محتشم کاشانی (غزلیات)/زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم) از محتشم کاشانی |
' |
| زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم | فرداست که سر حلقه ارباب جنونم | |
| بار دلم از کوه فزونست عجب نیست | گر خم شود از بار چنین قد چو نونم | |
| تا بندهی مه خود شدم ایام | از قید دگر سیمبران کرد برونم | |
| چشمت به خدنگ مژهکار دل من ساخت | نگذاشت که تیغت شود آلوده به خونم | |
| صد شکر که چون لاله به داغ کهن دل | آراسته در عشق تو بیرون و درونم | |
| من محتشم شاعر و شیرین سخن اما | لال است زبانم که به چنگ تو زبونم |