هاتف اصفهانی (غزلیات)/بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | هاتف اصفهانی (غزلیات) (بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد) از هاتف اصفهانی |
' |
| بی من و غیر اگر باده خورد نوشش باد | یاد من گو نکند غیر فراموشش باد | |
| یار بیغیر که می در قدحش خون گردد | خون من گر همه ریزد به قدح نوشش باد | |
| سرو اگر جلوه کند با تن عریان به چمن | شرمی از جلوهی آن سرو قبا پوشش باد | |
| دوش میگفت که خونت شب دیگر ریزم | امشب امید که یاد از سخن دوشش باد | |
| ننگ یار است که یاد آرد از اغیار مدام | نام این فرقهی بدنام فراموشش باد | |
| دل که خو کرده به اندوه فراغت همه عمر | با خیالت همه شب دست در آغوشش باد | |
| هاتف از جور تو دم مینزند لیک تو را | شرمی از چشم پر آب و لب خاموشش باد |