هاتف اصفهانی (غزلیات)/آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | هاتف اصفهانی (غزلیات) (آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن) از هاتف اصفهانی |
' |
| آن کمان ابرو کند چون میل تیرانداختن | ناوک او را نشان میباید از جان ساختن | |
| سروران چون گو به پای توسنش بازند سر | چون کند آن شهسوار آهنگ چوگان باختن | |
| داد مظلومان بده تا چند ای بیدادگر | رخش بیداد و ستم بر دادخواهان تاختن | |
| باغبان پرداخت گلشن را، اکنون باید به می | در چمن ز آیینهی دل زنگ غم پرداختن | |
| سازگاری چون ندارد یار هاتف بایدت | ز آتش غم سوختن با سوز هجران ساختن |