هاتف اصفهانی (غزلیات)/جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | هاتف اصفهانی (غزلیات) (جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا) از هاتف اصفهانی |
' |
| جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا | غمناک چه میخواهی ما را تو چنین بادا | |
| بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهی | شادش چو نمیخواهی غمگینتر ازین بادا | |
| هر سرو که افرازد قد پیش تو و نازد | چون سایهات افتاده بر روی زمین بادا | |
| با مدعی از یاری گاهی نظری داری | لطف تو به او باری چون هست همین بادا | |
| جز کلبهی من جائی از رخش فرو نایی | یا خانهی من جایت یا خانهی زین بادا | |
| گر هست وفا گفتی هم در تو گمان دارم | در حق منت این ظن برتر ز یقین بادا | |
| پیش از هم کس افتاد در دام غمت هاتف | امید کز این غم شاد تا روز پسین بادا |