وحشی بافقی (غزلیات)/مرغ ما دوش سرایندهی بستانی بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (مرغ ما دوش سرایندهی بستانی بود) از وحشی بافقی |
' |
| مرغ ما دوش سرایندهی بستانی بود | داشت گلبانگی و معشوف گلستانی بود | |
| دیده کز نعمت دیدار نبودش سپری | مگسی بود که مهمان سرخوانی بو | |
| دست امید که یک بار نقابی نکشید | بود دور از سر و نزدیک به دامانی بود | |
| آنکه از تشنگیش بود گذر بر ظلمات | تف نشان جگرش چشمهی حیوانی بود | |
| ریشه تفسیدهی گیاهی ز لب کوثر رست | که ز ابرش هوس قطرهی بارانی بود | |
| خویش را ساخته آماده سد شعله خسی | گرم همصحبتی آتش سوزانی بود | |
| بود وحشی که ز رخسار تو شد قافیه سنج | یا نواساز گلی مرغ خوش الحانی بود |