محتشم کاشانی (غزلیات از رسالهی جلالیه)/ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات از رسالهی جلالیه) (ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند) از محتشم کاشانی |
' |
| ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند | بس خرابم من یک امروز دگر محمل مبند | |
| حالیا از چشم طوفان خیز من ره دجله است | یک دو روز دیگری این رخت ازین ساحل مبند | |
| غافلی کز من به رویت مانده باقی یک نگاه | در محلی این چنین چشم از من غافل مبند | |
| نیست حد آدمی کز تن برد جان در وداع | روح انسان پیکری تهمت بر آب و گل مبند | |
| یار چون شد عمر در تعجیل بهتر ای طبیب | رو ببند حیله پای عمر مستعجل مبند | |
| داروی منعم مکش در چشم گریان ای رفیق | راه بر سیلی چنین پر زور بیحاصل مبند | |
| دل به خوبان بستن ای دل حاصل دیوانگیست | محتشم گر عاقلی دیگر به ایشان دل مبند |