محتشم کاشانی (غزلیات)/ای رشگ بتان به کج کلاهی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ای رشگ بتان به کج کلاهی) از محتشم کاشانی |
' |
| ای رشگ بتان به کج کلاهی | قربان سرت شوم اللهی | |
| تو بسته میان به کشتن من | من بسته کمر به عذرخواهی | |
| روی تو ز باده ارغوانی | رخسارهی من ز غصه کاهی | |
| من خورده قسم به عصمت تو | تو داده به خون من گواهی | |
| ماهی تو درین لباس شبرنگ | یا آب حیات در سیاهی | |
| گویند که ماهی و نگویند | وصف مه روی تو کماهی | |
| ابرو بنما و رخ که بینند | در خیمهی آفتاب ماهی | |
| ای بر سر تو همای دولت | انداخته سایهی الهی | |
| بر محتشم گدا ببخشای | شکرانهی این که پادشاهی |