محتشم کاشانی (غزلیات)/چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای من) از محتشم کاشانی |
' |
| چو میخواهد که نامم نشنود بیگانه رای من | ازو بیگانه بادا هرکه باشد آشنای من | |
| ز رغم من به نوعی مدعی را کام میبخشی | که میخواهد باخلاص از خدای من بقای من | |
| بکش گر درخور بخشش نیم تا کی روا داری | به بدخواه از پی درخواه جز می التجای من | |
| چو فرمایی که خاصانت به بزم آرند یاران را | به حاجب هم به جنبان گوشهی چشمی برای من | |
| ز قرب یار ننهادم ز جای خود قدم بالا | چها در سر گرفتی غیر اگر بودی به جای من | |
| به تشریف غلامی گر بلند آوازهام سازی | زند بر بام چرخ ایام کوس کبریای من |