وحشی بافقی (غزلیات)/آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد) از وحشی بافقی |
' |
| آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد | گر چه گستاخیست میگوییم پرخوبی نکرد | |
| با وجود کاروان مصر کز هم نگسلد | یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبی نکرد | |
| کشت ما را هجر و یاری بر در سلطان وصل | جامهی خون بستهی ما بر سر چوبی نکرد | |
| دورم از مطلب همان با آنکه هرگز هیچکس | اینقدرها جهد در تحصیل مطلوبی نکرد | |
| با بلایی چون بلای هجر عمری کرد صبر | آنچه وحشی کرد هرگز هیچ ایوبی نکرد |