محتشم کاشانی (غزلیات)/زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو) از محتشم کاشانی |
' |
| زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو | مقوس ابروان در سجدهی مشگین هلال تو | |
| همایون طایران باغ حسن از شعلهی حسنت | بر آتش پر زنان پروانهی شمع جمال تو | |
| زلیخا بر تلف گردیدن اوقات خود گرید | به روز حشر اگر بیند رخ فرخنده فال تو | |
| ز دل کردم برون بهر نزولت جملهی خوبان را | که دارد با جدایی خوی مشتاق جمال تو | |
| حریف بزم وصلم لیک کلفت ناکم از ساقی | که با غیرم مساوی میدهد جام وصال تو | |
| درین باغند عالی شاخها بیحد چه سود اما | که محروم است از پرواز مرغ بسته بال تو | |
| ز غیرت در حریم حرمت او محتشم داری | حسد بر حال محرومان مبادا کس به حال تو |