پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات)/عدسی وقت پختن، از ماشی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | پروین اعتصامی (مثنویات و تمثیلات و مقطعات) (عدسی وقت پختن، از ماشی) از پروین اعتصامی |
' |
| عدسی وقت پختن، از ماشی | روی پیچید و گفت این چه کسی است | |
| ماش خندید و گفت غره مشو | زانکه چون من فزون و چون تو بسی است | |
| هر چه را میپزند، خواهد پخت | چه تفاوت که ماش یا عدسی است | |
| جز تو در دیگ، هر چه ریختهاند | تو گمان میکنی که خار و خسی است | |
| زحمت من برای مقصودی است | جست و خیز تو بهر ملتمسی است | |
| کارگر هر که هست محترمست | هر کسی در دیار خویش کسی است | |
| فرصت از دست میرود، هشدار | عمر چون کاروان بی جرسی است | |
| هر پری را هوای پروازی است | گر پر باز و گر پر مگسی است | |
| جز حقیقت، هر آنچه میگوئیم | هایهوئی و بازی و هوسی است | |
| چه توان کرد! اندرین دریا | دست و پا میزنیم تا نفسی است | |
| نه تو را بر فرار، نیروئی است | نه مرا بر خلاص، دسترسی است | |
| همه را بار بر نهند به پشت | کس نپرسد که فاره یا فرسی است | |
| گر که طاوس یا که گنجشکی | عاقبت رمز دامی و قفسی است |