محتشم کاشانی (قطعات)/ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی) از محتشم کاشانی |
' |
| ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی | شان تو بینیاز است از مدح خوانی من | |
| گرد بنای حسنت هست آهنین حصاری | از پاس دعوت خلق چون پاسبانی من | |
| این پاسبانی اما چون دولت تو باقیست | جان نیز اگر برآید از جسم فانی من | |
| دوش از عطیهی تو ای نوبهار دولت | از شرم زردتر شد رنگ خزانی من | |
| با آن که بر وجودت از دعوت و تحیت | دایم گوهر فشانیست شغل نهانی من | |
| بر عادت زمانهای داور یگانه | موقوف سیم و زر نیست گوهرفشانی من |