هاتف اصفهانی (غزلیات)/کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | هاتف اصفهانی (غزلیات) (کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی) از هاتف اصفهانی |
' |
| کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی | چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی | |
| کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش میدیدی | که امشب گریههای زار و زاریهای من بینی | |
| کجایی ای قدحها از کف اغیار نوشیده | که از جام غمت خونابه خواریهای من بینی | |
| شبی چند از خدا خواهم به خلوت تا سحرگاهان | نشینی با من و شب زندهداریهای من بینی | |
| شدم یار تو و از تو ندیدم یاری و خواهم | که یار من شوی ای یار و یاریهای من بینی | |
| برای امتحان تا میتوانی بار درد و غم | بنه بر دوش من تا بردباریهای من بینی | |
| برای یادگار خویش شعری چند از هاتف | نوشتم تا پس از من یادگاریهای من بینی |