محتشم کاشانی (قطعات)/هر نفس میکرد چون از تاب مرگ
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (هر نفس میکرد چون از تاب مرگ) از محتشم کاشانی |
' |
| هر نفس میکرد چون از تاب مرگ | رشتهی عمر عزیزی کو تهی | |
| هر زمان میشد چو از دست اجل | پیکری در خاک چون سرو سهی | |
| با وجود طفلی از اوضاع چرخ | یافت سید نعمت الله آگهی | |
| با برادر همرهی کرد اختیار | وز توجه کرد قالب را تهی | |
| فکر تاریخش چو گردم عقل گفت | کرد سید با برادر همرهی |