هشتیمن کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر ۸ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۵۴

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
درگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر

هشتیمن کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر ۸ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۵۴

قوانین انقلاب شاه و مردم
ShahanshahShahbanouRamsarConference1354b.jpg
ShahanshahAryamehrRamsarConference1354.jpg
ShahanshahAryamehr8thRamsarEducationalConference1354.jpg
ShahanshahAryamehr8thRamsarEducationalConference1354a.jpg
ShahanshahAryamehr8thRamsarEducationalConference1354d.jpg
ShahanshahAryamehr8thRamsarEducationalConference1354d1.jpg

هشتیمن کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر ۸ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۵۴

روز شنبه ۸ شهریور ماه، هشتمین اجلاس ارزیابی انقلاب آموزشی در پیشگاه شاهنشاه آریامهر در رامسر برگزار شد و در شش روز بیش از دویست شرکت کننده در کمیته‌های مختلف مسائل آموزشی را از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار دادند.

در این کنفرانس به شیوه همه‌ساله، شاهنشاه آریامهر نخست، سخنانی ایراد خواهند فرمود که رهگشای کار کنفرانس می‌باشد و آقایان نخست‌وزیر، وزیر علوم و آموزش عالی، وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان بازرسی آموزش عالی دربار شاهنشاهی گزارش‌هایی از چگونگی وضع آموزش به عرض می‌رسانند و سپس با تعیین چهارده رئیس برای کمیته‌های چهارده گانه، کار کنفرانس آغاز می‌شود. بحث و گفتگو و برخورد عقاید و اختلاف سلیقه‌ها، هماهنگی و ناهماهنگی در مسائل مختلف شش شبانه روز در هتل رامسر کار ارزیابی یکساله آموزش در سطوح مختلف را انجام می‌دهد و هر کمیته با توجه به دستور جلسه‌اش که ذیلاً از نظر می‌گذرد، گزارشی از کار خود به کمیته مادر می‌دهد و آنوقت، از مجموع این گزارش‌ها قطعنامه کنفرانس صادر می‌شود و پس از آنکه در جلسه آخر، شاهنشاه آریامهر بر آن صحه گذاشتند، دستورالعمل کار آموزش در سال آینده می‌شود. از شهریور سال گذشته تا روز شنبه آینده که فاصله دو کنفرانس هفتم و هشتم است، مهم‌ترین مسئله شهریه رایگان «تحصیلات مجانی» با کمک هزینه تحصیلی و کمک هزینه مسکن بود که مورد بررسی و ارزشیابی قرار می‌گیرد و اثرات این مسئله در کیفیت آموزشی سنجیده می‌شود. گزینش دانشجو و لغو کنکور که نتیجه کنفرانس هفتم است، امسال با مشکلات روبرو شد و موجب نارسایی‌های پیش‌بینی نشده‌ای گردید زیرا به گفته کارشناسان یک طرح مناسب بخاطر اجرای ناقص و عدم تجربه کافی مورد بهره‌برداری صحیح قرار نگرفت. به همین جهت احتمال قوی می‌رود که با استفاده از تجربیات گذشته، شیوه تازه‌ای برای گزینش دانشجو در سال‌های آینده تعیین گردد. کنفرانس و حزب رستاخیز- کنفرانس

روز شنبه، در پیشگاه شاهنشاه آریامهر افتتاح خواهد شد و در آن آقایان هویدا نخست‌وزیر، امیر اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی و وزرای فرهنگ و هنر، علوم و آموزش عالی، کار، آموزش و پرورش، کشاورزی، تعاون و امور روستاها و معاون کل وزارت دربار شاهنشاهی، رئیس سازمان دانشجویان کشور، رئیس سازمان سنجش آموزش کشور و کلیه رؤسای دانشگاه‌ها و مدارس عالی دولتی و چند تن از بخش آموزش عالی غیر دولتی، کارشناسان دانشگاهی، سازمان برنامه و بودجه و آموزش عالی و وزارت آموزش و پرورش و سازمان بازرسی آموزش عالی وزارت دربار شاهنشاهی شرکت خواهند داشت. در کنفرانس امسال کمیته آموزش عالی حزب رستاخیز ملت ایران برای ارائه نظریات و طرح مباحث آموزشی از دیدگاه مسائل ملی نیز شرکت دارند و مسئله مشارکت حزب به تبادل نظر گذارده خواهد شد. علاوه بر گزارش‌هایی که روز اول از طرف نخست‌وزیر، وزراء علوم و آموزش عالی و آموزش و پرورش، سازمان بازرسی آموزش عالی وزارت دربار شاهنشاهی به عرض می‌رسد و گزارش‌های ارسالی از طرف دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی و سازمان‌های وابسته به دبیرخانه کنفرانس نیز مطرح می‌گردد و دبیرخانه کنفرانس از مجموع نظریات و پیشنهادهای ارائه شده گزارش فشرده‌ای تسلیم کنفرانس خواهد کرد. همچنین دانشگاهیان و صاحب‌نظران شرکت کننده در این کنفرانس طی گزارش‌ها و عنوان مسائل و مطالبی در کمیته‌ها حاصل مطالعات خود را درباره مسائل آموزش عالی و ایجاد روابط مناسب‌تر بین دانشجو و استاد در دانشگاه‌ها و مؤسسات عالی آموزشی به هشتمین کنفرانس عرضه می‌دارند تا در تدوین قطعنامه از آن استفاده شود. گروه دویست نفری شرکت کننده در هشتمین کنفرانس ارزیابی انقلاب آموزشی در کمیته‌های چهارده گانه تقسیم می‌شوند و بر حسب تخصص خود در یکی از کمیته‌ها ثبت نام می‌کنند و وزرای شرکت کننده و رؤسای دانشگاه‌ها مسئولیت کمیته‌ها را به عهده می‌گیرند. کمیته‌های چهارده‌گانه امسال و مسائلی را که بررسی می‌کنند بدین شرح است: کمیته آموزش برای وحدت ملی- درباره آموزش اصول و مفاهیم رستاخیز ملت ایران در مدارس و دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها، مشارکت معلمان و مدرسان و اعضای هیأت علمی در آموزش رستاخیز ملت ایران و تعمیم مفاهیم اساسی رستاخیز ملت ایران در جامعه به بحث می‌نشینند.

تحصیل اجباری و مجانی، شهریه رایگان، سیستم جدید آموزشی و پی گیری- رکورد داران کنفرانس انقلاب آموزشی رامسر چه کسانی هستند؟

کمیته آموزش فرهنگ میهنی- تنظیم سیاست‌های کلی آموزش فرهنگ میهنی و برنامه‌های اجرایی و هماهنگی بین دستگاه‌ها و نحوه مشارکت معلمان و اعضای هیئت علمی و وظایف وزارت‌خانه‌های آموزشی و سازمان رادیو تلویزیون را بررسی و پیشنهاد می‌کند. کمیته برنامه‌ریزی گسترش آموزش- تأمین نیروی انسانی مورد نیاز کشور و سرمایه‌گذاری دولت در آموزش و پرورش، گسترش کمی مؤسسات آموزش عمومی، تعیین ضوابط ایجاد دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی عالی، همکاری آموزشی با دانشگاه‌ها و کشورهای خارج، منطقه‌ای کردن آموزش عالی، بررسی مشارکت وزارت‌خانه و دستگاه‌های دولتی در تربیت نیروی انسانی. مسئله منطقه‌ای کردن آموزش عالی که در این کمیته مورد بررسی قرار خواهد گرفت اهمیت خاصی دارد. کمیته آموزش عمومی در روستاها- چگونگی آموزش سواد و تربیت کارگران ماهر و نیمه ماهر، چگونگی مداومت آموزشی برای روستازادگان، تأسیس مجتمع آموزش روستایی و مدارس حرفه‌ای و تأسیس مراکز شبانه روزی را بررسی می‌کند. کمیته نظام آموزشی عمومی- تعیین سیاست کلی به پیکار با بی‌سوادی، اجرای فرمان آموزش و تعذیه رایگان، بورس تحصیلی برای دانش‌آموزان، فضای آموزشی برای مدارس و خلاصه کلیه مسائل تربیتی و رفاهی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. این کمیته کار بسیار حساس به عهده دارد و بررسی کیفیت آموزش رایگان و برنامه‌ریزی آینده نقش مؤثری خواهد داشت.

گشایش هشتمین کنفرانس در پیشگاه اعلیحضرتین

بامداد ۸ شهریور ماه ۱۳۵۴ هشتمین کنفرانس آموزشی رامسر که بزرگ‌ترین کنفرانس آموزشی سال‌های اخیر است، در پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو گشایش یافت. علیاحضرت شهبانو برای نخستین بار در کنفرانس آموزشی شرکت فرمودند. در این کنفرانس آقایان نخست‌وزیر، وزیر دربار شاهنشاهی و عده‌ای از وزراء، معاونین وزارت دربار و وزارتخانه‌ها، رؤسای دانشگاه‌ها و نمایندگان، استادان و دانشجویان و برای اولین بار نمایندگان حزب رستاخیز ملت ایران شرکت داشتند. شمار شرکت کنندگان بیش از ۲۵۰ تن بود. شاهنشاه نخست بیانات کوتاهی ایراد فرمودند و سپس پروانه دادند که گزارش‌ها پیش کشیده شود. به دنبال این اجازه نخست آقای نخست‌وزیر و سپس وزرای علوم و آموزش عالی و آموزش و پرورش و معاون کل وزارت دربار شاهنشاهی و رئیس سازمان بازرسی آموزش عالی و وزارت دربار شاهنشاهی و قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز ملت ایران هر یک گزارشی از سازمان‌های خود به شرف عرض رساندند. کنفرانس افتتاحیه با بیانات شاهانه پایان یافت و پس از ناهار، ۱۴ کمیته برای رسیدگی به مسائل مختلف بر پایه دستورالعمل تعیین شده کار خود را آغاز کردند. این کنفرانس یک هفته به درازا خواهد کشید و احتمالاً پس از نیم روز پنجشنبه گزارش نهایی در جلسه عمومی برای تصویب به پیشگاه شاهانه برسد. ریاست کمیته‌های چهارده گانه برخلاف سال گذشته، ریاست آن با وزراء و رؤسای دانشگاه‌ها نبود. این سمت را امسال یکی از کارشناسان به عهده داشت و وزراء و رؤسای دانشگاه‌ها در کمیته عضویت دارند. به فرمان شاهنشاه آریامهر، دولت تغذیه کودکان بی‌بضاعت را تا ۱۸ ماهگی به عهده می‌گیرد

اوامر شاهنشاه برای تغذیه کودکان بی‌بضاعت- شاهنشاه آریامهر امروز در بخشی از فرمایشات خود خطاب به شرکت کنندگان کنفرانس آموزشی رامسر فرمودند: علت عمده عقب افتادگی کودکان در اثر تغذیه‌ای است که بین روز تولد تا ۱۸ ماهگی بوجود می‌آید. این برنامه ملی که دستور خواهم داد، تا هر وقت که میسر شد اجرا شود. همانطور که در مدارس گفته‌ایم که به بچه‌ها حالا شیر یا شیرینی و سایر چیزهایی که از نظر کالری و پروتئین مطابقت بکند بدهیم، باید یک برنامه ملی داشته باشیم که کدام خانواده ایرانی است که به بچه یک روزه تا ۱۸ ماهه‌اش غذا یا پروتئین نمی‌رسد، دولت باید آن را جبران کند. این موضوع به مراتب از بعضی کارها که می‌کنیم مهم‌تر است و تعداد بچه‌های عقب‌افتاده کاهش می‌یابد.

گزارش نخست وزیر به پیشگاه اعلیحضرتین در کنفرانس رامسر- دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و مدارس باید انقلاب باشند

امروز پس از افتتاح کنفرانس آموزشی، آقای هویدا نخست‌وزیر گزارشی به این شرح به عرض اعلیحضرتین رساند.

