نوید وصل تو بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| با دل آشفته از زلفش خبر ها میدهم | باز مجنون را نوید وصللیلی میدهم |
| با قد سروش حدیث از نخل موسی میکنم | با لب لعلش نشان زاعجاز عیسی میدهم |
| گر چه از سودای خوبانم زیانها بود باز | چون سر زلفی ببینم دل به سودا میدهم |
| گفتمش دل چون بری از عاشقان خندید و گفت | خم به گیسو تاب بر زلف چلیپا میدهم |
| روز دلها تا سیه سازم چو شب از روی ناز | هر زمان بر باد آن زلف شب آسا میدهم |
| بر خلاف عادت صیاد من زان تار موی | پای هر صیدی که بستم سر به صحرا میدهم |
| ناتمام ار ماند کار دلبری زین کار ها | ترک چشمان را اجازت من به یغما میدهم |
| تار موئی از سر زلف عبیر افشان او | کافر عشقم اگر بر ملک دنیا میدهم |
| داد بیدل هر که دید آن روی از پیر و جوان | من به سودای غم او دل نه تنها میدهم |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۳۶ (UTC)––––