نظامی (مخزن الاسرار)/در چمن باغ چو گلبن شکفت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | نظامی (مخزن الاسرار) (در چمن باغ چو گلبن شکفت) از نظامی |
' |
| در چمن باغ چو گلبن شکفت | بلبلی با باز درآمد به گفت | |
| کز همه مرغان تو خاموش ساز | گوی چرا بردهای آخر به باز | |
| تا تو لب بسته گشادی نفس | یک سخن نغز نگفتی به کس | |
| منزل تو دستگه سنجری | طعمه تو سینه کبک دری | |
| من که به یک چشم زد از کان غیب | صد گهر نغز برآرم ز جیب | |
| طعمه من کرم شکاری چراست | خانه من بر سر خاری چراست | |
| باز بدو گفت همه گوش باش | خامشیم بنگر و خاموش باش | |
| منکه شدم کارشناس اندکی | صد کنم و باز نگویم یکی | |
| رو که توئی شیفته روزگار | زانکه یکی نکنی و گوئی هزار | |
| منکه همه معنیم این صیدگاه | سینه کبکم دهد و دست شاه | |
| چون تو همه زخم زبانی تمام | کرم خور و خار نشین والسلام | |
| خطبه چو بر نام فریدون کنند | گوش بر آواز دهل چون کنند | |
| صبح که با بانگ خروسست و بس | خندهای از راه فسوست و بس | |
| چرخ که در معرض فریاد نیست | هیچ سر از چنبرش آزاد نیست | |
| بر مکش آوازه نظم بلند | تا چو نظامی نشوی شهر بند |