شاهنشاها، علیاحضرتا،

برای همه ما مایه افتخار است که امروز یک بار دیگر در پیشگاه اعلیحضرتین برای اصغاء اوامر همایونی و رهنمودهای خردمندان آن رهبر بزرگ در کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی شرکت جسته‌ایم. خصوصیت بارز و اهمیت خاص کنفرانس امسال در این است که در دوران رستاخیز ملت ایران تشکیل می‌شود و از همین رو از آن نتایج بزرگ در جهت پیشرفت سریع‌تر انقلاب آموزشی انتظار می‌رود. در بررسی مسائل مربوط به انقلاب آموزشی پیش از همه، چند پرسش را باید مطرح کرد. – اول اینکه آموزش ما در سطوح مختلف تا چه حد با پیشرفت دیگر بخش‌های زندگی جامعه ما همگام بوده است؟ دوم، نظام آموزشی ما تا چه اندازه توانایی و آمادگی لازم برای تربیت انسان‌های روزگار تمدن بزرگ را دارد؟ و بالاخره، در اصلاح نظام آموزشی و هماهنگ ساختن آن با دگرگونی‌های اجتماعی ایران از چه سرعت و قاطعیت برخوردار بوده‌ایم؟ این‌ها پرسش‌هایی که شرکت کنندگان در کنفرانس پس از اصغاء اوامر همایونی که مسیر ما را روشن می‌کند طی مذاکرات یک هفته‌ای خود آن را بررسی خواهند کرد ولی از گزارش‌هایی که تهیه شده چنین استنباط می‌شود که با وجود پیشرفت‌هایی که در سطوح مختلف آموزش به دست آمده و نتایجی که هر سال از کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی گرفته‌ایم، هنوز جا دارد که در زمینه آموزش نیز مانند سایر زمینه‌ها به پیشرفت‌های چشم‌گیرتری نایل گردیم. در این‌جا لازم است اشاره کنم که احساس کمبودها و کاستی‌ها در نظام آموزشی کشور بهیچوجه در مقایسه با نظام آموزشی کشورهای پیشرفته جهان نیست زیرا همه می‌دانیم که آن‌ها نیز مشکلات و کمبودهای بزرگی در نظام آموزشی خود دارند، منظور ما بررسی این مسئله است که چرا کشوری که طی ۱۳ به این درجه از رشد و پیشرفت رسیده و مشکلات بزرگی را از پیش پا برداشته از پیشرفت‌های عمقی و کیفی آموزشی به حد کافی و بدانگونه که بتواند پاسخگوی نیازمندی‌های ایران متمدن فردا و متناسب با دوران رستاخیز ملت ایران باشد برخوردار نبوده است؟

نباید اجازه داد – در این جا تأکید این نکته از همه این‌ها مهم‌تر نظامی آموزشی چه در سطح ابتدایی و راهنمایی و فنی و چه در سطح متوسطه و دانشگاهی بدون برقراری ارتباط واقعی و همه جانبه با اجتماع نمی‌تواند به هدف‌های آن اجتماع کمک کند و به عبارت دیگر، نظام آموزشی را نمی‌توان جدا از نظام اجتماعی در نظر گرفت. از این رو است که ما استقلال علمی را به معنای فراغت از مسئولیت‌های ملی نمی‌دانیم و معتقدیم که پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی ایران اینک به مرحله‌ای رسیده است که می‌توانیم تحت لوای حزب رستاخیز ملت ایران، حصارهای ساخته شده از تعصب‌های کهن را که آموزش و زندگی را از هم جدا می‌سازد از میان برداریم. نظامی آموزشی، به منزله کارخانه بزرگی نیست که میلیون‌ها جوان و نوجوان را به صورت انسان‌هایی که تمام هستی‌شان محدود به یک تخصص معنی است به جامعه عرضه می‌کند، تکیه بر ضرورت تخصص نباید سبب شود ک آموزش ملی و میهنی جوانان کشور فراموش شود. دست‌های متخصص و ذهن‌های کاردان در صورتی به کار ایران انقلابی امروز می‌خورد که با آگاهی ملی و معنوی همراه باشد. هدف نهایی و هسته مرکزی همه کوشش‌های انقلابی ما، انسان ایرانی است که در هیچ ارزیابی و محاسبه و بررسی نباید فراموش شود و بنا بر این به منظور اجتناب از تکاپوهای شبه علمی و مقاومت در برابر تکنولوژی کاذب، لازم است که هدف‌های انقلاب آموزشی دوباره مورد ارزیابی قرار گیرد تا به تکامل بیشتر دست یابد. داوری‌های یک‌جانبه- در بررسی کمّی‌ها و کاستی‌ها، گاه تمام بار مسئولیت را به دوش جوانان ما می‌گذارند و یا پاره‌ای از جوانان ما گاه تمام خطاها را به حساب معلمان و استادان و مسئولان آموزشی خود یا دستگاه‌های اداری و بطور کلی جامعه منظور می‌کنند. این داوری‌های یک‌جانبه نباید ما را از مسیر درست اندیشه در راه اصلاح نظام آموزشی منحرف کند. جوانان ایران که هر سال به صورت سپاهیان انقلاب و داوطلبان عمران، آمادگی خود را برای ادای دین به انقلاب شاه و ملت تأکید می‌کنند مکرر در مکرر نشان داده‌اند که از نظر تیزهوشی و علاقه به کسب دانش نیز می‌توانند سرآمد نسل‌های خود در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان باشند. در مدارس و دانشگاه‌های ما نیز هستند معلمان و استادانی که با امکانات محدود در پرتو حمایت خاص انقلاب شاه و ملت به کارهای بزرگ دست زده‌اند. حال آنچه اهمیت دارد ارتباط بیشتر این دو عامل اساسی در یک نظام آموزشی انقلابی است. فاصله‌ها برداریم- مدرسه یا دانشگاهی که در آن میان مدیریت و معلم و استاد از یک سو و دانش‌آموز و دانشجو از سوی دیگر فاصله وجود دارد، بناچار با تمامی جامعه فاصله خواهد داشت. در چنین وضعی است که مراکز آموزشی گاه حتی از شهرها و روستاهای گرداگرد محیط خود بی‌خبر می‌مانند و در زندگی اجتماعی و تحولات مادی و معنوی آن نقشی به عهده نمی‌گیرند و گذشته از این از فرهنگ ملی خویش آنچنان که باید آگاهی پیدا نمی‌کنند.

کمبود آدم- یکی از اعتباراتی که همواره در زمینه‌های گوناگون و از جمله هنگام بررسی کمبودهای نظام آموزشی عرضه می‌شود، کمبود آدم است. به کار بردن این اصطلاح، ممکن است بعضی از دشواری‌ها را توضیح دهد اما هیچگونه تعلل و کمّی و کاستی را توجیه نمی‌کند. مگر همگامی که شاهنشاه ۱۳ سال پیش، انقلاب شاه و ملت را آغاز فرمودند، ایران صدها هزار دانش آموخته و کارشناس داشت؟ مگر فئودالیسم به دست میلیون‌ها کارشناس و دانش‌آموخته ریشه‌کن شد؟ انقلاب ایران را اراده یک فرمانده که تمام نیروهای ملی را بسیج کرد بوجود آورد و به ثمر رساند و امروز پس از ۱۳ سال کار و کوشش استثنایی که دست‌آوردهای آن از حدود انتظار فراتر رفته، این اراده فرماندهی، قاطع‌تر از هر زمان دیگر وجود دارد و در پرتو این اراده خلل‌ناپذیر برای پی‌ریزی تمدن بزرگ است که ایران امروز می‌تواند در زمینه آموزش و پرورش نیز مانند زمینه‌های دیگر، به نقطه‌های اوج تازه‌ای برسد. در هر زمینه‌ای که به نتایج دلخواه نمی‌رسیم باید کمّی و کاستی را در خودمان در نسلی که اکنون مجری و مدیر و مسئول کارها است جستجو کنیم. شاهنشاه آموزش و پرورش را پس از امر دفاع ملی و پاسداری از استقلال کشور بر هر کوشش دیگر مملکتی مقدم دانسته‌اند و بدین جهت نیز دولت همواره در اعطای اعتبارات آموزشی حق تقدم قائل شده است، ولی سئوالی که برای همه ما مطرح است این است که آیا با صرف این اعتبارات به نتایج کافی رسیده‌ایم؟ مدارس و دانشگاه‌های ما باید کانون آموزش پی‌گیر و بدون وقفه اصول و قواعد باشند که بر اساس آن شاهدوستی و وطن‌پرستی و نوع‌خواهی و تقوی سرلوحه کار دانش‌آموز و دانشجو و معلم و استاد و مدیر و دیگر کسانی باشد که وظیفه اداره نظام آموزشی ایران را به عهده دارند. در ایفای چنین وظیفه سنگینی شاهنشاه فرمودند که هیچگونه قصور و سستی قابل تحمل نیست.


گزارش وزیر علوم و آموزش عالی به پیشگاه شاهنشاه – مشکلات گزینش دانشجو برای دانشگاه‌ها برطرف می‌شود

وزیر علوم و آموزش عالی نیز در گزارش خود چنین گفت:

در سال تحصیلی گذشته بیشترین تعداد دانش‌آموزان بهره‌مند از آموزش رایگان به رشته‌های آموزش علوم انسانی و کمترین تعداد آن پزشکی و فنی تعلق داشته‌اند. پیش‌بینی می‌شود که در سال تحصیلی آینده با توجه به میزان جدید شهریه تحصیلی که بر اساس بخشی از هزینه‌های واقعی تعیین شده است این تناسب دگرگون گردد. در سال تحصیلی گذشته مجموع دانش‌آموزان و دانشجویان کشور که بدون احتساب دانش آموزان دوره پیکار با بیسوادی و کلاس‌های شبانه به تحصیل مشغول بوده‌اند به نزدیک ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده است و این رقم افزایش قابل ملاحظه‌ای نسبت به سال تحصیلی پیش نشان می‌دهد. در تکمیل برنامه‌های تربیت نیروی انسانی داخل کشور برنامه اعزام دانشجو به خارج نیز به وضع بی‌سابقه‌ای تقویت گردید در سال گذشته قریب به ۸۰۰ تن از دانشجویان ممتاز فارغ‌التحصیل و مربیان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی برای احراز درجات تخصصی از طرف وزارت علوم و آموزش عالی به خارج اعزام شدند. در عین حال برای تأمین سریع نیروی انسانی در پاره‌ای از رشته‌های تحصیلی مانند پزشکی ظرفیت پذیرش بعضی از دانشکده‌ها تا حدود ۵۰ درصد افزایش داده شد و مقدمات کاهش یک سال از دوره آموزش پزشکی هم فراهم گردید. تعدادی دانشکده پرستاری بوجود آمد و با مشارکت جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران دانشکده‌های پزشکی دانشگاه‌های بلوچستان، رازی و گیلان در سال جاری نخستین گروه دانشجویان خود را از میان داوطلبان هر یک از مناطق انتخاب نمودند. گزینش دانشجو- وزیر علوم درباره گزینش دانشجو گفت: در نظر است ضمن قبول سالم بودن اصولی که در روش جدید بکار رفته است، مشکلات عملی آن با توجه به تجربه‌ای که از اجرای آن به دست آمده مورد بررسی کمیته تخصصی این کنفرانس قرار گیرد تا با از میان بردن دشواری‌هایی که در عمل مشاهده شده است به بهبود روش گزینش دانشجو اقدام شود. سازمان سنجش آموزش کشور در این مورد طرحی تنظیم کرده که برای توجه و بررسی کنفرانس ارائه می‌شود. در اجرای فرامین شاهانه موضوع هم‌آهنگی حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی را مورد بررسی قرار داد که گزارش آن از بشرفعرض خاک پای همایونی گذشت و مورد تصویب ملوکانه قرار گرفت. بر اساس طرح پیشنهادی کوشش شده است ضمن حفظ رسالت و اصالت از دانشگاه موجبات هم‌آهنگی مطلوب در زمینه پرداخت حقوق و دستمزد هیأت علمی بوجود آید. کیفیت کار پایین است. پایین بودن کیفیت کار آموزش و پژوهش در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی عالی در شمار دشواری‌هایی است که ضرورت توجه فوری به آن را لازم می‌سازد. دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور به عللی که پاره‌ای از آن‌ها آشکار است در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند چگونگی آموزش و پژوهش دانشگاه‌ها را در حد مطلوب و انتظار بالا ببرند. تنزل کیفیت کار و سستی ضوابط علم آموزی علم‌اندوزی زیانی جبران ناپذیر به مجموعه آموزشی کشور وارد می‌سازد. امتحانات کشوری- وزیر علوم در پایان افزود: با الهام از فرمایشات شاهنشاه وزارت علوم و آموزش عالی پیشنهادی درباره برگزاری امتحانات کشوری در پاره‌ای از رشته‌های تحصیلی دانشگاهی تهیه کرده که برای توجه و بررسی به کنفرانس ارائه خواهد


شاهنشاه در پایان گزارش وزیر علوم فرمودند:[۱] البته گزارش و ارقام صحیح است، منتهی تعداد دانشجویان ایرانی که در خارج تحصیل می‌کنند به حساب نیامده است. معایبی که از دستگاه‌ها می‌گیریم صحیح است، آن هم صحیح است ولی می‌گوییم که از این ببعد باید به کیفیت کار توجه کنید. در عین حال خود ما هم، اکنون هم نام بردیم، که ۵ دانشگاه ایجاد کرده‌ایم خودمان از یک طرف به قسمت کیفی کار لطمه وارد می‌آوریم. با ایجاد دانشگاه جدید از طرفی می‌گوییم می‌خواهیم کیفیت کار را بهتر کنیم اما خوب چاره‌ای هم نیست دانشگاه را باید ایجاد کرد و باید فقط از اساتید و یا هر کس که درس می‌دهد خواست که فقط چند استادی و معلمی را در نظر نگیرد، بلکه فکر کند که سرباز انقلاب و سرباز رستاخیز ملت ایران است. در گزارشاتی که به من رسیده است نشان می‌دهد که حتی در جوامعی که ما تقریباً اسمشان را بی بند و بار می‌گذاریم و حتی معروف است در آن‌ها معلمین و اساتید حقوق‌شان آنقدر بالا نیست، مدت ساعت تدریس آن‌ها در هفته با تناسب دانشگاه تهران به مراتب بیشتر است.

