محتشم کاشانی (قطعات)/ای دل انصاف ده که چون نبود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (ای دل انصاف ده که چون نبود) از محتشم کاشانی |
' |
| ای دل انصاف ده که چون نبود | دور از جور خویش شرمنده | |
| کز پی هم ز گلشن سادات | سه همایون درخت افکنده | |
| اول آن نونهال گلشن جان | که شدی مرده از دمش زنده | |
| گل باغ صفا صفیالدین | که رخش بر سمن زدی خنده | |
| پس ضیای زمان و شمس زمین | آن دو نخل بلند و زیبنده | |
| که شد اسباب عیش خرد و بزرگ | از غم فوتشان پراکنده | |
| چون به آئین جد و باب شدند | جنت آرا به ذات فرخنده | |
| تا دو تاریخ آشکار شود | این دو مصراع سزد از بنده | |
| دور از بوستان مصطفوی | یک نهال و دو نخل افکنده |