محتشم کاشانی (غزلیات)/زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (زد به درونم آتش تنگ قبا سواری) از محتشم کاشانی |
' |
| زد به درونم آتش تنگ قبا سواری | دست به خونم آلود ماه لقا نگاری | |
| دام فریب دل گشت طره دلفریبی | صید شکار جان کرد آهوی جان شکاری | |
| گرچه به مصر خوبی هست عزیز یوسف | نیست به شهریاری همچو تو شهریاری | |
| نرگس چشمت ای گل میفکند دمادم | در دل چاک چاکم ای مژه خارخاری | |
| روز و شب از خیالت با دل خویش دارم | کنجی و گفتگوئی صبری و انتظاری | |
| پیش تو چون رقیبان معتبرند امروز | شکر که ما نداریم قدری و اعتباری | |
| گفته محتشم را زیور گوش جان کن | کز گوهر معانی ساخته گوشواری |