حالا بطور کلی بعد صحبت خواهم کرد که وظیفه هر فرد ایرانی چه خواهد بود ولی لازم بود که این چند نکته جزییات را راجع به گزارش وزیر علوم و آموزش عالی تذکر بدهم که ما خودمان در حرف‌های‌مان ضد و نقیض می‌گوییم. شاید هم چاره‌ای نیست ولی البته خودمان را نباید گول بزنیم. هم از اساتید و هم از دانشجویان می‌شود ایرادات زیادی گرفت. شاید آن‌ها هم در مقابل حرف‌هایی داشته باشند که بتوانند تا حدی خودشان را تبرئه کنند. راجع به گفت و شنود متأسفانه گفت و شنود یکطرفه است. گفت هست و شنود نیست. شاید از هر دو طرف، هم از طرف استاد و هم از طرف دانشجو. چون ما ایرانی‌ها عادت به این کار نداریم و باید عادت کنیم. هر کسی در هر امری وارد بحث می‌شود ولی خودش از موضوع اطلاع کافی ندارد. باید ضوابط این گفت و شنود هم روشن شود و معلوم شود در چه حدودی این گفت و شنود می‌تواند انجام گیرد تا بعضی اوقات از حدود کنترل و تسلط خارج نشود. یک مطلب دیگر این است که ما می‌گوییم چند درصد بودجه مملکت خودمان را صرف آموزش و پرورش می‌کنیم و یا آمارمان چه هست. ضمناً فراموش نکنید که ما در اوایل جنبش ملی خودمان هستیم و این آمار فقط باید وضع موجود را نشان بدهد نه این که وضع مملکت را که اصولاً چقدر بد است و چقدر خوب است. ما حدود ۱۲ سال فرصت داریم که خودمان را به تمدن بزرگ برسانیم. با پیشرفت‌هایی که در بعضی رشته‌ها پیش می‌آید دلگرمی داریم که شاید در بعضی مراحل که زود می‌شود تصمیم گرفت و دستوراتی صادر کرد که حتی زودتر از ۱۲ سال ما به آن مراحل برسیم. در امر آموزشی البته قدری طولانی است و اگر ما در عرض همان ۱۲ سال به دروازه‌های تمدن بزرگ برسیم من شخصاً خوشبخت خواهم بود. جهاد ملی- شاهنشاه آریامهر پس از گزارش وزیر آموزش و پروش فرمودند: در سمپوزیومی که در آینده برگزار می‌شود و در آن موقع دستور خواهم داد این است به اشاراتی که در مورد درصد افراد و جوان‌هایی که در شهر و روستا از مواهب تحصیلی بهره‌مند نیستند مطلب زیادی نمی‌گویم مگر دو مطلب. یکی اینکه لابد تصمیماتی در حدود تقریباً یک جهاد ملی در این قسمت اتخاذ خواهیم کرد که ما بیسوادی را در این مملکت حتماً ریشه‌کن کنیم واِلا ادعای ورود به دوره تمدن بزرگ با وجود داشتن حتی یک نفر بیسواد ضد و نقیض است. دوم، باید بفهمیم که همانطوری که گفتم، قانونش هم بگذرد، چه درصدی از این بیسوادی‌های موجود باعث و علتش خانواده‌ها هستند که مانع تحصیل فرزندان‌شان می‌شوند و قانون برای این کار گذراندیم که اگر افرادی به زور و اجبار تحصیل فرزندان شان بشوند مطابق قانون باید حتماً تنبیه بشوند. زیرا این اقدام ضد ملی و ضد میهنی و ضد انسانی و در قسمت آموزش و پرورش است. البته با دقت در اینکه بیهوده پول مصرف نشود، هر اعتباری را که لازم است باید فراهم بکنیم. همانطور که در هر قسمت تذکر داده شده، یک هیأت بازرسی هم باید داشته باشیم که آیا از وجوهی که مصرف می‌شود نتیجه کافی را می‌گیریم یا نه؟ ولی یادم می‌افتد که در قسمت آموزش عالی بحث از این شد که شهریه را چه کسانی می‌پردازند و چه کسانی نمی‌پردازند و از امسال که صورتحساب به اصطلاح بیشتر خواهد شد، تعداد بیشتری از تحصیل رایگان تقاضا خواهند کرد و در عین حال لازم به تذکر است که آن صورتحسابی که الآن من دیدم و شما تهیه کردید به نسبت مخارج و وجوهی که در خارج برای همان رشته تحصیلی می‌گیرند در این‌‎جا باز هم خیلی کمتر صورت داده شده است. در جایی دیده بودم که شخصی نوشته بود که حالا که با گران‌فروشی مبارزه می‌شود پس با این شهریه‌های سنگین هم مبارزه بشود. در صورتی که اینطور نیست که شهریه‌هایی که حتی می‌خواهند منتشر کنند از سایر نقاط دنیا به مراتب ارزان‌تر است.

گزارش آقای کوهستانی نماینده حزب رستاخیز

این بار در کنفرانس آموزشی رامسر، آقای کوهستانی نماینده حزب رستاخیز ملت ایران گزارشی از کمّی‌ها و کاستی‌های سیستم آموزش و پرورش کشور به آگاهی رساند:

به پیروی از نیت والایی که شاهنشاه در قالب جمله فوق بیان فرموده‌اند، امروز برای هشتمین بار مسئولان امور آموزشی کشور در پیشگاه مبارک شرف حضور پیدا کرده‌اند تا گزارش فعالیت‌های یکساله آن‌ها مورد بررسی قرار گیرد و خط مشی آینده معین شود. گزارش‌های سال تحصیلی ۱۳۵۴-۱۳۵۳ نشان‌دهنده آن است که در این سال هم از نظر تعداد مدرسه‌روها، شمار کارکنان آموزشی، گسترش بناها و بودجه آموزش پیشرفت‌هایی نصیب مملکت شده است. اما همه و از جمله تقدیم کنندگان گزارش می‌دانند که با وجود نتایج به دست آمده هنوز به هدفی که شاهنشاه برای آموزش در سطوح مختلف معین فرموده‌اند، نرسیده‌ایم. با اینکه هر جامعه‌ای باید دائماً در تلاش پیشرفت باشد و عدم رضایت از آنچه به دست آمده، خود انگیزه تکاپوی بیشتر و نشانه بیداری است. ما امروز در مقابل این سئوال قرار گرفته‌ایم که وقتی افراد مملکت می‌توانند بیشتر مایحتاج مادی خود را با فرآورده‌ها و محصولات صنعتی داخلی تأمین کنند، آیا مدرسه و معلم خوب هم با همین سهولت در دسترس همه افراد مستعد و علاقمند هست یا خیر؟ نماینده حزب رستاخیز ملت ایران در این‌جا آماری درباره دانش آموزان و دانشجویان ایرانی مقیم خارج ارائه داد و سپس گفت: جامعه متحول ما در سال‌های اخیر تحت فرماندهی شاهنشاه به موفقیت‌های چشمگیری در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی دست یافته است و با افزایش درآمد مردم، دامنه خواسته‌های‌شان وسیع‌تر شده است و در پرتو این تحولات، موانع سنتی گذشته از اجتماع رخت برگرفته و راه احراز مشاغل پر مسئولیت و پردرآمد بر همه افراد مستعد گشوده شده است. اما باید دید که آیا نظام آموزشی ما تا چه اندازه توانسته است خود را با این آهنگ سریع همگام سازد و افرادی را تربیت کند که در عین برخورداری از تبحر علمی و عملی بینش و معرفت کافی برای انجام مسئولیت‌های اجتماعی خود داشته باشند و باید دید به این نکته اساسی تا چه حد توجه شده است که ایمان و احساس وظیفه و علائق ملی در کارائی افراد مقدم بر اندوخته‌های علمی ایشان است؟ آیا برنامه‌ریزان و مجریان طرح‌های آموزشی به این اصل توجه داشته‌اند که اگر نیازهای مملکت از نظر نیروی انسانی لایق تأمین نشود، اقتصاد کشور ما در آینده دچار دشواری‌های گوناگون خواهد شد؟

ارزیابی سپاه دانش- نماینده حزب رستاخیز ملت ایران ضمن اشاره به نتایجی که از پیکار با بیسوادی به دست آمده است گفت: از شروع پیکار با بیسوادی سیزده سال می‌گذرد و یکصد هزارمین سپاهی دانش به روستا اعزام شده است اما این پیکار که بسیار امیدبخش شروع شده هنوز با توجه به افزایش جمعیت، از توفیق لازم برخوردار نبوده است.

ترک تحصیل- شاهنشاه برای از بین بردن موانع گوناگونی که در سر راه پیکار با بیسوادی وجود داشت اوامر همه‌جانبه‌ای صادر فرموده‌اند و از جمله به امر همایونی قانونی بوجود آمد که اگر اولیاء کودکان لازم‌التعلیم از تحصیل فرزندان‌شان جلوگیری کنند مجازات شوند. این قانون باید به شدت اجرا گردد. در آموزش ابتدایی و متوسطه بین هدف‌های معین شده و نتایج به دست آمده تفاوت فاحشی وجود دارد.

شاهنشاه در ششمین کنفرانس آموزشی فرموده‌اند: هر فرد ایرانی باید بتواند به تناسب استعدادش تا آخرین مرحله به تحصیلات خود ادامه دهد، چه در شهر باشد و چه در روستا، چه دختر باشد و چه پسر. هیچکس حق ندارد یک ایرانی را از تحصیل محروم کند. امروز از جمع کودکانی که در شهرها تحصیل ابتدایی را شروع می‌کنند تعداد قابل توجهی پیش از اتمام دوره هشت ساله دست از تحصیل می‌کشند. تعداد دختران مدرسه‌رو در دهات از ۲۰ درصد جمع کودکان دبستانی روستاها کمتر است. برنامه جدید آموزش عمومی هم متأسفانه به نتیجه مطلوب نرسیده است زیرا آمار سال اول شاخه‌های تحصیلی نظام جدید نشان می‌دهد که فقط یک ششم از دانش‌آموزان در رشته‌های فنی و حرفه‌ای ثبت نام نموده‌اند و این از مقصدی که شاهنشاه در اولین کنفرانس آموزشی معین فرمودند بسیار دور است. بطور قطع یکی از علل اصلی عدم گرایش به رشته‌های حرفه‌ای نبودن برنامه صحیح و کمبود معلم در دوره راهنمایی است. علاوه بر این، مقررات استخدامی کشور درگذشته آنچنان به طرز تفکر اجتماعی ما شکل داده است که تحصیلات نظری را بر تعلیمات فنی و حرفه‌ای مرجح می‌شمارد و خوشبختانه این مقررات اخیراً به امر شاهنشاه به نفع صاحبان حرفه و فن تغییر کرده و اگر این تغییر را با برنامه صحیح از طریق رسانه‌های جمعی به آگاهی مردم برسد بسیار مؤثر خواهد بود.

جنبه دیگر- اکنون در بازار کار بخش خصوصی هم بتدریج مهارت واقعی جانشین مدرک تحصیل می‌شود بطوری که در مواردی دستمزد یک کارگر ماهر از صاحبان مدارک دانشگاهی بیشتر است. آثار این تحول بطور قطع در آینده بیش از پیش آشکار خواهد شد. جنبه دیگری از نارسایی نظام آموزشی را می‌توان در مقایسه بین محصول فعلی مؤسسات آموزشی کشور با حداقل نیازهای مملکت در آخر برنامه ششم روشن ساخت. ما برای تأمین حداقل نیروی انسانی در پایان برنامه ششم که ۷ سال به آن مانده است باید ۱۸ درصد از جمعیت ۴ تا ۵ ساله را به کودکستان بفرستیم (رقم فعلی ۲/۴ درصد) باید ۹۰ درصد کودکان ۶ تا ۱۰ ساله را به دبستان روانه سازیم. باید ۶۶ درصد از کودکان ۱۱ تا ۱۳ ساله را به دوره راهنمایی گسیل داریم، ۴۰ درصد از نوجوانان باید به دبیرستان بروند و بالاخره ۴/۷ درصد از جوانان باید در دانشگاه تحصیل کنند در حالیکه رقم کنونی ۶/۴ درصد است. برای رسیدن به این هدف‌ها پیدایش تغییرات بنیادی ضروری است. نارسایی برنامه آموزش در نتایج امتحاات ششم متوسطه نیز منعکس است. طبق آمار وزارت آموزش و پروش در سه سال تحصیلی ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۲ سی درصد از همه داوطلبان امتحانات نهایی متوسطه با استاندارد آموزشی ایران مردود شده‌اند و این رقم معیاری از کمّی معلومات دانش‌آموزان در این مقطع تحصیلی اسست. اگر توجه بشود که فقط ۲۰ درصد از قبول شدگان متوسطه به دانشگاه راه می‌یابند، در مقابل این واقعیت قرار می‌گیریم که هشتاد درصد از جوانان دیپلمه متوسطه در حالی که فاقد معلومات کافی و هرگونه مهارت عملی هستند به اجتماع قدم می‌گذارند و طبعاً نمی‌توانند فعالیت ثمربخشی داشته باشند.

اختلاف نظریه‌ها- در زمینه آموزش عالی نیز، با نابسامانی‌های فراوان روبرو هستیم: ۹ سال پیش شاهنشاه با دوراندیشی که در همه زمینه‌ها دارند، با توجه به لزوم گسترش کمّی و کیفی دانشگاه‌ها امر فرمودند که دانشگاه‌ها با تشکیل هیئت‌های امناء از استقلال و آزادی عمل متناسب با فعالیت خود برخوردار شوند. در عین حال برای اینکه ارتباط دانشگاه‌ها با هم و با نیازهای جامعه متحول ما گسسته نشود، مقرر فرمودند امور مرتبط با آموزش عالی در یک وزارت‌خانه متمرکز شود و این وزارت‌خانه‌ها برنامه‌ریزی و نظارت در اجرای برنامه‌های آموزش عالی را به عهده بگیرند. متأسفانه از ابتدای کار وزارت علوم و آموزش عالی و دانشگاه‌ها در مقابل هم قرار گرفتند و مقدار زیادی از نیروی خود را در راه خنثی کردن تصمیمات یکدیگر بکار انداختند و حاصل این تضاد را می‌توان در بی‌ثمری شورای مرکزی دانشگاه‌ها دید. امروز مملکت ما فاقد یک برنامه آموزشی متناسب با تحولات و نیازهای واقعی کشور است. بین وزارت علوم آموزش عالی، وزارت آموزش و پرورش و دستگاه‌های برنامه‌ریزی اقتصادی مملکت از یکسو و بازار کار از سوی دیگر رابطه منطقی باید بوجود آید و معلوم گردد که کدامیک از این مؤسسات مسئولیت تأمین نیروی انسانی را به معنی واقعی به عهده دارند. با تفویض اختیار و آزادی عمل به مسئولان دانشگاه‌ها، نقش دولت در مقابل مراکز آموزش عالی به تأمین بودجه و اعتبار محدود شده است ولی روابط بین دولت و دانشگاه‌ها باید چنان باشد که این مؤسسات از برنامه‌های اقتصادی دولت تبعیت کنند. توزیع اعتبار هم متأسفانه بیشتر بر اساس روابط بوده است نه ضوابط. به همین سبب بعضی دانشگاه‌ها برای مصرف بودجه سرشار خود، وسائل گران‌قیمت پژوهشی خریداری کرده و به صورت زینت در اتاق‌ها قرار داده‌اند و یا به ایجاد تأسیسات غیر لازم و غیر مفید اقدام کرده‌اند.

