پروین اعتصامی (قصائد)/گردون نرهد ز تند رفتاری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | پروین اعتصامی (قصائد) (گردون نرهد ز تند رفتاری) از پروین اعتصامی |
' |
| گردون نرهد ز تند رفتاری | گیتی ننهد ز سر سیهکاری | |
| از گرگ چه آمدست جز گرگی | وز مار چه خاستست جز ماری | |
| بس بی بصری، اگر چه بینائی | بس بیخبری، اگر چه هشیاری | |
| تو غافلی و سپهر گردان را | فارغ ز فسون و فتنه پنداری | |
| تو گندم آسیای گردونی | گر یکمن و گر هزار خرواری | |
| معماری عقل چون نپذرفتی | در ملک تو جهل کرد معماری | |
| سوداگر در شاهوارستی | خر مهره چرا کنی خریداری | |
| زنهار، مخواه از جهان زنهار | کاین سفله بکس نداد زنهاری | |
| پرگار زمانه بر تو میگردد | چون نقطه تو در حصار پرگاری | |
| یکچند شوی بخواب چون مستان | ناگه برسد زمان بیداری | |
| آید گه در گذشتنت ناچار | خود بگذری، آنچه هست بگذاری | |
| رفتند بچابکی سبکباران | زین مرحله، ای خوشا سبکباری | |
| کردار بد تو گشت ز نگارش | آیینه دل نبود زنگاری | |
| از لقمهی تن بکاه تا روزی | بر آتش آز دیگ مگذاری | |
| بشناس زیان ز سود، تا وقتی | سرمایه بدست دزد نسپاری |