منوچهری (قصاید و قطعات)/غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | منوچهری (قصاید و قطعات) (غرابا مزن بیشتر زین نعیقا) از منوچهری |
' |
| غرابا مزن بیشتر زین نعیقا | که مهجور کردی مرا ازعشیقا | |
| نعیق تو بسیار و ما را عشیقی | نباید به یک دوست چندین نعیقا | |
| ایا رسم و اطلال معشوق وافی | شدی زیر سنگ زمانه سحیقا | |
| عنیزه برفت از تو و کرد منزل | به مقراط و سقط اللوی و عقیقا | |
| خوشا منزلا، خرما جایگاها | که آنجاست آن سرو بالا رفیقا | |
| بود سرو در باغ و دارد بت من | همی بر سر سرو باغی انیقا | |
| ایا لهف نفسی که این عشق بامن | چنین خانگی گشت و چونین عتیقا | |
| ز خواب هوی گشت بیدار هرکس | نخواهم شدن من ز خوابش مفیقا | |
| بدان شب که معشوق من مرتحل شد | دلی داشتم ناصبور و قلیقا | |
| فلک چون بیابان و مه چون مسافر | منازل: منازل، مجره: طریقا | |
| بریدم بدان کشتی کوهلنگر | مکانی بعید و فلاتی سحیقا |