هاتف اصفهانی (غزلیات)/مهر رخسار و مه جبین شدهای
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | هاتف اصفهانی (غزلیات) (مهر رخسار و مه جبین شدهای) از هاتف اصفهانی |
' |
| مهر رخسار و مه جبین شدهای | آفت دل بلای دین شدهای | |
| مهر و مه را شکستهای رونق | غیرت آن و رشک این شدهای | |
| پیش ازین دوست بودیم از مهر | دشمن من کنون ز کین شدهای | |
| من چنانم که پیش ازین بودم | تو ندانم چرا چنین شدهای | |
| ننشستی چرا دمی با من | گرنه با غیر همنشین شدهای | |
| دل ز رشکم طپد چو بسمل باز | بهر صیدی که در کمین شدهای | |
| غزلی گفتهای دگر هاتف | که سزاوار آفرین شدهای |