قضاوت حقوق معلمان- تفاوت بین حقوق معلمان بسیار فاحش است و در اثر همه این عوامل، خرج سرانه تربیت دانشجو در دانشگاه‌های مختلف تفاوت چشمگیر دارد، بی‌آنکه این تفاوت با نحوه آموزش و کیفیت محصول متناسب باشد. منظور از تشکیل هیئت‌های امناء در ابتدا این بود که در هر دانشگاه گروهی از افراد بصیر گرد هم آیند و علاوه بر تسهیل در امور مالی و اداری مؤسسات آموزش عالی با استفاده از امکانات خود، همکاری بخش خصوصی را با دانشگاه‌ها میسر سازند و در عین حال با وقوف به نیازهای حیطه فعالیت هر دانشگاه، راهنمایی‌ها و نظارت‌های لازم را بنمایند. ولی عضویت هیئت‌های امناء به عده‌ای تفویض شد که برای مشارکت فعال در امور دانشگاه‌ها وقت کافی نداشتند و در نتیجه هیئت‌های امناء به جای رسالت اصلی خود نقش صحه‌گذاری بر اعمالی که از آن آگاهی کافی نداشتند بر عهده گرفتند. مدیریت مؤسسات آموزشی با مشکلات و نارسایی‌های بسیار همراه است و در بیشتر موارد با منشور انقلاب آموزشی هماهنگ نیست. درابتدای امر چنین بنظر می‌رسید که بعضی از سنت‌های دانشگاهی مانع تحقق هدف‌های انقلاب آموزشی است. از جمله این سنت که رؤسای دانشگاه‌ها از طرف هیئت آموزشی پیشنهاد شوند دگرگون شد و چهره‌های جدید با اختیارات وسیع در رأس دانشگاه‌ها قرار گرفتند اما بعضی از این مسئولان بدون توجه به مسئولیت خطیری که به عهده داشتند نابسامانی‌هایی ایجاد کردند. نماینده حزب رستاخیز پس از اشاره به وظایف اعضای هیئت‌های امناء و کارآیی دانشگاه‌ها افزود: در شرایط کنونی کیفیت و کمیت برنامه‌های درسی به حداقل رسیده است. آمار سال تحصیلی گذشته نشان می‌دهد که حد متوسط زمان تحصیل در حدود ۵ ماه بوده است و با احتساب ساعات تدریس نظری و عملی، استادان بطور متوسط ۸ ساعت در هفته تدریس نموده‌اند. البته در عمل، ساعات کار در بعضی مؤسسات آموزشی در اثر اعتصاب از این هم کمتر بوده است. در آمار کشورهای مترقی ساعات کار استادان بیش از ۴۰ ساعت در هفته است. آیا این تفاوت دلیل قاطعی بر نارسایی نظام آموزش عالی ما نیست؟ و آیا می‌شود با ادامه چنین روشی افرادی لایق برای ایران فردا تربیت نمود؟ در شرایط کنونی کار پژوهش علمی در بیشتر دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی عملاً متوقف است. طبق آماری که تهیه شده اساتید ایرانی تا رسیدن به نیمه عمر فعالیت دانشگاهی خود بطور متوسط کمتر از دو مقاله یا کتاب ارزنده منتشر می‌کنند در حالیکه این رقم برای کشورهای مترقی لااقل سی برابر است. متأسفانه آن مقدار از پژوهشی هم که انجام می‌شود منطبق با احتیاجات کشور نیست و به همین سبب مؤسسات دولتی خود اقدام به ایجاد واحدهای آموزشی و پژوهشی کرده‌اند و قسمت اعظم اعتبارات تحقیقی را به خود اختصاص داده‌اند.

یک عامل نارضایی- نومیدی و عدم مشارکت علاوه بر آثار مطلوبی که در آموزش دارد، امر گفت و شنود با دانشجویان را نیز غیر ممکن ساخته و این مسئله مشکلات بسیاری را پدیدآورده است. این نکته را باید قبول کرد که بعضی معلمان دانشگاه‌ها علاوه بر توجیهی که به کیفیت کار فنی خود دارند از وظایف میهنی و اجتماعی خویش نیز غافل مانده‌اند و بدیهی است که هیچ علتی حتی بی‌تدبیری و تبعیض در بعضی از مؤسسات آموزش عالی مجوزی برای بی‌تفاوتی استادان نیست. دانشجویان دانشگاه‌های ما با مشکلات زیادی روبرو هستند و این دشواری‌ها از اولین مرحله یعنی کنکور شروع می‌شود. مقررات امتحانات ورودی دانشگاه‌ها را مرتباً تغییر می‌دهند و کسانی که خود را برای ورود به دانشگاه‌ها آماده می‌کنند هیچگاه نمی‌دانند وقتی نوبت به آن‌ها می‌رسد نحوه پذیرش دانشجو چگونه خواهد بود. در سال جاری هم کنکور در دو مرحله اجرا شد و نتایج آنقدر نارضایی برانگیخت که از زمان تنظیم این گزارش تا این لحظه مقامات مسئول دو بار مقررات اولیه را عوض کرده‌اند. دانشجو بعد از گذشتن از تنگنای کنکور به دانشگاه وارد می‌شود و چون جوان، حساس و کمال‌طلب است، به حق انتظار دارد یک دستگاه منظم با برنامه صحیح او را راهنمایی کند، مشکلات شخصی و اجتماعی او را از میان بردارد و به وی مهارتی بیاموزد که در بازار کار خریدار داشته باشند. ولی متأسفانه در شرایط کنونی هیچیک از این خواسته‌ها برآورده نمی‌شود. دانشجو علاوه بر ضعف و نارسایی که در برنامه‌های آموزشی که به پیروی از سرمشق‌های بیگانه و بدون ابتکارات ملی تدوین یافته است می‌بیند، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز فرصتی برای بحث و گفت و شنود پیدا نمی‌کند. در اولین کنفرانس انقلاب آموزشی شاهنشاه خطاب به مسئولان دانشگاه‌ها فرمودند: باید به دانشجو اجازه فکر کردن، روبرو شدن و بحث کردن بدهیم. بنابراین، باید به استاد راهنما بیشتر توجه کنیم و امور دانشجویی را تا آن‌جا که ممکن است به خود دانشجویان واگذار کنیم تا خودشان سرپرستی بکنند.

نماینده حزب رستاخیز ملت ایران با ادای توضیحاتی درباره اوضاع افزود:

شاهنشاه در اولین کنفرانس انقلاب آموزشی فرمودند: «اگر روش ما فقط روشی برای دیپلم دادن باشد، نه تنها عیب و نقص است بلکه گناه عظیم شمرده می‌شود.» امید است که مسئولان و استادان دانشگاه در آینده از این گناه عظیم دوری جویند و عامل پیدایش فئودالیسم کم‌سوادی نباشند. سهل‌انگاری و تصمیمات متناقض، امروز ما را با مشکل بی‌نظمی در داخل دانشگاه‌ها روبرو ساخته است. در شرایط کنونی با اینکه تحصیل به امر شاهنشاه رایگان است و دانشجو از هرگونه کمک‌های رفاهی و مالی برخوردار و بعد از اتمام تحصیل نیز مشاغل مناسب و آینده درخشانی در انتظار او است و می‌دانیم که نظیر چنین امکاناتی در هیچ کشوری وجود ندارد، باید پرسید با اینهمه، چرا جمع کثیری از این دانشجویان در نارضایی و بی‌تفاوتی بسر می‌برند و گاه برخی از آنان فریب افکار منحرف را می‌خورند و بی‌اعتقاد به مبانی ملی خود، آن سربلندی و غرور لازم را که باید از ایرانی بودن خود داشته باشند ندارند و تا آن‌جا پیش می‌روند که به صورت یک خائن علیه مصالح میهن خویش قیام می‌کنند. بی‌شک و برخلاف اعتقاد نادرست جمعی، نمی‌توان و نباید هم ریشه این نارضایی را در ویژگی‌ها و مشکلات اجتماعی کشوری دانست که وجود تنگنا از خصائص تحول و تکامل جامعه آن است. ما نوید زندگی بهتر را در ایران فقط برای فرداها نمی‌خواهیم. امروز هم باید بتوانیم از آن برخوردار باشیم. جای تردید نیست که مسئولان دانشگاه‌ها نمی‌توانند مشکلات اجتماعی را حل کنند. اما باید سعی نمایند در داخل دانشگاه‌ها مشکلات طرح شوند و از نارضایی جلوگیری بعمل آید. به هر حال وظیفه اصلی دانشگاه‌ها این است که با بوجود آوردن ضوابط روشن و صحیح در امر تحصیل و همچنین آشنا ساختن دانشجویان با مبانی ملی و معتقدات میهنی، سدی در مقابل تندروی‌ها ایجاد نمایند. نیرویی که باید در مقابل تندروی‌های آن عده قلیل مقاومت کند، واکنش اکثریت عظیم دانشجویان در مقابل واکنش عظیم دانشجویانی است که در وطن پرستی آن‌ها نمی‌توان تردیدی روا داشت و در گفت و گو با مسئولان دانشگاه‌ها اغلب این بحث پیش می‌آید که دانشجویان در سال‌های اول ناآرام و در سال‌های آخر تحصیل آرام هستند. در حقیقت به جای اینکه از آرامش سال‌های آخر که مفهوم آن بی‌تفاوتی است خشنود باشیم باید بپرسیم چرا شور و سرکشی سال‌های اول حفظ و هدایت نمی‌شود. ایران فردا نیازمند جوانانی است که وجودشان از آتش اصلاح‌طلبی مشتعل و از شوق خدمت آکنده باشد. شاهنشاه در دومین کنفرانس انقلاب آموزشی فرموده‌اند: «سیاست کلی ما این است که تمام افراد مملکت به نحوی خود را شریک و مسئول بدانند، شریک کافی نیست باید دارای حس مسئولیت باشند تا آن شور و علاقه لازم برای انجام وظایف در آنان ایجاد شود.» آیا با داشتن چنین خط مشی روشنی ما حق داریم نسبت به بی تفاوتی دانشجویان کم‌توجه باشیم؟ دانشجو باید احساس کند که در محیط دانشگاه ضوابط معنی و استواری وجود دارد که قبال تغییر نیست. باید احساس کند که معلمان و مسئولان دانشگاه از او توقع انضباط و پی‌گیری در امر تحصیل را دارند و او نباید برای خود وظیفه‌ای غیر از تحصیل و کسب کمال و پای‌بند به مبانی اخلاقی بشناسد. اگر چنین نباشد تحصیل عالی در ایران فردایی نخواهد داشت.

شاهنشاها، مطالبی که معروض افتاد هیچیک از خاطر مبارک پنهان نبوده است و راهنمایی‌هایی که در هر مورد فرموده‌اند مبین این نکته هستند که شاهنشاه به همه نیازهای حال و آینده مملکت توجه داشته‌اند و اگر دستورالعمل‌ها کاملاً اجرا می‌شدند، امروز ما به مقصدمان نزدیک‌تر بودیم. در امور مرتبط با آموزش، کمبودهای کنونی معلول جهش‌های غیر قابل تصور جامعه ایرانی و عدم تطابق برنامه‌ها با این تحولات است. البته مسئولان از تلاش بازنایستاده‌اند و حتی در مواردی مثلاً تأسیس مدارس عالی، عجولانه اقدام کرده‌اند و این شتابزدگی خود مشکلات تازه پدیدآورده است. امروز زمان روبرو شدن با این واقعیت است که مشکلات ما دیگر فقط منشاء مادی ندارند و تنها از راه افزایش اعتبارات، قابل علاج نیستند. به عنوان نمونه می‌توان به عرض رسانید که از ده سال پیش تا کنون بودجه آموزش و پرورش کشور ۶۲۰ درصد افزایش یافته در حالیکه در همین مدت تعداد مدرسه‌روها فقط ۲۵۳ درصد زیادتر شده است. پیشرفت‌هایی که در سال‌های اخیر در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی نصیب مملکت شده نشان داده‌اند که برای کسب استقلال سیاسی و اقتصادی فقط وجود یک رهبری خردمندانه کافی است. ما به مدد این رهبری زنجیرهای اسارت سیاسی و اقتصادی را از پای خود باز کرده‌ایم اما برای حفظ این استقلال بازیافته و رسیدن به تمدن بزرگ رهایی از اسارت تکنولوژی دیگران، شرط اصلی است و ما باید در صحنه رقابت‌های صنعتی صاحب مقام بشویم. طبق محاسبات انجام شده ما برای اینکه در آخر برنامه هشتم قادر به رقابت صنعتی با کشورهای دیگر باشیم باید سی هزار محقق داشته باشیم که بتوانند یک درصد از درآمد ناخالص ملی آن زمان را صرف تحقیق کنند. تا وقتی این منظور حاصل نشود ما در معرض تهدید اسارت صنعتی و تکنولوژی دیگران باقی خواهیم ماند. خوشبختانه ملت ایران که فرهنگ کهن دارد می‌تواند از ریشه‌های عمیق میهنی و فرهنگی برای پیروز شدن بر مشکلات کمک بگیرد. توفیق در این زمینه‌ها، چنانچه شاهنشاه بارها فرموده‌اند، محتاج بسیج همگانی و احساس مسئولیت در همه سطوح است و حزب رستاخیز ملت ایران که به پیروی از نیات شاهانه برای همین بسیج میهنی و فرهنگی بوجود آمده در امور آموزش و پرورش برای خود رسالتی خاص قائل است. مسائل و مشکلاتی که بطور خلاصه در این گزارش به شرفعرض رسید با اجازه شاهنشاه در کمیته‌های مختلف کنفرانس طرح خواهد شد و امیدوار است از سوی همکاران تمام شرکت کنندگان راه‌حل‌هایی ارائه شود که البته بعداً به نظر مبارک ملوکانه خواهد رسید.

