محتشم کاشانی (قطعات)/دولت چو سر به ذروه فتح و ظفر کشید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (دولت چو سر به ذروه فتح و ظفر کشید) از محتشم کاشانی |
' |
| دولت چو سر به ذروه فتح و ظفر کشید | وز رخ گشود شاهدا من و امان نقاب | |
| بر مسندسرور مکین شاه کامران | دارای آفتاب سریر فلک جناب | |
| تسکین دهندهی فتن آخر الزمان | شویندهی رخ ظفر از گرد انقلاب | |
| طهماسب خان پناه جهان شاه شه نشان | پرگاردار نقطهی کل نقد بوتراب | |
| از یک طرف همای همایون که کام دهر | جست از رکاب بوسی او گشت کامیاب | |
| از جانب دگر خلف پادشاه روم | از پایبوس او سر خود سود بر سحاب | |
| تاریخ آن قران طلبیدم ز عقل گفت | بوسید کامجوی جهان شاه را رکاب | |
| تاریخ این مقارنه کردم سوال گفت | ماهی عجب رسید به پابوس آفتاب |