محتشم کاشانی (غزلیات)/ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملی) از محتشم کاشانی |
' |
| ساربان بر ناقه میبندد به سرعت محملی | چون جرس ز اندیشه در بر میطپد نالان دلی | |
| محمل آراییست یکجا گرم با صد آب و تاب | جای دیگر آه سرد و گریهی بیحاصلی | |
| یک طرف در نیت پرواز باز جان شکار | یک طرف در اضطراب مرگ مرغ بسملی | |
| شهر ویران کردهای را باد صحرا در دماغ | باد در کف چون گل از وی بیدلی پا در گلی | |
| وای بر صحراییان کز شهر بیرون میرود | بیترحم صید بندی ناپشیمان قاتلی | |
| سیل اشگ من گر افتد از پی این کاروان | ز افت طوفان خطر گاهی شود هر منزلی | |
| از بنیآدم ندیدم محتشم مانند تو | وصل را نامستعدی انس را ناقابلی |