محتشم کاشانی (غزلیات)/بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوش) از محتشم کاشانی |
' |
| بزم برهم زدهای ای دل بر خشم به جوش | چشم از جنگ بغوغالب از اعراض خموش | |
| گرمیش شعلهی فروزان ز رخ ماه شعاع | تلخیش زهر چکان از دو لب زهر فروش | |
| خواب بیهوشی و کیفیت مستی ز سرش | جسته از پرزدن مرغ سراسیمه هوش | |
| ضبط بیتابی خود کرده ولی در حرکت | پیرهن زان تن و اندام و قبازان برو دوش | |
| داغ دلهای فکار از حرکاتش به خراش | مرغ جانهای نزار از سکناتش به خروش | |
| سخنی کامده از حوصلهی ناطقه بیش | لب فرو بستنش از نطق فروبسته بگوش | |
| محتشم هرکه خورد باده به دشمن ناچار | کند آخر می اعراض بدین مرتبه نوش |