محتشم کاشانی (غزلیات)/ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم) از محتشم کاشانی |
' |
| ای شمع بتان تا کی بر گرد درت گردم | پروانهی خویشم کن تا گرد سرت گردم | |
| دست همه از نخلت پرمیوه و بس خندان | گستاخ نیم کز دور گرد ثمرت گردم | |
| من تشنه و تو ساقی هرچند ز وصل خود | محرومترم سازی مشتاقترت گردم | |
| ناز از شکرستانت هر چند مگس راند | من بیشتر از حسرت گرد شکرت گردم | |
| نزدیکم و نزدیکست قطع نظرم از جان | چون مانم اگر روزی دور از نظرت گردم | |
| گر از کرمم خوانی فرش حرمت باشم | ور از نظرم رانی خاک گذرت گردم | |
| بر موی میان هرگه از ناز کمربندی | در زیر زبان صدره گرد کمرت گردم | |
| سوی دل بی رحمت از شست دعا شبها | هم خود فکنم ناوک هم خود سپرت گردم | |
| ای شاه گداپرور من محتشمم آخر | گوشی به سوالم دار چون گرد درت گردم |