محتشم کاشانی (غزلیات)/ای جمالت قبلهی جان ابرویت محراب دل
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ای جمالت قبلهی جان ابرویت محراب دل) از محتشم کاشانی |
' |
| ای جمالت قبلهی جان ابرویت محراب دل | آمدی و فرض شد صد سجده بر ارباب دل | |
| بعد چندین انتظار از رشتهی باریک جان | تاب هجران میبری بیرون ولی کو تاب دل | |
| گر شوی مهمان جان از عقل و دین و صبر و هوش | در رهت ریزم به رسم پیشکش اسباب دل | |
| تا ز مژگان لعل پاشم در رهت پروردهام | از جگر پر گاله بسیار در خوناب دل | |
| از دو بیمارت یکی تا جان برد در بند غم | یا به خواب من درآ یکبار یا در خواب دل | |
| نقش دل پیشت کشیدم جان طلب کردی ز من | ای فدایت جان چه میفرمایی اندر باب دل | |
| سر بلندم میکنی گویا که میبینم ز دور | ارتفاع کوکب دولت در اسطرلاب دل | |
| محتشم میجست عمری در جهان راه صواب | سالک راه تو گشت آخر به استصواب دل |