محتشم کاشانی (غزلیات)/آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش) از محتشم کاشانی |
' |
| آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش | بر زر کشیده خفتان شاهانه بسته ترکش | |
| سرو از قبا گران بار گل از هوا عرق ریز | رنگ از حیا دگرگون زلف از صبا مشوش | |
| در سر هوای جولان بر لب نشان باده | غالب نشاط خندان شیرین مذاق سرخوش | |
| هنگام ترکتازش طاقست در نظرها | آن چین زدن بر ابرو وان هی زدن بر ابرش | |
| آن کز نهیبش آتش شد بر خلیل گلزار | در باغ روی او داد گل را مزاج آتش | |
| دل وحشی است بندی من از علاقهی او | با شیر در سلاسل با مرگ در کشاکش | |
| از صیقل محبت کانهم ز پرتو اوست | طبعی است محتشم را کایینه ایست بیغش |