بیانات علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی درباره دشواری‌های آموزشی

علیاحضرت شهبانو: اگر مشکلات آموزشی حل شود، مقداری از تمام مشکلات دیگر مملکتی حل می‌شود

علیاحضرت شهبانو پیش از آغاز بیانات شاهنشاه آریامهر چنین ایراد فرمودند:[۲]

می‌خواستم بگویم فکر می‌کنم در تمام گزارش‌هایی که داده شده بقدری مسائل مختلف مطرح هست که فقط جنبه آموزشی و دانشگاهی ندارد، جنبه سیاسی و اجتماعی و مملکتی هم دارد. شاید در کنفرانس رامسر نشود همه مسائل را حل کرد ولی لااقل تا آن جایی که در حدود برنامه‌های آموزشی و آموزش ابتدایی و عالی هست، شاید یک نقائص و کمبودها و یک مقدار اولویت‌ها بعد از هر کنفرانس معین بشود که روی آن‌ها کار بشود و این امر یک نتیجه‌ای برای سال آینده داشته باشد چون مطمئناً تمام نواقص را نمی‌شود حل کرد. به عقیده من مقدار زیادی از تمام این مشکلات همان مسائلی است که چندین بار در گزارش‌ها مطرح شده و این بی‌تفاوتی است. بی‌تفاوتی نه تنها در دانشگاه‌ها، بین استادان و دانشجویان، بلکه یک مقدار در تمام جامعه. همانطور که شاهنشاه دستور فرمودند که گروه اندیشمندان مطالعه کنند که این دلائل بی‌تفاوتی چیست، من فکر می‌کنم از اول باید آن‌ها را از بین برد تا آن‌جایی که امکان هست. چون به هر صورت همیشه نمی‌شود به ایده‌آل رسید و هیچ مملکتی به ایده‌آل نرسیده است، ولی ما باید ایده‌آلیست باشیم و امید داشته باشیم که به ایده‌آل برسیم. من فکر می‌کنم اگر یک مقداری از این مشکلات حل بشود خودبخود مقداری از تمام مشکلات دیگر مملکتی حل می‌شود. درباره نبودن آن همکاری در گفت و شنود که به عقیده من همیشه اعلیحضرت دستور فرمودند و فکر می‌کنم اولین نمونه‌اش باید از همین کنفرانس رامسر گشوده شود این گفت و شنود در میان گذاشتن مشکلات باید بدون در نظر گرفتن روابط و یک مقدار احساسات شخصی در مقام‌های شخصی و خیلی صریح انجام شود. واقعاً اگر این مشکلات در این سطح حل نشود و این گفت و شنود در این سطح نباشد نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که در سطح‌های پایین‌تر حل شود. باز دلیل نبودن این گفت و شنود به عقیده من و یا اینکه نبودن همکاری بعضی وقت‌ها بین دستگاه‌های اجرایی و دستگاه‌های آموزشی مملکت شاید هر کدام به دلیل حس امنیت در کار نمی‌کنند و اگر واقعاً باز دلایلی که حتما مطالعه خواهد شد و هر کسی در هر کاری هست با ضوابط باشد و حس امنیت کند طبیعتاً از شنیدن انتقادات ترس نخواهد داشت و طبیعتاً قبول خواهد کرد که همکاری بکند. در گزارش نماینده حزب رستاخیز ملت ایران راجع به مسئولیت علمی و معلمان و استادان نسبت به دانشجویان صحبت شد و البته اینکه صحبت در مورد مسئولیت دانشجویان و دانش‌آموزان در برابر مملکت و مراکز علمی و باز برمی‌گردیم که این مسئله در سطح دانشگاه‌ها نمی‌تواند حل بشود. باید برگردیم به اجتماع، برگردیم به مدارس ابتدایی. صحبت شد از کپی کردن از مدارس خارجی و آوردن برنامه‌های خارجی.

من فکر می‌کنم باید در این کنفرانس به دانشگاه‌های جدیدالتأسیس توجه شود که با روش‌های جدیدی می‌خواهند برنامه‌هایی را اجرا بکنند. همچنین صحبت کردند از کمبود نیروی انسانی و اهمیت پرورش جوانان که سازنده واقعی ایران فردا هستند ولی فکر می‌کنم که تربیت آن گروه از جوانان مملکت به دست کی انجام می‌شود؟ به دست معلمان، استادان و دبیران و برای اینکه آن‌ها این حس مسئولیت ملی و میهنی را داشته باشند خیلی مهم است که واقعاً از لحاظ مادی که شاید عملی کردن خواسته‌های‌شان آسان‌تر باشد ولی از لحاظ حرمت اجتماعی و مقام اجتماعی آن‌ها باید یک مطالعه‌ای بشود که آن احترام به آن کسی که معلم و استاد است در اجتماع ایران داده شود. راجع به برنامه‌های گفتگو بین استادان و دانشجویان. اگر این گفت و گو تابحال نبوده شاید به دلیل این بوده که شاید استادان به اندازه کافی به مسائل مملکتی و بین‌المللی وارد نبودند. اگر نبودند، شاید اول علاقه نبوده. باید بین دستگاه‌های دولتی و اجرایی همکاری باشد و گفتگو بین استادان و دانشجویان و شرکت دادن آن‌ها در بعضی از برنامه‌های عمرانی و طراحی مملکت که به مسائل مملکتی وادار شوند باید وجود داشته باشد و آن‌ها بدانند که در مملکت‌شان چه می‌گذرد تا طبیعتاً بتوانند در یک گفت و شنود سالمی شرکت کنند. راجع به نبودن این گفت و شنود بین استاد و دانشجو شاهنشاه گزارشی خواسته بودند که از طرف ارتش تهیه شده بود و متأسفانه باید گفت به دلیل اینکه شاید بعضی از استادان فکر کردند وارد بحث شوند یک مقدار طبیعتاً در محیط دانشگاه کشیده می‌شود به مسائل سیاسی و بعد ممکن است اشکالاتی برای خودشان از نظر وضعیت‌شان ایجاد بکند و به این کار میلی نشان ندادند. از ترس اینکه این مباحث سیاسی اشکالات بعدی برای آن‌ها ایجاد کند. راجع به مطالب میهنی خیلی صحبت می‌شود. فکر می‌کنم که آموزش‌های فرهنگی در تمام مملکت بخصوص در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی خیلی اهمیت دارد. فکر می‌کنم بجا است که کمیته مخصوص میهنی بوجود آید. این کمیته درباره گفتگو در مورد مطالب باید مطالعه کند که به چه طریقی باید به جوانان مملکت و سایر مردم آموزش داد و ما می‌خواهیم از گفتگو درباره مطالب میهنی نتایج خوبی بگیریم. من نمی‌دانم در کنفرانس رامسر هیچوقت نماینده دانشجویان شرکت می‌کند یا نه؟ این هم قابل مطالعه است. اگر لازم باشد باید . نمایندگانی از دانشجویان شرکت بکنند و یک مقدار مسائل را از ذهن خودشان بشنویم بعد یک مقدار مطالبی است که یادداشت کردم راجع به گزارش‌هایی که آقایان دادند.

در این گزارش‌ها آمده بود هر کسی که مانع تحصیل فرزندانی بشود مجرم شناخته می‌شود باید دید همانطور که می‌گویید آیا یک درصد از از جوانان ما هنوز راه به مدرسه ندارند؟ ما اول باید سعی کنیم آن درصدی را که می‌خواهند به مدرسه بروند و امکانات ندارند، برای آن‌ها امکانات فراهم کنیم تا اینکه الآن برویم ببینیم به چه دلایلی یک پدر و مادری نمی‌خواهد بچه‌های‌شان به مدارس بروند. و این یک مقدار دلایل اجتماعی دارد و در مناطق کم‌درآمد این مملکت به دلیل احتیاجات مادی مجبور می‌شوند از بچه‌های‌شان در کار استفاده کنند و آن را شاید با دادن یک کمک‌های مخصوص بشود حل کرد. همانطور که امسال وزارت آموزش و پرورش این کار را برای بعضی از جزایر و بنادر در جنوب کرد چون به دلیل اینکه درآمدن زندگی‌شان خیلی کم بوده و از بچه‌ها در کار استفاده می‌کردند. موضوع سپاه دانش که البته برنامه فوق‌العاده‌ای برای مملکت ما بوده و نمونه‌ای برای دنیا. من فکر می‌کنم که باید مطالعه شود که ما تا کی این برنامه باصطلاح ضربتی را داشته باشیم. سپاه دانش آیا تا چند سال دیگر درمملکت ما می‌تواند فقط از آن طریق کمک کند. تصمیماتی گرفته می‌شود در کنفرانس رامسر که من فکر می‌کنم از یک طرف برنامه‌های جدیدی بنظرمی‌آید و می‌خواهند فوری اجرا کنند ولی بهتر است یک برنامه جدیدی را قبلاً کمیته‌هایی مطالعه کنند و نحوه عمل آن را بسنجند تا اینکه بخواهند به فوریت یک برنامه‌ای را اجرا کنند که بعداً مشکلاتی ایجاد کند و مجبور بشوند آنرا تغییر دهند. من فکر می‌کنم دستگاه‌های اجرایی و دولت می‌توانند کمک کنند و استفاده کنند از وجود هیئت‌های علمی دانشگاه‌ها و دانشجویان برای همکاری در بعضی از برنامه‌های مملکتی. البته یک عده از افرادی که واقعاً صاحب نظرهستند می‌شود از وجود آنان استفاده کرد و بعضی از وقت‌ها مشاورت دانشگاه‌ها شاید از لحاظ اقتصادی برای دولت کم خرج‌تر باشد تا اینکه ایجاد یک مشاورت‌هایی که از خارج بیایند. این‌ها یک مقدار مطالبی بود که به نظر من رسید.

بیانات شاهنشاه آریامهر در پایان روز نخست هشتمین کنفرانس ارزشیبابی رامسر ۸ شهریور ماه ۱۳۵۴

در پایان نشست روز نخست کنفرانس آموزشی رامسر ۸ شهریور ماه، پس از پایان گزارش‌های شرکت کنندگان در نشست، شاهنشاه آریامهر بیاناتی ایراد فرمودند:[۳]

گزارش‌های وزیران آموزش و پروش و علوم و آموزش عالی و نیز رئیس سازمان بازرسی آموزش عالی دربار شاهنشاهی و نماینده حزب رستاخیز ملت ایران و نکاتی را که بلافاصله عنوان کردند و درباره آن سئوال نمودند، البته یادداشت گردید و مسلماً نکاتی را نیز که علیاحضرت شهبانو توضیح دادند قابل استفاده است. دستوراتی که الآن می‌دهم برای مطالعه است. ما چیزی را که می‌خواهیم در حد اعلا است و راه آینده ما آن است. اگر می‌خواستیم که بگوییم خوب، ما در این ده – سیزده سال چه کردیم، می‌شود گفت خیلی کار کرده‌ایم و ارقام نشان می‌دهند که از کجا به کجا رسیده‌ایم. همانطور که گفتیم ما هم دنبال نهایت آرزو و ایده‌آل هستیم و هم می‌خواهیم کارهای مان عمق داشته باشد، یعنی ظاهری و سطحی نباشد. امروز با تأسیس حزب رستاخیز ملت ایران یکپارچگی در جامعه ایران پیدا شده است. این مطالبی را که این جا ذکر شد در واقع مطالب خانوادگی است که مطرح می‌گردد، چون فکر می‌کنم همه عضو این حزب هستند و اگر نباشند باعث تعجب خواهد بود. این جا در واقع دیگر خصومت و خصوصیت و دوستی و دشمنی، رفاقت یا بی‌اعتنایی در بین نخواهد بود. هم باید با شدیدترین انتقادات ادعانامه‌ها صادر کرد و هم با کمال راحتی و خیال آن‌هایی که مورد سئوال و یا احیاناً مخاطب هستند بتوانند جواب دهند و بالاخره آن دستگاه حزب قضاوت نهایی را بکند. در اینکه ما معایب زیادی داریم تردیدی نیست. در مملکتی که فئودالیسم ارضی آن از بین رفته بیش از شاید نزدیک به ۶۰٪ افراد این ملت که در روستاها زندگی می‌کنند صاحب زمین خودشان شده‌اند. کارگر حالا در سود سهام شریک شده است و سهامدار خودش خواهد شد. سایر افراد جامعه می‌توانند سهامدار کارخانه‌ها بشوند در حالیکه تحصیلات رایگان است. در جایی که دولت چون خوشبختانه صندوقش اجازه می‌دهد از وجوه عمومی تفاوت قیمت چندین متاع و چندین احتیاج زندگی را می‌پردازد، برای آنکه ارزان به دست مردم برسد. در مملکتی که با یک تقاضا و یک جنبش کاری که در دنیا بی‌سابقه است یعنی تورمی که اقتصاددانان معروف ما می‌گفتند امسال به ۲۲٪ خواهد رسید به صفر و شاید زیر صفر برساند، در این مملکت چطور ممکن است که در یک کنفرانس آموزشی به ما گزارش بدهند که در دانشگاه‌های ایران و یا بعضی اوقات بیشتر و یا بعضی اوقات کمتر تعداد روزهای تحصیل به یک پورسانتاژ خیلی عجیب و در عین حال مسخره و غیر قابل تحمل رسیده است که ساعاتی که درس داده شده و درس خوانده شده به یک میزان غیر قابل قبولی رسیده، پس چطور ممکن است در این اجتماع فردی پیدا شود که به خودش اجازه دهد و جرأت بدهد که دو تا کلمه ضد میهنی اظهار کند و چطور یک عده‌ای ناظر این کارها هستند. اگر می‌گفتند که اصلاحات نمی‌شود و یک عده‌ای عاصی هستند یک عده‌ای در مقابل این عصیان می‌گویند خوب حق دارند قابل قبول بود. ولی در مملکتی که در هر زمینه‌اش ما می‌توانیم در دنیا نمونه باشیم، این پیدایش برای من یک معما است. این معما فکر می‌کنم که حل کردنش هم مشکل نیست .

