محتشم کاشانی (غزلیات)/زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق) از محتشم کاشانی |
' |
| زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق | من از کمال محبت جهان جهان مشتاق | |
| نهان ز چشم بدان صورت تو را این است | که دایمم من صورت طلب به آن مشتاق | |
| ز دست کوته خود در هوای زلف توام | چو مرغ بیپر و بالی به آشیان مشتاق | |
| به محفل دگران در هوای کوی توام | چو آن غریب که باشد به خانمان مشتاق | |
| کنم سراغ سگت همچو کسی که بود | ز رازهای نهانی به همزبان مشتاق | |
| عجب که ذکر تو جزء شهادتم نشود | ز بس که هست به نام خوشت زبان مشتاق | |
| به محتشم چه فسون کردهای که میگردد | نفس نفس به تو مایل زمان زمان مشتاق |