مثنوی معنوی/یک درخت شدن آن هفت درخت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر سوم مثنوی (یک درخت شدن آن هفت درخت) از مولوی |
' |
| گفت راندم پیشتر من نیکبخت | باز شد آن هفت جمله یک درخت | |
| هفت میشد فرد میشد هر دمی | من چه سان میگشتم ازحیرت همی | |
| بعد از آن دیدم درختان در نماز | صف کشیده چون جماعت کرده ساز | |
| یک درخت از پیش مانند امام | دیگران اندر پس او در قیام | |
| آن قیام و آن رکوع و آن سجود | از درختان بس شگفتم مینمود | |
| یاد کردم قول حق را آن زمان | گفت النجم و شجر را یسجدان | |
| این درختان را نه زانو نه میان | این چه ترتیب نمازست آنچنان | |
| آمد الهام خدا کای با فروز | می عجب داری ز کار ما هنوز |