این معما چیست؟ معمای بی‌تفاوتی- همان بی‌تفاوتی است که ما در تمام شئون زندگی خودمان دیده‌ایم. معمای آن خریداری است که تابحال فروشنده به او اجحاف می‌کرد و او صدایش درنمی‌آمد، درست مثل اینکه برّه‌ای را می‌خواهند سرش را ببُرند و درست همانطور می‌ایستد تا اینکه ببّرند، این هم می‌ایستاد تا اینکه هر قیمتی را که بهش تحمیل می‌کردند تحمل بکند ولی، پیش خودش می‌گفت که خوب تو این قیمت را به من تحمیل می‌کنی من هم در مقابل چیز دیگری را به تو تحمیل خواهم کرد. اگر خودش فروشنده بود آن هم بنوبه خودش تحمیل می‌کرد، اگر طور دیگری بود مثلاً فرض کنیم فقط حقوق‌بگیر بود، این هم می‌خواست در کم‌کاری جبران کند. این یک روحیه عجیبی است که ما باید در این مملکت آن را از بین ببریم. فرار از زیر کار خودش یک نوع کم‌فروشی و یا گران‌فروشی است. حالا در هر سطحی که باشد. حتی در سطح دانشگاهی. استادی که به اندازه کافی و یا مثل همگنان خودش در دنیا در هفته تدریس نکند این چیست؟ این یک نوع تقلب است. چه می‌گذارید تمام وقتی که در خارج در چند جای دیگر هم کار می‌کند و ادعای تمام‌وقت بودن نیز می‌نماید چیست؟

پس در تمام رشته‌های زندگی می‌بینیم ان کسی که بهتر تحمیل شده یک طور دیگر تلاقی می‌کند. اگر او هم نتواند گران‌فروشی کند به طریق بیکاری یا کم‌کاری و یا در بد کار کردن این امر را صورت می‌دهد. این‌ها مطالبی است که خیلی تکان دهنده است! البته نه اینکه تازگی داشته باشد، ما می‌دانیم یا می‌دانستیم ولی حالا دیگر نمی‌توانیم پرده‌پوشی کنیم. چرا؟ چون می‌بینیم که کارهای دیگری که تابحال در این مملکت عنوان کرده‌ایم انجام شده است. پس در این مملکت اوضاع و احوالی فراهم شده که نشد، در کارهای ما نیست. اگر بخواهیم می‌شود به شرط اینکه بخواهیم یعنی آن چیز صحیح را اول پیدا کنیم، منظور از چیز صحیح آن است که درست باشد و خواب و خیال و آرمان پوچ نباشد. چیزی عملی باشد، آن را بخواهیم. دنبالش را بگیریم تا آن کار بشود. به چه منظور؟ برای اینکه می‌خواهیم نه فقط به تمدن بزرگ خودمان برسیم، بلکه نشان دهیم که اوضاع و احوال این مملکت اجازه می‌دهد که ایران به مقامی برسد که شاید در ممالک دیگر این امکان وجود نداشته باشد ولی به شرط اینکه از حدود عقل و منطق خارج نشویم و تمام کارهای ما روی خیال‌بافی، ادعا و پُز دادن قرار نگیرد، برای اینکه در میان راه درست مثل بالُنی خواهیم شد که با یک سوزن کوچک بادش در می‌رود. چه می‌خواهیم؟- از حقیقت دور نشویم. آن چیزی که امکان دارد بخواهیم و البته خواهید گفت خیلی کارها در این مملکت شده که به نظر غیر ممکن بوده ولی شد، با وجودی که غیر ممکن بود و انجام شد. شدنش امکان داشت به نظر غیر ممکن می‌آمد، برای اینکه می‌گفتند خوب ضوابط و روابط بین جامعه طوری بوده که به نظر غیر ممکن می‌آمده ولی به هر صورت امکان‌پذیر بوده است. ولی ما الآن نباید با خیال راحت چیزهای غیر ممکن بخواهیم که هم از حدود استعداد نفری، یعنی کمی و کیفی خود ما خارج باشد. در حداکثر توانایی خودمان چیزهایی را بخواهیم که بتوانیم انجام دهیم و این جایی است که دستگاه دولت وارد می‌شود و می‌تواند جواب دهد که این کارها برای من ممکن است یا نیست. چه از لحاظ نیروی انسانی و چه از لحاظ بودجه، مطابق امکانات انسانی و مالی خودمان برنامه‌ریزی خواهیم کرد ولی با وجدان و بی‌نظری و در عین حال با کمال شدت باید معین گردد که ما از دستگاه‌های‌مان و یا از افراد خودمان در این مورد از آموزگار تا دبیر و تا مراحل آموزش دانشگاهی چه می‌توانیم بخواهیم و چه چیزی را آن‌ها قادر به انجامش هستند و در مقابل از آن دانش‌آموز کوچک یعنی از طفل کودکستانی تا دانشجوی آخر مراحل تحصیلی چه می‌خواهیم و به هر دو چه باید بدهیم و چه باید بخواهیم. برای چیزی که از او می‌خواهیم چه باید به او بدهیم. چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، چه از لحاظ وسایل. ولی آنوقت مسئولیت هم می‌خواهیم. البته در ضمن صحبت‌ها خیلی چیزها مطرح شد. این را من کاملاً باور می‌کنم برای اینکه به کرات در همه جا دیده‌ایم. مثلاً از گران‌بهاترین یا آخرین پدیده علم و تکنولوژی را می‌آورند در یک جایی به عنوان نمونه. مطمئن هستم که یا در همان بازدیدی که من می‌کنم این دستگاه کار نمی‌کند و یا دو روز بعد از اینکه پایم را از آن اتاق بیرون گذاشتم آن دستگاه از کار می‌افتد و می‌خوابد و ظاهرسازی ما متأسفانه یک قدری زیاد است. این‌ها باید موقوف شود.

صحبت از هیئت‌های امناء شد. بعضی‌ها یک اسم بی‌مسمائی است یا همچنین دانشگاه‌ها یا مسئولیت دارند یا ندارند یا بعضی‌هایشان محدودند و بدون هیچگونه حس باصطلاح آزادی و با ابتکار بعضی‌هایشان سرکش و بطور کل غیر قابل کنترل، ممکن است حقیقتاً اینطور باشد. آینده کودکان ایرانی- ولی هیأت امناء چند سال است که در ایران تشکیل شده، چیز جدیدی است. ما نباید انتظار داشته باشیم که همان سال اولی که تشکیل می‌دهیم یک چیز فوق‌العاده‌ای باشد ولی مطلب صحیح این است که گفتم هیأت امناء از افرادی تشکیل شده که اغلب کار شخصی خودشان تمام وقتشان را می‌گیرد و در یکی یا دو سه یا چهار دانشگاه عضویت دارند البته که به یک کار نمی‌رسند. در تعیین افراد هیأت امناء باید دقت شود که کسی که انتخاب می‌شود قادر به انجام کار باشد واِلا اثری ندارد. این‌ها افراد بسیار خوب این مملکت هستند، درجه یک مملکت هستند ولی می‌توانند فقط عروسکی باشند، در آن‌جا بنشینند و فقط سر تکان دهند واِلا فرصت رسیدگی به کارها را نخواهند داشت. در مورد حس مسئولیت چه در سطح آموزشی و چه در سطح ملی در تشکیل حزب رستاخیز ملت ایران خودبخود حل می‌شود و همانطور که روز اول تأسیس حزب گفتم، کسی که مسئول نیست از این دستگاه هم نباید انتظاری داشته باشد و اگر هم دوست ندارد و این تشکیلات را نمی‌پسندد بلافاصله ما پاسپورتی مجانی در اختیارش می‌گذاریم تا برود به همان جهنم یا بهشتی که خودش فکر می‌کند خوب است. چیزی را که در این‌جا باید تذکر بدهم مربوط به کنفرانس آموزشی نیست، مربوط به سال آینده نمی‌شود، بلکه مربوط به تمدن بزرگ است. ما باید بدانیم که تعداد بچه‌های عقب‌افتاده چقدر است و تعداد بچه‌های تیزهوش چقدر. هیچوقت گزارشی در این زمینه از شما ندیده‌ام و به من آماری نداده‌اند. برای بچه‌های تیزهوش مسلماً باید کاری بکنیم و برای عقب‌افتادگان نیز همینطور. و این را به شما بگویم که علت عمده عقب‌افتادگی در اثر سوء تغذیه است که این بین روز تولد تا ۱۸ ماهگی پیدا می‌شود. در مورد اجرای یک برنامه ملی بعدها دستور خواهم داد. شاید خیلی زود این دستور صادر شود بخاطر اینکه نباید منتظر باشیم تا به مرحله‌ای برسیم آنوقت جلو عقب‌افتادگی بچه‌های خودمان را بگیریم. هر وقت میسر شد ما این کار را خواهیم کرد. همانطور که ما در مدارس‌مان گفته‌ایم باید به بچه‌ها شیر و شیرینی و یا سایر چیزهایی که از لحاظ پروتئین‌ها غنی است داده شود. اجرای یک برنامه ملی توسط حزب و دستگاه‌های اجتماعی و یا خیریه و غیره خیلی آسان است. باید تحقیق کنیم که کدام خانواده ایرانی طفل یک روزه تا ۱۸ ماهه اش آنقدر غذا و مواد پروتئینی و چیزهای لازم را ندارد. این باید صورتش برسد و دولت در این زمینه اقدام کند. این موضوع به مراتب از بعضی کارها که ما می‌کنیم مهم تر است تا در آینده بچه‌های عقب افتاده این مملکت به حداقل برسد. برنامه تربیت نیروی انسانی- در کودکستان، در دبستان، در راهنمایی بعدش در دانشگاه‌ها چه باید یادگرفت و میزانش چه هست، چقدر است، از لحاظ عملی که ما را به سطح ممالک پیشرفته تکنولوژی برساند. هیچ چیز از این کمتر ما را نمی‌تواند قانع کند که ما همپای پیشرفته‌ترین ممالک با تکنیک تکنولوژیک نباشیم. این معیارهایی است که باید معین کنید. در یک کنفرانس نمی‌شود، بسیار خوب ولی یک چیز دائمی است. کار دائمی است که دولت بوسیله دستگاه‌های خودش همینطور باید مراقب باشد. شاید این موضوع هر سال باید تغییر بکند، هر سال با پیشرفت تکنولوژی و احتیاجات مملکت. امسال یا یک دوره‌ای مثلاً می‌گوییم که الآن شروع می‌کنیم، فشار می‌آوریم روی صنایع ذوب آهن. مثلاً دولت بلافاصله باید آن را به دستگاه‌های آموزشی‌اش منعکس بکند که افرادی که در این مملکت تربیت می‌شوند فقط برای ذوب آهن نیست. فرض کنید ما ۲۵ میلیون تن آهن در این مملکت اگر تولید کنیم این صنایع ساتلیت فولاد و آهنی است پس در آن رشته دولت باید افراد معینی را تربیت کند. اگر مثلاً وارد چیز اتمیک می‌شویم بین ۲۰ تا ۲۵ هزار مگاوات این را باید یک عده‌ای راه ببرند. همچنین اگر تازه آخرین ایستگاه‌تان ۱۵ سال دیگر هم باید ساخته شود از حالا تا ۱۵ سال افراد لازم را باید تربیت کنید. پس می‌خواهم که دیگر کنفرانس ما فقط یک روتینی نباشد که سالی یک بار جمع بشویم، یک حرف‌هایی بزنیم و این حرف‌های ما انتشار یابد و بعد سال دیگر باز هم جمع بشویم و ببینیم که خوب خبری نشده بلکه می‌شود گفت بعضی اوقات حتی عقب‌تر رفته‌ایم، عوض این که جلوتر برویم. منتهی یک چیزهایی بخواهیم که عملی است و خودمان قانع شویم که این چیزی که ما می‌گوییم فقط برای انتشار نیست برای پشت ویترین گذاشتن نیست و یک کاری است که عملی است و می‌شود و باید هم بشود. پس این را خیلی دقت بکنید. در گزارش نهایی که به من می‌دهید و باید تصویب شود یک چیزهایی بگذارید که قابل اجرا باشد. تمام مطالب‌مان در عرض ۵ سال یا شاید در عرض ده سال قابل اجرا باشد، اما آن چیزی که امسال می‌گویید برای سال دیگر قابل اجرا باشد. یعنی می‌توانید تحویل بگیرید و اگر بازرسی کردید بتوانید بگویید ک حتی فرد فرد اشخاصی که در این قسمت کوتاهی کرده‌اند بتوانید انگشت بگذارید و بگویید در این‌جا این فرد کوتاهی کرده است واِلا یک برنامه ایده‌آلی را بگویید هیچوقت نخواهید توانست مسئولیت‌های فردی را مشخص و تعیین بکنید. در قسمت آمار و ارقامی که دادید راجع به بیسوادی همانطور که گفتم سمپوزیومی خواهد شد. بخصوص برای مبارزه با بیسوادی که این کار را ما خواهیم کرد و تا حدی مربوط به این کنفرانس انقلاب آموزشی می‌شود. به همین جهت صحبت آن را می‌کنیم و تا این حد بتوانم این‌جا بگویم که هر تصمیمی که ما در این‌جا می‌گیریم فکر می‌کنم جنبه یک جهاد ملی عمیق‌تر و شدیدتری به مراتب از آن چیزی که تابحال شده خواهد بود و باید در آن قسمت نیز ما موفق بشویم. حالا همانطور که گفتم، در مورد مطالبی که امروز این‌‎جا عنوان شده اگر بعضی‌ها فکر می‌کنند که مربوط به کار شخصی و فردی خودشان است یا دست جمعی خودشان است یا به دستگاه خودشان است البته می‌توانند با کمال آزادی هر نظری که دارند در کمیسیون‌ها بگویند ولی ناچار برای رفع معایب باید حداکثر تنقیداتی که ممکن است بشود، متنها قضاوت نهایی که خوب به اطلاع من خواهد رسید و خود من آن را بررسی خواهم کرد، با در نظر گرفتن تمام مطالب که در آن کار خواهد بود و آنقدر تجربه و کارکشتگی در زندگی دارم که بتوانم تشخیص دهم از هر دستگاهی از هر فردی در موقعیت روز چه کاری را می‌شود انتظار داشت، چه کاری را نمی‌شود انتظار داشت و چون حب و بغضی نیست این است که قضاوت مسلماً عادلانه خواهد بود. فعلاً کمیسیون‌های‌تان را تشکیل بدهید تا ببینم که اولین گزارش را که من احیاناً باید به آن رسیدگی کنم چی هست. فکر می‌کنم در وسط کار کنفرانس باشد که وقت داشته باشید تا آخر کنفرانس یک چیز تکمیل شده‌ای را فراهم کنید.

