند، بسته خواهند شد.

چرا ایرانیان موافق قانون اساسی مشروطه هستند؟ شاهنشاهی در ایران هزاران سال قدمت و دیرینگی دارد. کانستیتیوشنال مونارکی سال ۱۹۰۶ در ایران، نخستین کانستیتوشنال مونارکی در خاورمیانه می‌باشد. این قانون اساسی برای ایرانیان آزادی، رفاه، عزت و آبرو بین المللی و صلح و آرامش درون مرز و برون مرزهای ایران را به ارمغان آورد.

تنها کشورهایی که در خاورمیانه و شمال افریقا حکومت پایدار دارند، کشورهایی هستند که دارای کانستیتوشنال مونارکی می‌باشند. در کشورهایی که پادشاهی سرنگون شد و جمهوری به جای آوردند، حکومت‌ها ناپایدار گردیدند و تا به امروز دنبال راه حل هستند. آخرین نمونه که پادشاهی آن را برانداختند، افغانستان بود. به جای اینکه ظاهر شاه را بر تخت پادشاهی اش بنشانند، به او گفتند که او پدر افغانستان است و ما جمهوری اسلامی افغانستان بر پا می‌کنیم. این راه را ما نمی‌خواهیم در ایران داشته باشیم. ما یک جمهوری اسلامی داشتیم ودیدیم که این فرم حکومت به فاجعه می‌انجامد.

دوباره می‌بینیم که به شاهنشاه ایران اعلیحضرت رضا پهلوی می‌گویند « پدر ایران » نه گوش کن مزدور! رضا پهلوی پدر ایران نیست ایشان ولیعهد ایران هستند همانگونه که در قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران آمده است. به امید روزی نزدیک که رضا پهلوی ولیعهد ایران در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی بخورد. آنگاه ایرانیان و ایران در رفاه و آرامش و صلح فرو خواهد رفت.

حکومت ایران یک حکومت کهن است و قابل مقایسه با عراق و سوریه و ترکیه و لبنان و عربستان و امارات عربی نیست این کشورها پس از جنگ جهانی اول بوجود امدند. این کشورها بخشی از امپراتوری عثمانی بودند که از سوی دولت‌های استعماری برتیانیا و فرانسه با خطکش تقسیم شدند و بوجود آمدند. می‌بینیم که مرزهای این کشورها خط‌های مستقیم است که با خطکش این استعمارگران بوجود آوردند. بدین روی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را نمی‌توان با حکومت این کشورها مقایسه کرد. ایران همواره شاه داشته است و مردم ایران پیوند ناگسستنی با پادشاه خود داشتند. در زبان پارسی هر چیز خوبی در زبان پارسی هر چیز بزرگ و چشمگیری با پیشوند شاه آغاز می‌شود. شاه توت، شاه رگ، شاه راه و دیگر واژگان زیبای پارسی. ایرانیان نیازی ندارند که کسی برایشان راه تعیین کند که چه حکومتی را برگزینند، و افزون بر این ایرانیان نیازی به رفراندوم ندارند.

هزاران بار در تظاهرات ملت ایران زیر رگبار گلوله‌های دژخیمان ملت ایران رضا شاه روحت شاد را فریاد کشیدند. این مانند رفراندوم بود و نیازی به این دلقک بازی‌ها و کلاهبرداری از ملت ایران نیست. مردم ایران نیازی به آیت الله ندارد که فرم حکومت را برایشان تعیین کند، آیت الله‌ها در ایران پیش از خمینی خود را در سیاست قاطی نمی‌کردند. ولایت فقیه اختراع مغزهای پوسیده ۱۴۰۰ سال پیش بود.

