محتشم کاشانی (غزلیات)/گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت) از محتشم کاشانی |
' |
| گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت | تا توانست از درم بیرون به حکم نازداشت | |
| جراتم با آن که بیدهشت به صحبت میدواند | دور باش مجلس خاصم بر آن در بازداشت | |
| بزم شد فانوس و جانان شمع و دل پروانهای | کز برون خد را بگرد شمع در پرواز داشت | |
| دل که در بزمش به حیلت دخل نتوانست کرد | گریه بر خواننده عقل حیل پرداز داشت | |
| شد نصیب من که صید لاغرم اما ز دور | در کمان هر تیر کان ترک شکارانداز داشت | |
| بر رخم محرومی صحبت در امید بست | خاصه آن صحبت که وی با محرمان راز داشت | |
| محتشم کز قرب روز افزون تمام امید بود | کی خبر زین عشق هجر انجام وصل آغاز داشت |