در این‌جا علیاحضرت شهبانو فرمودند: به نظر می‌رسد که کنفرانس آموزشی رامسر همیشه بیشتر راجع به مسائل دانشگاهی صحبت کرده است در صورتی که فکر می‌کنم از همه مهم‌تر همان مسائل آموزشی کودکستان و دوره ابتدایی و متوسطه است. شاهنشاه به مطالب علیاحضرت اضافه فرمودند، بله، و حتی خانواده. به همین جهت گفتم خوب است از این پس کارش خیلی مهم و عمیق خواهد بود. در این‌جا مجدداً علیاحضرت فرمودند: مطالب دیگری که واقعاً نویدبخش است این است که شاهنشاه دستور فرمودند انشاءالله در آینده تغذیه نوزادان که فکر می‌کنم اگر آقایان اطباء هم که باشند فکر می‌کنند که دنبال این موضع تا مادر باردار می‌رسد که آن هم باید مطالعه شود. علیاحضرت همچنین اضافه فرمودند که یعنی دولت البته یعنی اگر نظر درست است که اگر تغذیه مهم است از مادر باردار شروع بشود تا بچه نوزاد. شاهنشاه فرمودند هم آن و هم موضوع تغذیه بچه. البته کار دولتی است ولی نتیجه نهایی‌اش به همان قسمت تربیت و آموزش بالاخره خواهد رسید. در این‌جا علیاحضرت مسئله درصد بودجه‌ای که برای آموزش و پرورش در ایران در نظر گرفته شده نسبت به ممالک دیگر را پیش کشیدند و شاهنشاه در این مورد فرمودند: درصد بد نیست ولی باید دید که از خرجی که ما می‌کنیم نتیجه می‌گیریم یا نه؟ وزیر آموزش و پرورش علیحده گزارشی برای شما بفرستد که دانشگاه‌های ما به نسبت دانشجو چقدر بودجه می‌گیرد و حتی نسبت به دانشگاه‌های آمریکایی که معروف است به اینکه آن‌جا خرج خیلی زیاد است مقایسه می‌کردیم که بین دانشگاه‌های خودمان و بعضی دانشگاه‌های آمریکایی تناسب خرج نسبت به یک دانشجو را در ایران متأسفانه بعضی اوقات بیشتر است. در سطح دانشگاهی ولی در سطح مملکت هنوز نه. تعداد مدرسه به اندازه کافی داریم، آموزگار و معلم هم به اندازه کافی داریم.

پیشنهاد کمیته‌های کنفرانس رامسر درباره خانه سازی، پروژه‌های پژوهشی و فرستادن دانشجو به خارج

نحوه بررسی پیشنهادهای ارائه شده به کمیته‌های کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر امسال تغییر کرد و پیشنهادها در یک شکل دمکراتیک و آزاد مورد بررسی قرار می‌گیرد و به منظور بهره‌گیری از کلیه نظریات شرکت کنندگان طرح‌های پیشنهادی حتی در صورت اختلاف با یکدیگر به کمیته هماهنگی تسلیم می‌شود تا در این جلسه مجدداً به شور و بحث گذارده شود و چنانکه امکان داشته باشد عناصر مثبت یک مسئله را از چند پیشنهاد مختلف در هم ادغام کنند و کامل‌ترین نظر را برای گنجانیدن در قطعنامه آماده سازند. از ویژگی‌های قطعنامه کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر در سال جاری تعیین مدت زمان اجرایی مواد است. به این ترتیب که برای نتیجه‌گیری و امکان تحقیقات بعدی و سنجش حدود کارآیی طرح‌ها زمان اجرای آن‌ها نیز معنی شده است. بعد از ظهر دیروز کمیته‌ها همچنان به فعالیت خود ادامه دادند و در کمیته شماره ۱۲ (پژوهش در دانشگاه‌ها) پیشنهاد شد که طرح‌های تحقیقی فقط به سازمان‌های پژوهشی و محققان ایرانی سپرده شود و تسهیلات خاصی برای ایجاد مراکز پژوهشی در کنار واحدهای صنعتی فراهم گردد.

ایجاد ضوابطی برای هماهنگ کردن بورس‌های تحصیلی دانشگاه‌ها از موادی است که در طرح پیشنهادی کمیته شماره ۷ کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر تأکید گردیده است. در این بخش پیشنهاد شد چون دانشگاه‌ها به احتیاجات آینده خود کاملاً واقفند و بهتر می‌توانند به وضع تحصیلی افراد اعزامی نظارت کنند باید اعزام دانشجو و تأمین کادر آموزشی و فنی از وظایف دانشگاه‌ها بویژه دانشگاه‌های جدیدالتأسیس گردد. برای توسعه مبادله علمی و همچنین ارتباط دانشگاه‌ها در کمیته شماره ۷ توصیه شده است با توجه به این مسئله که بعضی از اعضای تمام وقت، دانشگاه‌ها و شهرستان‌هایی که فاصله زیادی با محل تدریس و اقامت آن‌ها دارد تدریس می‌کنند، باید ترتیبی داده شود که دانشگاه‌ها و شهرستان‌هایی حق‌التدریس استادان خود را برای اجرای برنامه‌های آموزشی به سایر مؤسسات اعزام دارند. در ماده دیگر این طرح یادآوری شده است که دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی عالی می‌توانند شرکت‌های تعاونی مسکن تشکیل دهند و دولت موظف است تا حد امکان اراضی رایگان در اختیار شرکت‌های تعاونی و مسکن بگذارد و همچنین کمک لازم را برای تأمین ۷۵ درصد سرمایه ساختمان واحد مسکونی شرکت‌های تعاونی با حداقل بهره فراهم سازد و دانشگاه‌ها نیز تأمین ۲۵ درصد وام اولیه شرکت‌های تعاونی را به عهده می‌گیرند.

پرداخت کمک هزینه مسکن به دانشجویان

بررسی و مطالعات کمیته‌های چهارده گانه هشتمین کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر شبانگاه ۱۱ شهریور ماه به پایان رسید و همه کمیته‌ها موفق به ارائه پیشنهادهای خود در زمینه بهبود کیفی آموزشی شدند و به این ترتیب مقدمات تهیه قطعنامه برای تقدیم به پیشگاه ملوکانه آماده گردیده است. در کلیات مصوبه کمیته‌ها نکاتی گنجانیده شده که در صورت پذیرفته شدن و تصویب می‌تواند محورهای اصلی تحول آموزشی در کشور با دگرگونی‌های عمده‌ای را در زمینه تربیت نیروی انسانی و کادر آموزشی موجب گردد. اصول پیشنهادی کمیته شماره ۱۰ کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر نیز دیروز در چند ماده همراه با توضیحات جامعی ارائه شد تا برای تجزیه و تحلیل نهایی به کمیته هماهنگی تسلیم شود. از میان پیشنهادها و نظریات این کمیته، تأمین مسکن دانشجویان غیر بومی و پرداخت کمک هزینه مسکن به دانشجویان در مدت ۱۲ ماه و همچنین اختصاص کمک هزینه تحصیلی برای دانشجویان دوره شبانه حائز اهمیت بود.

در ماده دوم طرح پیشنهادی کمیته ۱۰ قید شده است: به منظور تأمین مسکن دانشجویان غیر بومی پیشنهاد می‌شود که به دانشجویان واجد شرایط دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور، بر طبق ضوابط و مقررات صندوق‌های رفاه دانشجویان برای تمام سال (۱۲ ماه) کمک هزینه مسکن پرداخت شود. برای پرداخت کمک هزینه تحصیلی نیز در ماده دیگری چنین قید شده است:

با توجه به انتخاب در حالی که پیشنهاد شرکت مذکور دانشجو با شرایط جدید پیشنهاد می‌شود تا دانشجویان دوره شبانه نیز بتوانند طبق ضوابط و مقررات صندوق‌های رفاه دانشجویان از کمک هزینه تحصیلی استفاده کنند.

خوابگاه دانشجویی- ایجاد خوابگاه‌های دانشجویی و تأمین آسایش بیشتر برای دانشجویان و احداث هتل‌هایی برای استقرار و محل اقامت کوتاه مدت دانشجویانی که به قصد گذراندن پایان نامه و یا انجام مسابقات ورزشی به تهران می‌آیند از پیشنهادات این کمیته است. اعضای کمیته همچنین در زمینه نحوه اجرای این ماده تأکید کردند که با تأسیس خوابگاه و یا هتل ویژه‌ای دانشجویان بتوانند با ارائه اجازه‌نامه‌ای که به تأیید واحدهای آموزشی مربوط رسیده است برای مدت معینی از این خوابگاه‌ها با پرداخت هزینه مناسبی استفاده کنند.

گسترش آموزش پزشکی- کمیته شماره سه که در ۲۲ ماده کلیات پیشنهادی خود را تنظیم کرده است از نکات جالب این طرح پیشنهادی چگونگی گسترش آموزش پزشکی است و طراحان توصیه کردند که برای حصول به هدف‌های نهایی و ثمربخش نتایج حاصله از طرح آذربایجان غربی و گزارش هیئت بررسی مسائل درمانی و آموزش پزشکی که بر اساس اوامر مطاع ملوکانه انجام گرفته است توجه کامل شود. توضیح اینکه، هیئت بررسی مسائل درمانی و آموزش پزشکی طی چند ماه بررسی و مطالعه خود که با شرکت جمعی از صاحبنظران و پزشکان انجام گرفته است، راه‌حل‌های ساده‌ای برای ایجاد تیک شبکه گسترده تندرستی و تعلیم افراد در زمینه خدمات بهداشتی برای روستاها و شهرک‌های دورافتاده تنظیم گردیده است و تجربیات سال گذشته که این طرح به مورد اجرا درآمد نشان داد که انتخاب این روش می‌تواند در بهبود وضع بهداشت نقش مؤثری داشته باشد. پیشنهاد کنندگان طرح کمیته شماره سه همچنین تأکید کردند که وزارت آموزش و پرورش موظف است ظرف مدت ۶ ماه برنامه‌ای جامع برای اجرای جهاد ملی پاک کردن جامعه از بیسوادی را که در ده سال آینده باید انجام گیرد به پیشگاه شاهنشاه آریامهر تقدیم دارد تا به ترتیبی که مقرر خواهند فرمود فوراً به مورد اجرا گذاشته شود.

آموزش کشاورزی- کمیته شماره ۴ که خط مشی‌های کلی را برای آینده روستاهای ایران تعیین کرده است در گزارش نهایی خود تصویب می‌کند که برای تأمین تغذیه ۵۰ میلون نفر جمعیت ایران که طبق سرشماری و رشد نفوس به این رقم خواهد رسید باید ده میلیون هکتار زمین زیر کشت برود و تکنولوژی کشاورزی تا میزان ممکن توسعه یابد و در مصرف آب صرفه‌جویی کامل به عمل آید. هم اکنون میزان کشت در ایران بین ۳ و نیم تا ۴ میلیون هکتار است و برای تعهد کادر مورد نیاز در آینده، ما نیاز به یک میلیون نفر افراد تعلیم یافته کشاورزی خواهیم داشت و همچنین برای اجرای برنامه پوشش ده میلون هکتار زمین باید یک میلیون نفر نیز در صنایع وابسته و یک میلیون نفر برای خدمات صنعت کشاورزی به کار گماشته شوند و ۲۰ تا ۲۵ هزار واحد تولیدی به این امر اشتغال ورزد. برای تدارک چنین نیروی ماهر کار را باید از هم اکنون شروع کرد. کمیته پیشنهاد می‌کند وزارت آموزش و پرورش باید از سال آینده فعالیت اساسی خود را متوجه ۴۰۰ شهرک و مراکز موجود روستایی که آینده توسعه دارند بنماید و در آن تأسیسات آموزشی و مدارس کامل بوجود آورد و در آینده نیز به موازات ایجاد شهرک‌های جدید تأسیسات آموزشی کامل احداث کند.

مواد درسی- این کمیته در مورد مواد درسی برای دانش‌آموزان روستایی پیشنهاد می‌کند، علاوه بر کتاب‌های عمومی کتب دیگر نیز که مطالب آن مربوط به حرفه کشاورزی است باید تدوین و تدریس گردد.