بلشویست‌ها در سال ۱۹۲۱ در شمال ایران حکومت سوسیالیستی شوروی ایران را اعلام کردند. سپس خائینین حزب توده می‌خواستند با سوقصد به جان شاهنشاه قدرت را در ایران در دست گیرند. و از آنجا که دیدند کمونیسم در ایران جایی ندارد به خمینی پیوستند و نقشه ویرانی ایران را کشیدند و جمهوری اسلامی بر پا ساختند. واژه جمهوری برای ایرانیان همواره با جمهوری اسلامی پیوند خورده است که با آن دهشتناکترین دیکتاتوری که کره زمین تا کنون به خود دیده است پیوند دارد. مارکسیست‌های اسلامی واژه جمهوری را برای همیشه تا این دنیا دنیا است با دیکتاتوری پیوند زده‌اند.

هنگامی که ما درباره کانستیتیوشنال مونارکی می‌گوییم، درباره آزادی‌هایی است که پهلوی برای ما به ارمغان آورد. رضا شاه بزرگ آموزش و پرورش اجباری و رایگان به ملت ایران داد. رضا شاه بزرگ چادر سیاه بندگی را از سر زنان ایران برداشت و زن ایرانی توانست به جامعه راه یابد و کار کند و درآمد داشته باشد، رضا شاه بزرگ کاپیتولاسیون را با بنیاد نهادن دادگستری سکولار از میان برداشت، اما کمونیست‌ها در سال ۱۳۵۷ دوباره شریعت را به دادگستری بازگرداندند. و بسیاری دیگر.

آریامهر شاهنشاه ایران حق انتخاب شدن و انتخاب کردن به زنان داد و به آنان حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان ایران اعطا کرد. آریامهر فئودالیسم را از ایران برکند و هشتاد درسد جمعیت ایران که کشاورزان بودند را از رعیت به مردمانی آزاد دگرگون ساخت. آریامهر آب‌ها و جنگل‌ها و مراتع و منابع روی زمینی و زیر زمینی را ملی ساخت یعنی صاحبانش ملت ایران شدند و با این کار طبیعت، محیط زیست، آب و هوا و معادن ایران را نگاهبان شد. آریامهر از کویر ایران جنگلی سبز و خرم ساخت تا هوای ایران صاف و پاکیزه بماند و شن و ریزگرد بلند نشود. آریامهر از سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی از انرژی خورشیدی گفت و برای نخستین بار صنایع نظامی ایران دهکده خورشیدی را راه اندازی کردند. بسیار صنایع ارزنده در کشور از سوی ملت ایران با حمایت دولت سرمایه گذاری و راه اندازی شد و بیکاری از کشور بر کنده شد تا جایی که ایران سه میلیون کارگر خارجی داشت. آریامهر اقتصاد ایران و پول ایران را چنان پایدار و قدرتمند ساخت که پول ایران ، پول بین المللی شد و ملت ایران در رفاه و خوشبختی و آسایش و امنیت به جلومی رفت. ملت ایران به ۶۴ کشور اروپایی و آسیایی و خاور دور می‌توانستند بدون ویزا سفر کنند و هزاران نمونه دیگر از پیشرفت‌های ملت ایران زیر سایه آریامهرش.

جوانان ایران می‌پرسند برای چه پدران ومادران ما این سیستم پیشرفته ایرانی را کنار زدند؟ و تنها پاسخ این است: ما انقلاب کردم ما اشتباه کردیم. ناگفته نماند که این توطئه بین المللی از سوی روزنامه نگاران ایران و همدستانشان در رسانه‌های خارجی به انجام رسید.

مردم ایران به اندازه کافی برای این اشتباه ۴۷ سال است که می‌پردازد. بازگردیم به حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران و از آنجا دوباره یک ایران سربلند و پیروز و آباد را آغاز کنیم. پیام به نوفدی دکان خود را تخته کنید و برای جمهوری اسلامی و اعوان و انصارشان وقت نخرید.

پاینده ایران – جاوید شاه - برقرار قانون اساسی مشروطه شاهنشاهی ایران - و در اهتزاز پرچم زیبای سه رنگ و شیر و خورشید نشان و تاجدار ایران