محتشم کاشانی (غزلیات)/به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردم) از محتشم کاشانی |
' |
| به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردم | که میگفت از می و مستی و من انکار میکردم | |
| گنهکارانه ماندم سر به پیش غمزهاش آن دم | که ذکر عشق میکرد و من استغفار میکردم | |
| نمیدیدم به سویش تا نمیشد مدعی غافل | به او عشق نهان خود چنین اظهار میکردم | |
| به چشم رمز گو میکرد سحر اندر جواب من | به ایماعرض شوقی چون به آن پرکار میکردم | |
| چو او میدید سوی من به سوی غیر میدیدم | حذر کردن ازو خاطر نشان یار میکردم | |
| به نام دیگری در عشق میگفتم حدیث خود | حریف نکته دان را واقف اسرار میکردم | |
| شد امشب محتشم یار از نظر بازی من راضی | که سویش دیده بعد از دیدن اغیار میکردم |