روز پایانی هشتمین کنفرانس آموزشی رامسر ۱۳ شهریور ماه

شاهنشاه: دولت در برابر من مسئول است

هشتمین کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی رامسر که قرار بود امروز آخرین روز خود را پشت سر گذارد با صدور اوامر شاهنشاه پس از جلسه‌ای که امروز صبح در پیشگاه شاهنشاه و شهبانو در رامسر تشکیل شد، به کار خود ادامه داد. شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در ساعت ۱۱ بامداد به سالن کنفرانس تشریف‌فرما شدند. در آغاز آقای هویدا در گزارشی معروض داشت:

شرکت کنندگان در کنفرانس رامسر افتخار دارند که امروز بار دیگر به پیشگاه شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو بار یافتند تا نتایج مذاکرات و بررسی‌های یک هفته‌ای خود را درباره انقلاب آموزشی به شرف عرض همایونی برسانند. پس از اصغاء اوامری که شاهنشاه روز شنبه در جلسه افتتاحیه کنفرانس صادر فرمودند و بدین ترتیب مسیر کنفرانس را مشخص ساختند و نظریاتی که علیاحضرت شهبانو در همان جلسه ابراز فرمودند، کمیته‌های چهارده گانه کنفرانس مسائل مختلف نظام آموزشی کشور را از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی قرار دادند و در چهارچوب اوامری که شاهنشاه صادر فرمودند اینک قطعنامه‌ای تهیه شده است که دیروز به شرفعرض همایونی رسید. در این قعطنامه سعی شده است که از مطالبی که در سال‌های گذشته در قطعنامه‌های کنفرانس‌های ارزشیابی انقلاب آموزشی آمده بود اجتناب شود. بعضی از پیشنهادها و توصیه‌هایی که در قطعنامه‌های سال‌های گذشته مطرح شده بود انجام نشد و بعضی دیگر هنوز به مرحله اجرا در نیامده است که بایستی علل آن مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد و مشکلاتی که مانع از اجرای این پیشنهادها شده است روشن گردد.

تلاش مستمر می‌خواهد-

نخست‌وزیر افزود: قطعنامه امسال واجد نکات و مطالب جدیدی است که موفقیت آن مستلزم تلاش مستمر مؤسسات آموزشی در سطوح مختلف و برقراری یک نظام ارزشیابی و نظارت دائمی برای حسن اجرای آن است به همین جهت پیشنهاد می‌شود که شاهنشاه اجازه فرمایند که کمیته‌های کنفرانس ارزشیابی انقلاب آموزشی که حاصل بررسی‌های آن‌ها بر اساس اوامر همایونی به صورت قطعنامه حاضر درآمده است دائمی شوند و فعالیت خود را برای نظارت بر حسن اجرای پیشنهادها و توصیه‌های کنفرانس تا کنفرانس آینده ارزشیابی انقلاب آموزشی ادامه دهند و وزارت علوم و آموزش عالی را نیز موظف کرد که فعالیت‌های این کمیته‌ها را هم‌آهنگ سازد.


شاهنشاه آریامهر پس از شنیدن گزارش آقای هویدا نخست‌وزیر فرمودند:

از این به بعد قاعدتاً گزارشاتی که این کمیته‌های مختلف می‌دهند و قطعنامه‌ای که به اطلاع من می‌رسد ۲۴ ساعت یا ۴۸ ساعت دو مرتبه در معرض افکار شرکت کنندگان در کنفرانس قرار گیرد و تصمیم نهایی که من می‌گیرم احیاناً همراه با سئوال و جواب‌هایی خواهد بود که از کسی بپرسم نسبت به قطعنامه نظری دارید یا نه و تصمیم نهایی پس از شنیدن آن نظرها باشد. اگر فرصت دیگری برای شرکت کنندگان باقیمانده، هر چند که افتتاح مجلسین در پیش است و کارهایی در تهران داریم که باید زودتر به تهران برگردیم وگرنه می‌گفتم که این کنفرانس ادامه پیدا کند. برای اینکه مطالبی که تهیه شده باز در معرض افکار شرکت کنندگان قرار گیرد و نظر نهایی را اتخاذ کنیم. جواب داده شده یا نه- یک دو سه مطلب است که هنوز برای من روشن نشده. روز گشایش کنفرانس معاون وزارت دربار و نماینده حزب صحبت‌هایی کردند. گزارش معاون وزارت دربار نتیجه بازرسی بدون و حب و بغض بود و چیزهایی را که دیده بودند گفتند. این برای من روشن نیست که جواب این صحبت‌ها و گزارشات داده شده یا نه؟ و جوابش را چه کسی باید بدهد؟ دستگاه مربوطه یا احتیاج به یک بازرسی دیگر از طریق دولت هست؟ قسمتی که از طرف دستگاه حزب گفته شد البته باید در خود حزب مورد رسیدگی قرار گیرد، هیأت اجرایی یا دفتر سیاسی یا هر کمیسیون دیگری که مأمور این کار خواهد شد. دولت در مقابل من مسئول است- شاهنشاه افزودند: نتیجه‌ای که آن‌جا گرفته می‌شود تازه نهایی نیست، آن دولت است که در مقابل من مسئول است و نتیجه نهایی تمام رسیدگی‌ها را باید دولت به اطلاع من برساند. سر و کار من البته با دولت است. این‌ها مطالبی است که برای من روشن نیست. قسمت دیگری که کاملاً باید برای همه مفهوم باشد این است که تمام تشکیلات سیاسی مملکت و حزبی مملکت در شکم حزب است و نه در خارج از حزب. واِلا درست مثل یک مملکت فئوالی است که در هر گوشه آن یک خان کوچک برای خودش «یل للی» می‌خواند. تحرک خیلی شدید در حزب با تمام آزادی‌هایی که باید در داخل حزب موجود باشد برای گفت و شنود و مذاکره و مباحثه هیأت‌هایی در حزب هست چه هیأت اجرای و چه دفتر سیاسی که باید نتایج لازم را بگیرد و گزارش حزب را با دبیر کل که حالا نخست‌وزیر هم هست به عنوان هر دو سمت به اطلاع من برساند. یا به هر صورت آنچه که مربوط به جریانات سیاسی و گزارشات حزبی باشد به اطلاع ما خواهد رسید. اگر مربوط به دستگاه مربوطه یعنی وزارت علوم و آموزش عالی باشد از طریق دولت به اطلاع من خواهد رسید. مفهوم این است که کنفرانس آموزشی ما نباید این باشد که ما بنشینیم و جمع شویم و یک قدری صحبت کنیم. حالا اتفاقاً این چند روزه هوای این جا هم مطبوع بود و هوایی بخوریم و بعد برسد به سال آینده ببینم که از مطالبی که بحث شد هیچ نتیجه‌گیری نکرده‌ایم و دو مرتبه به قول معروف روز از نو روزی از نو. این دیگر جنبه جدی ندارد. جنبه تشریفاتی و جنبه در واقع ادای تکلیف است که در چند سال پیش شروع شد. حالا این کاری که کردید که کمیسیون‌ها دائمی باشد، قدم خوبی است. اضافه بر این در تمام مدت سال دولت موظف است که پیشرفت‌هایی که در این کمیسیون‌ها شده و پیشرفت‌های قطعنامه‌های صادر شده را به اطلاع من برساند. این دیگر کاری نیست که به سال آینده موکول شود، بلکه باید مرتب به من گزارش دهید که کدام یک از قطعنامه‌هایی که صادر شده مورد عمل قرار گرفته. البته با نتیجه کدامیک عملی نشده و به چه علت نشد، تا اینکه ما تصمیمات لازم را بگیریم و خلاصه می‌خواهم چنین بگویم که هیچگونه اغماضی نخواهد شد. هر گونه ضعف، سستی خطور و یا اجتناب و عیبی بکلی ریشه‌کن خواهد شد. ما وقت نداریم که تلف کنیم. سلیقه‌های فردی و شخصی هم در بین نمی‌تواند باشد. یک سیاست عمومی است که بوسیله دولت اجرا می‌شود. بوسیله حزب نظارت می‌شود و گزارش هم البته به اطلاع من خواهد رسید. وقتی که می‌گویم به اطلاع من، چون بیشتر اوقات علنی است. یعنی به اطلاع تمام ملت ایران خواهد رسید، کما اینکه در هر کار دیگری که ما توانستیم ملت ایران را شرکت بدهیم، نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ایم. مثل مبارزه با گران‌فروشی که می‌بینید، پیشرفت آن در واقع محیرالعقول است. بروید در جای دیگر دنیا بگویید که ما توانسته‌ایم مثلاً دو سه درصد از تورم را کم کنیم. با چشم تعجب به شما نگاه می‌کنند. بروید به مملکتی بگویید که ما نه فقط تورم را موقوف کردیم، بلکه شاید در زیر قیمت‌های سال گذشته باشیم، خیلی تعجب خواهند کرد. این برای این است که عموم ملت ایران در این امر شرکت کرده‌اند. امیدوارم همین کار در مبارزه با بیسوادی بشود. امیدوارم همین کار در پایه‌ریزی محکم آموزش از پایین‌ترین سطوح تا عالی‌ترین سطوح این ملکت انجام بگیرد. یعنی هر فردی اول بنا بر استعداد خودش، دوم بنا بر احتیاجات مملکت به سطوح مختلف آموزشی که البته جنبه‌های مختلف دارد به آموزش‌های نظری، علمی، هنری و صنعتی برسد. این مطلبی نیست که به تازگی گفته باشم. قبلاً هم گفته بودم، هر فردی در ایران باید در کار خودش یک متخصص باشد. لااقل مهارت داشته باشد، آنوقت است که از زحمات و تولیدات، چه فکری و چه یدی هر فرد ایرانی ما می‌توانیم حداکثر بهره‌برداری را بکنیم و جامعه ما به همان جایی که آرزوی آن را داریم برسد. به هر صورت این گزارشی که تصویب می‌شود باید به مطالعه برسد و هر فردی اگر نظری دارد حتی بعد از اینکه کنفرانس پایان گرفت تا ۲۴ ساعت، ۴۸ ساعت، حتی اگر لازم باشد یک هفته نظرات خود را برای وزارت علوم و آموزش عالی بفرستد و اگر لازم بشود در حزب موضوع مطرح شود و مورد رسیدگی قرار بگیرد و این بررسی که اکنون می‌خواستید در حضور من بشود، در غیاب من انجام گیرد یا در داخل حزب و یا در محیط دولت و نتیجه‌اش به اطلاع من برسد. شاهنشاه آریامهر در این هنگام از حاضرین خواستند که اگر نظری دارند مطرح کنند. شاهنشاه همچنین فرمودند ممکن است که بعد از رفتن ما این قطعنامه قرائت شود و جلسه ادامه داشته باشد و در عین حال بین شرکت کنندگان توزیع شود و شرکت کنندگان بوسیله کمیته یا بوسیله مراجعه به حزب یا وزارت علوم و آموزش عالی فرصت بدهید نظرات خود را بگویند. اگر لازم شد جمع کردن این افراد در تهران اشکالی ندارد یک جلسه تشکیل بدهید و قطعنامه را شسته رفته باصطلاح بطرز صحیحی تمام کنید ولی اینکه بگویند قطعنامه در این‌جا خوانده شد و تصویب شد، من خوشم نمی‌آید. قطعنامه را امروز تصویب شده ندانید. فکر نمی‌کنم تغییراتی در قطعنامه پیاده شود. شاهنشاه تأکید کردند که ما این کنفرانس‌ها را جدی می‌گیریم و هر بار که کنفرانس تشکیل می‌شود می‌خواهیم نتیجه‌ای بگیریم. مطالب تکراری نباشد. چند مطلب را بگوییم که آن‌ها را انجام بدهیم و در کنفرانس بعد اگر لازم باشد مطالب جدیدی مطرح کنیم که آن‌ها را هم قویاً دنبال خواهیم کرد. شاهنشاه فرمودند: قبل از ترک جلسه باید از زحمات تمام کسانی که در این چند روز قبل از تشکیل کنفرانس و یا بعد از آن زحمت کشیده و خواهند کشید اظهار قدردانی کنیم. یک بار دیگر تکرار می‌کنم که محیط این کنفرانس همچنانکه محیط حزب و تشکیلات دولتی، محیط فامیلی این مملکت بوده است. غیر از یک چنین محیطی چیز دیگری نمی‌شناسم مگر اینکه افرادی باشند که بکلی از مرحله میهنی دور باشند و تا حرف‌ها زده نشود و حلاجی نشود نتیجه کافی نمی‌گیریم. اساس بعضی از این مطالب را ما روی گفت و شنود گذاشتیم ولی می‌ترسم که از همین‌جا این گفت و شنود درست حس نشود. بار قبل گفتم، گفت هست، شنود نیست. ایرادی که گرفته بشود از کسی که ایراد گرفته شده است، خیلی‌ها خوششان می‌آید. آخر جرأت بدهند. ممکن است ایراد بکلی پرت و نابجا باشد، مانعی ندارد و انسان جواب می‌دهد اینکه راحت‌تر است که موضوع روشن شود منتهی البته جایی که ما ببینیم ایراداتی احیاناً از روی غرض گرفته می‌شود آن افراد که از روی غرض ایراد می‌گیرند بار دیگر این فرصت رانخواهند داشت که از روی غرض ایراد بگیرند ولی از روی بی‌اطلاعی هیچ مانعی ندارد. این‌ها مطالبی است که باید در بین ما حل بشود. هیچکس از دماغ فیل نیفتاده و هیچکس هم نباید فکر کند که می‌تواند هر حرفی را که دلش می‌خواهد بزند. یک مرتبه می‌تواند ولی اگر بی‌ربط باشد دیگر تکرار نمی‌شود. این مطالب دقیقی است که حتماً باید رعایت بشود تا اینکه در این مملکت یک نظم و ترتیب صحیح برقرار بشود. حتی در گفتن، منظورما لجن مالی نیست. منطور ما وقت تلف کردن نیست، منظور ما کشف حقایق است. پس فرصت بدهید مطالب را مطالعه بکنند. شاهنشاه آریامهر وعلیاحضرت شهبانو پیش از ظهر تالار کنفراس را ترک کردند و جلسه مجددی طبق اوامر شاهنشاه برای بررسی مجدد قطعنامه پیشنهادی بلافاصله به ریاست نخست‌وزیر تشکیل گردید.

بن‌مایه‌ها